پیشنهاد نوروزی؛ فیلم‌های كمدی كه دوست‌شان داریم: Silver Linings Playbook/ دفترچه امیدبخش (دیوید او راسل)

دفترچه ‌اميدبخش يك فيلم جذاب و زندگي‌بخش است. يك كمدي رمانتيكِ بالغ اما ساختارشكن كه جاهايي از زير چارچوب قواعد اصلي در مي‌رود اما در نهايت به اساس ژانر وفادار است. در دل يك داستان درباره مردي جوان با اختلال رواني و دختري آسيب‌ديده و عصبي، شما به جهاني وارد مي‌شويد كه در آن آدم‌ها مدام در حال ترميم‌ و ارتقا هستند.

7فاز:
7. هي پت! حتي روي فرم بودن عقاب‌هاي فيلادلفيا هم به بودن تيفاني بستگي دارد.
6. دلورس تصميم گرفت پسرش را از بيمارستان رواني مرخص كند چون نمي‌خواست او به آن‌جا عادت كند. پت سوليتانو به خانه برگشت و برنامه چيد نيكي، همسر سابقش را بازگرداند. در سوي ديگر قصه بيوه/فاحشه‌ي تام پشت در يكي از خانه‌هاي همان حوالي منتظر بود تا يك كسي كه از زنده بودن/ زندگي‌كردن نمي‌ترسد، بيايد و تو روي همه كفتارهايي كه دوره‌اش كرده بودند، بزند و بگويد: "بعضي‌ وقت‌ها دختراي اين شكلي مي‌خوان خوش بگذرونن، و بعضي وقت‌ها نمي‌خوان. چون اونا دو تا بال شكسته دارن و آسيب ديدن. اين‌طوري شكارهاي آسوني‌ان. اما در اين مورد بخصوص، فكر كنم اون بال‌ها التيام پيدا كردن" تيفاني خسته شده بود از اينكه براي مردها، يك شكار آسان باشد... و پت و تيفاني دوست شدند.
5. يك داستان خوب، كه با شخصيت‌هايي بامزه و ريتمي خوشايند و كمي تندتر از معمولِ كمدي رومانتيك‌ها پيش مي‌رود. به اين دو عنصر اضافه كنيد شيمي گيرا و ديوانه‌وار دو نفر اصلي را. بردلي كوپر و جنيفر لارنس حتي روي كاغذ هم به‌هم مي‌آيند. بانمك و خوش‌قيافه و پرشور و شلوغ. حالا تصور كنيد اين دو نفر زيرِ دستان چيره ديويد او راسل ورز بخورند. كارگرداني كه اصلي‌ترين توانايي‌اش، شكل دادن خميره‌هاي خوش‌جنس است به بهترين شكلِ خودشان. او شيره بازيگرش را مي‌كشد و او را مجبور مي‌كند در نقشش استخوان بتركاند. ديويد او راسل ديكتاتورانه و با نگاهي جامع از بالا به نقش، كاراكترهايش را با جزيياتي دقيق، روشن و چيدمان‌شده خلق مي‌كند اما به بازيگرانش اجازه مي‌دهد در آزادي مطلق آن‌ها را پيدا و پياده كنند. داستان، شخصيت‌هاي درست و يك رابطه عاشقانه جذاب. اين‌ها سه مولفه اصلي هستند كه يك كمدي رمانتيك خوب (در حداقل حالت) تحويل‌مان مي‌دهد. خب! نشانه‌ها حاكي از آن است با يك چيز حسابي طرفيم. شما از آن‌هايي هستيد كه نشانه‌ها را جدي بگيريد؟
4. آدم‌هاي روشن‌بين سرمايه‌هاي زمين هستند و ديويد او راسل يكي از كاردرست‌هاي اين كاروان است. او نه تنها در فرم و استايل كمدي‌اش به تلفيقي از هاكس و وايلدر رسيده كه در نگاهش نيز به سبك استادان اعظم، يك نشئگيِ حاصل از مصالحه‌اي دلپذير با جهان جاري‌ست. او به شكل واضحي آدم‌‌ها را دوست دارد و همانقدري كه براي رنج‌ها و زخم‌هايشان اعتبار قائل است، براي‌شان خوابِ شادي مي‌بيند. او زندگي و آدم‌ها را خوب مي‌شناسد. آنقدري كه فاصله ميان مخاطب و نقش‌هاي روي پرده خيلي كم است. شما در تمام آثارش مي‌توانيد تصويري از خودتان و ردِ ذوق‌ها و دلتنگي‌هاي‌تان را پيدا كنيد. مي‌توانيد يكي از آن‌ها باشيد. مي‌توانيد يكي از لحظه‌هاي آن‌ها را پيش‌تر زندگي كرده باشيد. لابد اين هم از بازي‌هاي جهان است كه يك دورگه‌ي روس يهودي/ ايتاليايي كاتوليك كه درواقع در يك خانواده لائيك بزرگ شده، حالا به رسم كهنه‌كارانِ ريش‌سفيدِ مومن به هستي، مثل يك مذهبي سفت و سخت به "معجزه" معتقد است. كجا بهتر از بغلِ امثال اين‌ها سراغ داريد؟ اين‌هايي كه معتقدند پايان قصه دنيا روشن است. خودتان را ول بدهيد ميان دستانش و سروتونين تزريق كنيد به خون‌تان.
3. دفترچه ‌اميدبخش يك فيلم جذاب و زندگي‌بخش است. يك كمدي رمانتيكِ بالغ اما ساختارشكن كه جاهايي از زير چارچوب قواعد اصلي در مي‌رود اما در نهايت به اساس ژانر وفادار است. در دل يك داستان درباره مردي جوان با اختلال رواني و دختري آسيب‌ديده و عصبي، شما به جهاني وارد مي‌شويد كه در آن آدم‌ها مدام در حال ترميم‌ و ارتقا هستند. ترميم و ارتقاي خودشان، آدم‌هاي اطراف‌شان و البته روابطشان. دكتري كه در روز طرفداري تيم‌ها برادر مي‌شود، برادرهايي كه دست از زخم‌زبان‌زدن مي‌كشند، پدري كه سفت و گرم پشت پسر‌ش مي‌زند و او را مصمم روانه مي‌كند تا از گزندِ نفرين‌هاي ابدي عبور كند و دختر و پسري كه در كنار هم آنقدر مي‌دوند و آنقدر مي‌رقصند تا برسند به آغوش. به نقطه امنِ التيام.
2. دفترچه اميدبخش ساخته شده تا مخاطب نفس بكشد از پايان‌‌هاي سخت. پايان‌هاي رنجور، پايان‌هاي كسل. باز. بي‌سرانجام. پايان‌هاي باري به‌هرجهت. دفترچه اميدبخش يك فيلم شجاع است. به همان اندازه قهرمان بي‌اعصابِ خل و چلش كه شبانه پريد توي اتاق خواب پدر و مادرش، كتاب همينگوي را از پنجره بيرون انداخت و گفت "دنيا به اندازه كافي سخت هست، نمي‌شود يك پايان خوب براي قصه‌ها نوشت؟" فيلم زوج خوشمزه‌اش را از همه جنگ‌ها، نفرت‌ها، اشك‌ها، گلايه‌ها، تنهايي‌ها و نااميدي‌ها عبور مي‍‌‌‌دهد و طوري توي بغل هم مي‌اندازد كه مخاطبش بلند شود، هورا بكشد، اشك‌هايش را پاك كند و به خورشيد بگويد يك كمي بخواب! تا اطلاع ثانوي زمين دارد دور دختر و پسر ما مي‌گردد.
1. بوسه پت و تيفاني جايزه سينمايي ام‌تي‌وي براي بهترين بوسه سال 2013 را برد. تيفاني اگر باشد، پت همه بازي‌ها را مي‌برد.

ندا ميري
نظرات
حميد پنجشنبه 6 فروردين 1394 آقا جريان اين شماره ها چي بود؟
0 0
پاسخ

سارا جمعه 7 فروردين 1394 خوشحال شدم رسما از خوندنش
1 0
پاسخ

علي جمعه 7 فروردين 1394 چه فيلم خوبي بود، چه اسكار خوبي برد جني لارنس...
1 0
پاسخ

محسن جمعه 7 فروردين 1394 سلام. لطفاًاسامي انگليسي فيلم ها رو هم بنويسيد.
0 2
پاسخ
حامد شنبه 8 فروردين 1394 نوشتن که!

ايمان شنبه 8 فروردين 1394 چه فيلمي چه يادداشتي چه پيشنهادي. دست مريزاد
2 0
پاسخ

بچه محل شنبه 8 فروردين 1394 اونجاش که آخر فيلم پت و تيفاني در مسير رسيدن به صحنه رقص، ناغافل دست هم را مي‌گيرند.
1 0
پاسخ

الينا چهارشنبه 5 اسفند 1394 خيلي جالبه براوو
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط


























استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز