20 فیلم برگزیده سال 2014 به انتخاب تحریریه 7فاز: The Grand Budapest Hotel/ هتل بزرگ بوداپست (وس اندرسون)

ادامه‌ي همان دنياي شخصي. همان دغدغه‌ها. همان آدم‌هاي خاص و اندوه‌ها. با پُر رنگ‌تر شدن قصه و غرق شدن در تاريخ سينما همراه با كلي آدم‌هاي آشناي دنياي وس اندرسون؛ از اوون ويلسون و بيل موري و آدرين برودي ( همراهان هميشگي ) تا هاروي كايتل و جود لا و  تام ويلكينسون و در راس همه‌ رالف فاينس معركه.

7فاز:
امين نور:
محشر. جواهر ناب. بهترين فيلم اندرسون. در اين ضيافت مثل هميشه عجيب و غريب اما پر رنگ و شاد و جذابِ اندرسون از هرچيزي، از شوخي با اندازه تصوير  زمان فلاش‌بك به عنوان نوعي اداي احترام به سينماي گذشته باندازه 3:4  تا مونولوگ‌گفتن‌هاي شكسپيروارانه رالف فاينس در آن سكانس روده‌بر كننده آويزان ماندن‌اش بر لبه پرتگاه، شاهد زندگي جواني به نام زيرو  هنگام خدمتش در هتل گراندبوداپست هستيم. فيلم به مانند ديگر آثار مولف پر زرق و برق و تك است، تك در ميان هرسينماگري و بيش از اندازه يادآور نوع چيدمان كاراكترها و ميزانسن‌هاي ژاك تاتي.

احسان ميرحسيني: وس اندرسون، از فيلمسازان خوره فيلم كه از همان ابتدا با فيلم‌هايي متفاوت و جالب پا به فيلمسازي گذاشت. اما هر چه جلوتر آمد با اصرار بيش از حد بر همان عناصر شخصي دنيايش دچار تكرار خود شد. هتل بزرگ بوداپست، كمدي اسكروبال اندرسون، بيشتر امتيازش را از گروه بازيگران پرشمارش مي‌گيرد. فيلمي خنك كه بيشتر از آنكه فيلم باشد، شبيه به يك اسباب‌بازي لوكس و پرزرق و برق مي‌باشد.

كاوه اسماعيلي: در كارنامه وس آندرسون بيشتر از همه در كنار آقاي فاكس شگفت انگيز قرار مي‌گيرد. به مذاق آن‌هايي كه طرفدارش نبوده‌اند بيشتر خوش خواهد آمد. به لحاظ روحي دورتر از دنياي شخصي اوست و در نتيجه گرم‌تر و سرگرم‌كننده‌تر به نظر مي‌رسد. افسانه‌اي فانتزي-تاريخي كه حول محور شخصيت كلبي مسلك موسيو گوستاو مي‌چرخد و دنياي شخصي قهرمانش را در آستانه ظهور فاشيسم و ويراني و نابودي اروپا، شكل مي‌دهد. هتل بوداپست و تابلوي پسرك و سيب، اما بيشتر از آنكه استعاره‌اي از تعلقات فردي گوستاو باشد بهانه‌اي به مثابه گنج براي دنبال كردن مسير هيجان‌انگيز و پر از تعقيب و گريز داستان با اجراي دوبعدي و كارتوني و گرافيكي خاص آندرسون مي‌شود كه شامل جزئياتي گاه شيرين و گاه لوس است و شايد موفقيت عجيب فيلم ماه‌ها پس از اكران آن كليدي براي ادامه اين مسير در آينده فيلمساز باشد.

احسان سالم: نگار آقاي اندرسون هرچه پيش مي‌رود از آن حال و هواي كمي محافظه كارانه‌ي ابتداي كارنامه‌اش (محافظه‌كارانه به معناي كمتر متفاوت بودن با بقيه در مقايسه با فيلم‌هاي متأخرش) يعني امثال راشمور و خانواده‌ي تننبام فاصله گرفته و رفته رفته به فرمي راديكال‌ از ارائه‌اش رسيده، يعني استفاده‌ي بيشتر از نماهاي متقارن و تخت و شخصيت‌هاي فريك و موقعيت‌هاي فريك‌‌تر و رنگ‌‌بندي‌هاي خاص، بخصوص با سه فيلم آخرش يعني آقاي فاكس و مون‌رايز كينگدام و همين هتل بزرگ بوداپست.
اينجا هم با همان عناصر اخير اندرسوني روبروييم. در دل فيلم يك سري اتفاقات، تعقيب و گريزها و درگيري‌ها را شاهد هستيم و مانند تعقيب زوج نوجوانِ مون‌رايز و عمليات نجات كريستفرسن در آقاي فاكس، در هتل بوداپست هم فرار گوستو (رالف فاينس) و زيرو (با بازي قدرنديده و عاليِ توني رِولوري) و جستجوي تابلوي نقاشي ماجراي مركزي فيلم است. منتها در اين فيلم ديرتر وارد اين فاز مي‌شويم و در ابتدا با ساختار روايي تودرتو و هزار و يك شب‌طوري مواجهيم كه با تام ويلكينسن، جود لا، و دست آخر اف موري آبراهام پيش مي‌رود. شايد نتوان گفت اندرسون در هتل بزرگ بوداپست به نقطه‌ي تازه‌اي در كارنامه‌اش رسيده ولي هر‌آنچه را كه از قبل داشته به طور شديدتري تجربه كرده و فيلمي ساخته كه مانند نماي هتلش به يك كيك صورتيِ بزرگ و مجلل مي‌ماند.

صوفيا نصرالهي: اگر تا به حال هيچ فيلمي از وس اندرسون نديده‌ايد «هتل بزرگ بوداپست» مي‌تواند شروع خوبي باشد. براي لذت بردن از فيلم نيازي نيست با جهان فيلم‌هاي اندرسون آشنا باشيد. اين فيلم شيريني و از نظر بصري شگفت‌انگيزي همان جهان فانتزي هميشگي اندرسون را دارد ولي اين‌بار كاراكترها تخت‌تر و البته همه‌شان دوست‌داشتني‌تر هستند. يك قصه جذاب با تصاوير باشكوه. اما حواستان باشد كه دنبال مفاهيم عميق زير لايه‌هاي قصه جذاب اندرسون نگرديد. اين يك داستان مفرح است. شبيه قصه‌هاي پرياني كه براي كودكان تعريف مي‌كنند. و البته كاراكتر موسيو گوستاو با بازي رالف فاينس درجه يك است. (نكته مثبت: بافت بصري فيلم، قصه و كاراكترهاي جذاب و بازي‌هاي عالي/نكته منفي: گاهي شيريني بيش از اندازه هم دل آدم را مي‌زند. همچنان «خانواده رويال تننبام» را ترجيح مي‌دهم. فيلمي كه در عين داشتن فضاي فانتزي و خوش آب و رنگ كارهاي اندرسون، كاراكترهاي پيچيده‌اي داشت كه بعضي‌هايشان خيلي هم تلخ بودند و دوست داشتن‌شان كار ساده‌اي نبود. اينجا همه چيز بيش از اندازه ساده و دوست‌داشتني شده و لذت كشف و شهود جهان‌هاي مختلف را از تماشاگر مي‌گيرد.)

وحيد جلالي: ادامه‌ي همان دنياي شخصي. همان دغدغه‌ها. همان آدم‌هاي خاص و اندوه‌ها. با پُر رنگ‌تر شدن قصه و غرق شدن در تاريخ سينما همراه با كلي آدم‌هاي آشناي دنياي وس اندرسون؛ از اوون ويلسون و بيل موري و آدرين برودي ( همراهان هميشگي ) تا هاروي كايتل و جود لا و  تام ويلكينسون و در راس همه‌ رالف فاينس معركه. و پذيرشي (؟) غم‌انگيز. هيچ وقت درست و حسابي فرصت تماشاي هتل بوداپست را پيدا نكرديم. تا به خود آمديم همراه موسيو گوستاو و زيرو در حال فرار و دور شدن از هتل بوديم. هتلي كه تجلي‌گاه دنياي رويايي و شايد خيالي ذهن غريب وس اندرسون و دوست‌دارانش بود.

زرتشت كاشفيان: هتل بزرگ بوداپست يك ضيافت بصري درخشان است. اندرسون روايت پرپيچ و خم و بامزه‌اش را مثل يك قصه پريان جلو مي‌برد و از هيچ بازي فرمي‌اي هم دريغ نمي‌كند و سبك هميشگي‌اش را هم حفظ مي‌كند. ولي نمي‌تواند به عمق و ظرافت تماتيك آثار سابقش دست پيدا كند. اندرسون مثل هميشه كاراكترهايش را كاملا شفاف و در همان ابتدا معرفي مي‌كند ولي برخلاف فيلم‌هاي پيشينش تم كمرنگ‌تري در ميانه‌ي روي دادن حوادث موكد نمي‌شود و در نتيجه شخصيت‌ها از حدود تيپ‌شان فراتر نمي‌روند. با اين وجود هتل بزرگ بوداپست لذت خالص و ناب ماجراجويي‌هاي تن تن را يادآوري مي‌كند؛ آن هم به شكيل‌ترين و زيباترين شكل ممكن.

پويان عسگري: وس اندرسون فيلم به فيلم در سبك شخصي و البته محدودي كه براي خود در نظر گرفته، ترشيده‌تر مي‌شود؛ ميزانسن‌هاي ثابت و زيست آدم‌ها و رفتار سردي كه ازشان سر مي‌زند، قابل پيش‌بيني و خسته كننده شده و ديگر خبري از شگفتي‌ها و دستاوردهاي بياني كه اندرسون جوان در دهه نود به سينماي آمريكا عرضه داشت، نيست. هتل بزرگ بوداپست براي كسي كه روزگاري فيلم عجيب «راشمور» را ساخت و به شكلي جاه‌طلبانه آن جهان را با ابعادي بزرگتر در «رويال تننبام» به تصوير كشيد، يك پسرفت محسوب مي‌شود. خبري از تعادل ظريف بين داستانگويي و سبك‌پردازي نيست و با اثري اشباع شده و حجيم از عناصر سبك‌پردازانه مواجه هستيم. اشاره به ارنست لوبيچ و پرستن استرجس و كمدي‌هاي سينماي كلاسيك آمريكا در نوشته‌هاي انتقادي، محلي از اعراب ندارد و گوياي دانش كم گويندگان در شناخت و تشخيص كمدي لوبيچي و استرجسي است؛ آن پيرنگ‌هاي پيچيده و شخصيت‌هاي خاص و ديرياب و كجا و اين كمدي لوس و بي‌مزه كجا. به عبارت بهتر هتل بزرگ بوداپست كمدي مورد علاقه آدم‌هايي است كه خاص بودن را با يبس بودن اشتباه گرفته‌اند!

گروه نويسندگان 7فاز
نظرات
سايبورگ دلارفروش چهارشنبه 19 فروردين 1394 خزطور شد طور ديگه
2 1
پاسخ

رضا شتري چهارشنبه 19 فروردين 1394 سردبير دقت كن! گفته باشم داري يه دونه يه دونه فيلماي خوب رو رد مي ديدون
2 0
پاسخ

عباس جمعه 1 آبان 1394 فيلم محشره. همين وبس!
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط












































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز