گزیده نظرات منتقدان درباره سلما (اوا داورنی)

گاردين - استيو رز: "به شدت مهم و جاه‌طلبانه. اين فيلم تمامي خصايص يك برنده را دارد. حس و حال فيلم با ميلي كه به اسطوره‌سازي دارد در تمام مدت نمايش‌اش برافروخته مي‌ماند. همه بهترين لباس‌هاي شنبه‌شان را بر تن كرده‌اند و هيچ ردي از گِل و لاي و كثيفي و باران و مشقت در دنياي واقعي سلما وجود ندارد.

7فاز: سلما به کارگرداني اوا داورني با بازي ديويد اويِلوو در نقش مارتين لوتر کينگ جوان پنج دسامبر گذشته اکران شد. فيلمنامه سلما نوشته پل وب است و در کنار نقش اصلي فيلم مي‌توان به نام‌هاي تام ويلکينسون، تيم راث، وندل پييرس، اپرا وينفري، کوبا گودينگ جونيور و جيوواني ريبيسي اشاره کرد.

نظر منتقدان مختلف را درباره فيلم بخوانيد:
هاليوود ريپورتر - استيفن فاربر: "سلما دغدغه اصلي‌اش را در مسير درست نگه مي‌دارد و مهم تر از همه عدالت را درباره آن اجرا مي‌کند. در فصلي که شاهد تعداد زيادي عناوين بادکرده و طولاني بوديم، اين بازگويي دو ساعته از چند ماه بحراني و سخت در سال 1965 نمونه‌اي مناسب براي فيلم‌هاي اين چنيني است. فيلم هوشمندانه نوشته شده و فيلمبرداري خيره‌کننده‌اي دارد. تدوين‌اش با سختگيري و باريک‌بيني بوده و بازيگرانش همگي کاربلدند. اين فيلم نمونه‌اي بارز از بازسازي موفق يک قطعه از تاريخ است. داورني و وب قصد دارند که پرده‌اي تمام نما از يک جنبش را به ديوار بياويزند تا اينکه به شرح صرف زندگي يک رهبر مقدس بپردازند. فيلم به تمام کاراکترهايي که تجربه کار در کنار لوتر کينگ داشتند فرصت حضور و خودنمايي مي دهد، همه کساني که برخي اوقات با او به جدل پرداختند و مواقعي ديگر حمايت‌اش کردند. کساني که فکر مي‌کنند داستان آن چند ماه را از بر هستند با تماشاي اين فيلم در دانسته‌هاي خود تجديد نظر خواهند کرد."
علاوه بر اين "اويلوو کاملا شبيه به کينگ نشده اما اجراي کاملا سرراست و تعريف‌شده‌اي دارد. سخنراني‌هاي تهييج کننده او فوق‌العاده‌اند و لحظات درون‌گرايي و عدم ايمان به نفس‌اش نمايش انسان بودن رهبري‌ قديس است که انگار در ظرف اين دنيا نمي‌گنجد. داورني احتمال دارد که اولين زن آفريقايي-آمريکايي باشد که براي جايزه بهترين کارگرداني در مراسم اسکار امسال نامزد مي‌شود و غيرمحتمل نيست که او هم اينگونه تاريخ‌ساز شود. اين فيلم فاتح قلب‌ها و جان‌هاست - اين اتفاق نيافتاد. م. "

نيويورک تايمز - اي.او.اسکات: "داورني تاريخ را با اعتقادي راسخ و پر از شور و اشتياق بازنويسي کرده است. فيلمبرداري بردفورد يانگ به سايه سنگين حاضر در فيلم اجازه ورود مي‌دهد. مهم نيست بدانيد که قرار است چه اتفاقي بيفتد، سلما همچنان تعليق و هيجان خود را حفظ خواهد کرد. کينگ با بازي اويلوو با شان و بخشندگي بالا در عين حال رگه‌هايي از بذله‌گويي، شک و درماندگي دارد که مرکز ثقل فيلم است. فيلم بيشتر از آنکه تمايل داشته باشد عظمت او را نشان بدهد، مي‌خواهد منبع اين بزرگي را معرفي کند و بيشتر از همه چيز بر خاکي بودن و انسان بودن کينگ تاکيد دارد. به ندرت پيش آمده بود که فيلمي تاريخي با اين شدت از سرزندگي و سرشاري تماشا کنيم. اين داستاني‌ست که از مختصات قاب‌ها فراتر مي‌رود."

نيويورکر - ديويد دنبي: "اويلوو چيزي از درون وجود خود به اين نقش مي‌افزايد، يک لايه خارجي از اغناي فکري و بازيگوشي‌هاي جنسي (صحنه‌اي که کينگ با همسرش در هتل لاس مي‌زند). او همچنين  شکل ويژه صحبت کردن کينگ را که بر قسمت اول کلمات تاکيد داشت به خوبي در صحبت کردنش بروز مي‌دهد و گفتاري آهنگين و روان‌تر پيدا مي‌کند. اين کينگ صد البته که مغرور است و غرور نيش‌داري هم دارد. بازي تام ويلکينسون بدون ذره‌اي تاکيد فوق العاده است. صحنه رويارويي جانسون و والاس – که راث با آن خنده مارمولکانه‌ و پر از تزويرش در اين نقش بازي مي‌کند - خود يک صحنه کوچک کلاسيک است که در فيلم به خوبي جاگذاري شده. ميراث ناب آمريکايي ما در دست بازيگران خارق‌العاده بريتانيايي در نهايت تواضع روي پرده رفته است."

واشنگتن پست- آن هورنادي: "درامي هيجان انگيز و پر رمز و راز که همزمان بر پيشرفت سطوح مختلفي از داستانش کار مي‌کند. درست است، اين فيلمي تاثيرگدار در ژانر خود است که شک ندارم يخ بسياري از کارگردانان ديگر را هم براي ساخت فيلم‌هاي اين چنيني آب خواهد کرد. اما داورني به نوعي کينگ را از زندان تقدس‌اش به عنوان يک قديس سکولار آزاد مي‌کند. او در اينجا از کينگ چهره‌اي پرانرژي با تمام تناقضاتي که نوع بشر به آن دچار مي‌شود و به همراه تمام مکرهاي سياسي‌اش ترسيم کرده است. سلما تماشاگرانش را وارد رخدادهايي به غايت هيجان‌انگيز مي‌کند و مانع آن مي‌شود که در جزئيات يا نااميدي غرق شوند، بلکه بالعکس در تمام مدت فيلم آن‌ها را شناور نگه مي‌دارد: جنبش‌هاي مدني و قهرمانان اين جنبش‌ها محصولي از گذشته‌هاي دور نيستند؛ بلکه آن‌ها براي امروز بشريت در پي ماموريتي خطير فرستاده شده‌اند."

گاردين - استيو رز: "به شدت مهم و جاه‌طلبانه. اين فيلم تمامي خصايص يک برنده را دارد. حس و حال فيلم با ميلي که به اسطوره‌سازي دارد در تمام مدت نمايش‌اش برافروخته مي‌ماند. همه بهترين لباس‌هاي شنبه‌شان را بر تن کرده‌اند و هيچ ردي از گِل و لاي و کثيفي و باران و مشقت در دنياي واقعي سلما وجود ندارد. ما اکثراوقات کينگ را در کليسا مي‌بينيم، با پنجره‌هاي منقوش پشت سرش و انگار فيلم مي‌پذيرد که اين يک حقيقت جلا نخورده نيست، بلکه يک بشارت است."

ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط


































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز