‌نویسندگان

گروه نویسندگان 7فاز

(39 مطلب)

7 صحنه برگزيده فيلم‌هاي ابراهيم حاتمي‌كيا

خسرو دهقان، منتقد قديمي، روزگاري گفته بود به نظرش مسعود كيميايي و ابراهيم حاتمي‌كيا «ايراني»ترين فيلمسازاني هستند كه مي‌شناسد. منظور رسيدن به پسند و خلق و خو و روحيه‌اي است كه به چنين تاثير فراگيري در ميان مخاطبان منجر شده و به فرهنگ عمومي مردم راه پيدا كرده است. بازسازي حس و حال و بروز بي‌پرده عواطف شرقي/ ايراني. ‌فيلم‌هاي حاتمي‌كيا را به خاطر آوريد. بهترين لحظات و سكانس‌هايي كه در گنجينه خاطرات سينمايي‌مان ثبت شده‌اند؛ لحظات برون ريزي احساسي آدم‌ها. لحظاتي كه خالق فيلم‌ها، ژست خودآگاه اخموي خويشتن‌دارش را كنار مي‌گذارد و به ناخودآگاه احساساتي و زودرنجش مجال بروز مي‌دهد. سعيد (علي دهكردي) در «از كرخه تا راين» كه تازه فهميده مرگ در دو قدمي‌اش است كنار رود راين بر سر خدا فرياد مي‌زند كه «چرا اينجا؟». يا در «بوي پيراهن يوسف» پيرمرد (علي نصيريان) بالا سر قبر يوسف‌اش نشسته و درد و دل مي‌كند و فغان برمي‌آورد كه «وقتش شده يه دونه قايم بخوابونم زير گوش‌ات». يا نطق تكان دهنده مرد بدبخت جنوبي وقتي كه براي اولين بار كنترل هواپيماي دزديده شده را به دست مي‌گيرد در «ارتفاع پست»؛ «اين قصه يه مرد بدبخته كه مي‌خواد با زن و بچه‌اش كوچ كنه. اونم يه كوچ اجباري.» و بهترينش لحظه وداع اوليه و ناقص حاج كاظم (پرويز پرستويي) و عباس (حبيب رضايي) در «آژانس شيشه‌اي». نقطه اوجي دست نيافتي در روحيه «ملودرام ايراني». احساساتي و اشك‌درآر.
08خرداد1395 6







































عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز