یادداشت نویسنده 7فاز درباره انیمیشن «داستان شاهزاده‌خانم کاگویا»

يك قاب هم آن آخر دارد كه جزو به يادماندني‌ترين‌ قاب‌هاي انيميشن مي‌شود. وقتي كاگويا با وجود بر تن كردن رداي ماه، نغمه عشقي را كه در زمين شنيده فراموش نمي‌كند. رويش را برمي‌گرداند و به جايي نگاه مي‌كند كه سال‌ها او را در خودش پذيرفته بود.

7فاز:
مثل يک هايکوي تاثربرانگيز

دهه هفتاد تلويزيون بارها فيلم «شاهزاده خانمي از ماه» را پخش کرد. حتي مدتي اکران سينماها بود. آن فيلم و حالا اين انيميشن محصول استوديو گيبلي هر دو برداشتي از يک افسانه عاميانه ژاپني به نام «مرد بامبوشکن» هستند. وقتي پاي محصولي از استوديو گيبلي به ميان مي‌آيد احتمالا اول ياد انيميشن‌هاي هايائو ميازاکي مي‌افتيد. آن محصولات خوش آب و رنگ با کاراکترهاي عجيب و غريب بامزه. سبک بصري «شاهزاده‌خانم کاگويا» با آن انيميشن‌ها خيلي متفاوت است. اينجا همه چيز کمرنگ‌تر است. «کاگويا» نقاشي‌هاي آبرنگ است و بهترين فرم براي تعريف کردن افسانه قديمي که نشانه‌هايي از فرهنگ يک کشور کهن را با خودش دارد: يک‌جور غم شرقي که با حيراني و سرگشتگي ميان دو دنيا همراه است. نکته‌اش شاعرانگي داستان يک تبعيدي است. شبيه اين داستان در فرهنگ غرب مي‌شود «شازده کوچولو» سنت‌اگزوپه‌ري. تبعيدي که دلش براي سرزمين خودش تنگ مي‌شود. در مورد «کاگويا» البته مسئله پيچيده‌تر است. زمين همان‌طور که براي انسان‌ها مادري مي‌کند آغوش‌اش را براي دختري که از ماه آمده با گشاده‌دستي باز کرده است. کاگويا وقتي در طبيعت است نزديک‌ترين رابطه را با زمين و زميني‌ها دارد. به شهر که مي‌آيد و درگير حقه‌بازي‌ها و تشريفات مي‌شود از زمين هم فاصله مي‌گيرد آنقدر که در يک لحظه آرزو کند به ماه برگردد. تم تقديس زندگي ساده در دل طبيعت و تقبيح زندگي شهري البته چيز جديدي نيست. حتي ماجراي خواستگاران کاگويا در ادبيات غرب مي‌شود مشابه ماجراي پورشيا در «تاجر ونيزي» و امتحان خواستگارانش است. گرچه افسانه کاگويا خيلي قديمي‌تر است اما چيزي که آن را متمايز مي‌کند تم قصه‌اش نيست. يک‌جور شاعرانگي است که در همه اين ماجراها وجود دارد و حالا در انيميشن هم به تصوير کشيده شده. آن دو سکانسي که بين خيال و واقعيت مي‌گذرد و جوري تصوير شده که با منطق قصه انگار واقعيت محض است و دست آخر هم نمي‌فهميم چقدرش خيال‌پردازي بوده، ماجراي همه فيلم است. شايد کاگويا از دل بامبو بيرون نيامده باشد و آخر هم از ماه دنبالش نيايند. شايد او فقط کسي است که از شهرش دورش کرده‌اند و بهاي اين دوري نابودي‌اش است. تاکاهاتا داستان را سر صبر تعريف مي‌کند. ممکن است حتي ريتم انيميشن کند بنظر برسد ولي يادتان نرود اين يک افسانه شرقي است. شور و هيجان قصه‌هاي غربي را ندارد. اصلا اين ريتم آرام جزيي از قصه‌اش است. موسيقي فوق‌العاده «شاهزاده خانم کاگويا» بايد بيشتر از اين‌ها قدر مي‌ديد. زمزمه‌اي که نقطه مشترک ساکنان ماه و زمين است و فقط ترانه‌اش فرق مي‌کند. يکي از تاثيرگذارترين موسيقي‌هاي اين سال‌ها که در درام تاثير مستقيم و مهمي دارد. يک قاب هم آن آخر دارد که جزو به يادماندني‌ترين‌ قاب‌هاي انيميشن مي‌شود. وقتي کاگويا با وجود بر تن کردن رداي ماه، نغمه عشقي را که در زمين شنيده فراموش نمي‌کند. رويش را برمي‌گرداند و به جايي نگاه مي‌کند که سال‌ها او را در خودش پذيرفته بود. حزن جاري در انيميشن تاکاهاتا آنقدر اصيل است که حالا حالاها فراموش‌اش نمي‌کنيد. انيميشني که در فرم و قصه مثل هايکوها ساده به نظر مي‌رسد اما تاثيرش سهمگين است.
.............
اين مطلب قبلا در هفت صبح کار شده است.

صوفيا نصرالهي
نظرات
مرجان دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 ممنون
من اين شاهکارو ديدم و خيلي لذت بردم
مرسي از مطلبتون
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط



































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز