فیلم به فیلم با پل تامس اندرسون - بخش اول

هارد ايت اگرچه نام اندرسون را روي نقشه مشخص كرد اما با شب‌هاي بوگي بود كه خط قرمز پررنگي هم دور اسم‌اش را احاطه كرد. اندرسونِ پس از اين فيلم يك انفجار ناگهاني در اواسط دهه نود بود كه در كنار همتاياني مثل كوئنتين تارانتينو و ديويد او راسل در‌ آتش شور انقلاب‌هاي استوديويي و فيلمسازي مستقل مي‌دميدند.

ايندي واير: "اين اولين صحنه‌اي‌ست كه فيلمبرداري مي‌كنيم و به نظرم بايد همگي تلاش كنيم بدون احساس خجالت يك فيلم عالي بسازيم. بياييد فقط سعي كنيم و يك فيلم خيلي خيلي خيلي فوق‌العاده بسازيم. به نظرم اين اصلا مايه شرمساري نيست." اين‌ها جملاتي هستند كه پل تامس اندرسون در اولين روز فيلمبرداري مگنوليا بر زبان آورد و آن صحنه پس از اولين مرتبه تماشاي فيلم در ذهن ما ماندگار شد. به راستي چه كسي رسما اعلام مي‌كند كه مي‌خواهد يك فيلم عالي بسازد و آن فيلم در نهايت تبديل به يك شاهكار سينمايي مي‌شود؟ پل تامس اندرسون، او كسي‌ست كه از عهده اين كار برمي‌آيد.
درحالي كه بيشتر فيلمسازان پس از ساخت چند فيلم مسير اصلي خود را پيدا مي‌كنند و پس از آن هنوز به چند سال زمان نياز دارند تا در آن مسير به كارآزمودگي و مهارت دست پيدا كنند و در نهايت به درستي سبك شخصي خود را بيابند، اندرسون به واقع اين جهش بلند را خيلي زود پس از ساخت اولين فيلم‌اش هارد ايت/ جفت چهار و با شب‌هاي بوگي پشت سر گذاشت. از آن پس، اندرسون هنر شخصي خودش را به وجود آورد و با صيقل‌ آن قدم به دنيايي وسيع‌تر گذاشت. در اين ميان روابط مستحكمي هم با شماري از نام‌هاي پرآوازه و پراستعداد سينمايي و غيرسينمايي ساخت: رابرت السويت، جاني گرين‌وود و بازيگراني مثل فيليپ سيمور هافمن، جان سي. ريلي، جوليان مور، فيليپ بيكر هال، ويليام اچ ميسي و واكين فينيكس. اما هر فيلمي پس از "شب‌هاي بوگي" مسلما فقط متعلق به اندرسون بوده‌ست. اگرچه نسبت به مزايا و معايب استفاده از اين لفظ كمي مردد هستيم، اما اين مرد به راستي يك كارگردان مولف است.
فساد ذاتي هفتمين فيلم درخشان اين كارگردان است، حالا وقت خوبي‌ست كه نگاهي به گذشته اين كارگردان و فيلم‌هايش تا به اينجا داشته باشيم. او احتمالا تنها فيلمسازي‌ست كه مي‌توان حتي با سه فيلم او هم چنين مطلبي را شروع كرد، بنابراين بابت اين تاخير شرمنده‌ايم. در زير، 7 فيلم كارنامه اين كارگردان را به ترتيب تاريخ ساخت بررسي خواهيم كرد:

"هارد ايت" مشهور به "سيدني" (1996)
اولين اكران اين فيلم با برنامه ريزي‌اي كوركورانه به حاشيه كشانده شد و عده بسيار كمي آن را در اكران اصلي تماشا كردند. حالا تنها در چنين ليست‌هايي مي توان ردپاي اين فيلم را ديد. "هارد ايت" را مي‌توان نسخه بلند دومين فيلم كوتاه اندرسون، "سيگار و قهوه" دانست، هارد ايت حول داستان كاراكتري به نام سيدني (فيليپ بيكر هال)؛ قماربازي مرموز مي‌گردد. سيدني در طي دوستي با فردي ظاهرا غريبه به نام جان (جان سي. ريلي) پس از گذشت چندين سال تبديل به مرشد و بهترين دوست او و البته پدري نمادين مي‌شود، تا جايي كه به اولين قرار او با پيشخدمتي به نام كلمنتاين (گوئينت پالترو) ترتيب اثر مي‌دهد. اما علي رغم اينكه كلمنتاين و رفيق جان، جيمي (ساموئل ال. جكسون) در صحنه حضوري پررنگ دارند، چيزهايي در زندگي جان وجود دارد كه از مدار رفاقت‌اش با سيدني بيرون مي‌شوند؛ رازهايي قديمي و تهديدهايي تازه كه صلح و آرامي زندگي اين دو را مورد هجوم خود قرار مي‌دهد. اگر امروز اين فيلم را تماشا كنيد احساس عقيم بودن خواهيد كرد: كاراكترهايي كه انگار در يك تنگ بزرگ واقع در يك كازينو باشند، اطراف يكديگر در حال شنا كردن‌ هستند و ديالوگ‌هايي كه به شدت از ديويد ممت تاثير گرفته‌اند و عموما پرطمطراق جلوه مي‌كنند. با اين وجود سبك شخصيِ درحالِ تولدِ اندرسون اثر خود را بر اين فيلم مي گذارد، از جمله نماهاي متوالي و تصاويري كه از پي هم مي‌آيند و نام او را به عنوان يك كارگردان خاص بر سر زبان‌ها مي اندازند. اما حقيقتا تنها به واسطه اجراها و اجراكننده‌ها است كه اندرسون سطح و جايگاه خود را مشخص مي‌كند: بيكر هال و ريلي با بازي در اين فيلم تبديل به انتخاب‌ ثابت اندرسون مي‌شوند و فيليپ سيمور هافمن تنها با حضور در يك صحنه، در نقش مردي لاابالي و پرچانه تاثيري ديرپا در بيننده ايجاد مي‌كند. هارد ايت را تعمداً ناديده گرفتند و رفته رفته نوعي فضاي غريبانه و تراژيك متوجه اين نئو نوآر استثنايي شد. اما بياييد زياد هم بازارگرمي نكنيم. به عنوان شروع اين يك فيلم كاملا معمولي بود كه مي‌توانست اندرسون را به يكي از آن كارگردان‌هاي قدرنديده سينماي مستقل مثل جان دال تبديل كند؛ در عوض اينكه بخواهد به خداي فتح‌كننده‌اي كه حالا هست دگرگون‌اش كند. درواقع، هارد ايت با همه منجمد بودن‌اش، به مثابه نقطه پرش به سوي فيلمي جاه‌طلبانه قابل توجه است. و اينجا جايي‌ست كه "شب‌هاي بوگي" وارد ميدان مي‌شود.

"شب‌هاي بوگي" (1997)
هارد ايت اگرچه نام اندرسون را روي نقشه مشخص كرد اما با شب‌هاي بوگي بود كه خط قرمز پررنگي هم دور اسم‌اش را احاطه كرد. اندرسونِ پس از اين فيلم يك انفجار ناگهاني در اواسط دهه نود بود كه در كنار همتاياني مثل كوئنتين تارانتينو و ديويد او راسل در‌ آتش شور انقلاب‌هاي استوديويي و فيلمسازي مستقل مي‌دميدند. شب‌هاي بوگي داستان پسري به نام ادي (مارك والبرگ)؛ يك دبيرستاني ترك‌تحصيلي‌ست كه تبديل به ستاره فيلم‌هاي پورنوگرافي كارگرداني به نام جك هورنر (برت رينولدز) مي‌شود. دِرك ديگلرِ غسل تعميد داده شده حالا ديگر خودش را در جمع خانواده جديدش مي‌بيند، خانواده‌اي كه ستارگاني مثل جان سي. ريلي، هدر گراهام، دان چيدل و جوليان مور در كنار فيليپ سيمور هافمن و ويليام اچ ميسي ستون‌هاي آن را مستحكم ساخته‌اند. با اين حال با گذشت سال‌هاي درخشان و اميدواركننده دهه 70 و ورود به دهه 80، گروه خودش را در منجلاب اعتياد، فاحشگي، جرم و جنايت و بدتر از همه فيلمبرداري با نوارهاي ويدئويي مي‌يابد (پيش از آنكه فيلمبرداري ديجيتال وارد بحث‌ها شود پل تامس اندرسون بر ضد آن تبليغات مي‌كرده). پس از ساخت شب‌هاي بوگي اين تصور كه اندرسون به ساخت فيلم‌هاي عجيب‌تر و متمايزتر ادامه خواهد داد به ذهن بسياري راه پيدا كرد. اما شب‌هاي بوگي تنها فيلم او بود كه تاييد و تحسين اساتيدي چون اسكورسيزي و آلتمن را برانگيخت، هيچ يك از فيلم‌هاي ديگر او به اندازه شب‌هاي بوگي هيجان‌انگيز، تكان دهنده و ارضاكننده نيست. كليت فيلم حتي با در نظر نگرفتن گرمي و همدردي‌اي كه هر كاراكتر در دل‌تان ايجاد مي كند سرگيجه‌آور است. شايد مهم‌تر از همه چيز آن سودازدگي و ديوانگي نيمه دوم فيلم تا هميشه قابل بحث و گفتگو باشد. از اين‌جاي فيلم همه چيز به شكلي شجاعانه و غافلگيركننده و در پي اعتماد به نفسي غيرقابل تزلزل به دو نيم تقسيم مي‌شود؛ ليتل بيل در حين شلوغي مهماني زن‌اش را به قتل مي رساند و سپس همين بلا را هم سر خودش مي‌آورد. كارگرداني كه شب‌هاي بوگي را مي سازد مي‌تواند باقي روزهاي عمرش را با آسودگي و خوشحالي از بازنشستگي‌اش‌ لذت ببرد، اما آنچه كه اندرسون به رشد و توسعه‌اش اصرار ورزيد از او كارگرداني بزرگ در دوران مدرن ساخت.

مگنوليا (1999)
توافق نظر بر سر اينكه پل تامس اندرسون كارگرداني‌ست كه تصورات غيرعملي را به واقعيت پيوند مي‌دهد كاملا دست يافتني‌ست، او در واقع از اين نظر بر ديگر كارگردانان آمريكايي مقدم‌ست. البته انتخاب تنها فيلم شاهكار او به اين راحتي‌ها هم ممكن نيست. به استثناي "هارد ايت" همه فيلم‌هاي ديگر اين كارگردان براي كسب جايگاه "فيلم شاهكار" او حامي و هواخواه دارند، جداي از سليقه‌هاي شخصي، يك تماشاگر معقول به درستي قبول دارد كه حداقل سه فيلم او شايستگي تصاحب تاج و تخت پادشاهي را دارند. مگنوليا بهترين فيلم پل تامس اندرسون است. كلاژي عظيم، رنجور و بي‌پروا از اجراهاي فردي بي‌نقص و لحظاتي كه به طور پيوسته به سوي تماميتي باشكوه كه درخور يك گروه اركستر است هدايت مي‌شوند. مگنوليا دقيقا از آن دسته فيلم‌هاي جسورانه و افراطي و جاه‌طلبانه‌اي‌ست كه انتظار مي‌رود - به خصوص با مدت زمان بالاي سه ساعته‌اش - در خودنمايي و جلوه‌گري‌اش متلاشي شود. اما قوه تشخيص اندرسون دركنار تسلط‌‌‌اش بر كار و استعداد بي‌همتايي كه در بيرون كشيدن بهترين‌ها از يكي از ماهرترين نسل‌هاي بازيگري دارد، مگنوليا را تبديل به فيلمي بزرگ مي‌كند. داستان‌‌هاي مجزا و در عين‌حال به هم پيوسته 9 نفر از مردم لس انجلس كه در نهايت براي خلق يك داستان بزرگ به نوعي با يكديگر ادغام مي‌شوند و يك جريان فلسفي به راه مي اندازند، اجراهايي كه از جان سي. ريلي، فيليپ بيكر هال، جيسون روباردز، ملورا والترز (خدايا، با آن لبخند!)، جوليان مور، تام كروز (در بهترين بازي خود)، ويليام اچ ميسي و فيليپ سيمور هافمن ديده مي‌شود و فيلمي كه با نوعي سلاست، گرمي و افسونگري تركيب شده، نشانگر اين است كه اندرسون در اين مرحله هنوز هم قصد كسب تجربه دارد. لحظاتي از فيلم او نه تنها ما را به قصد تشويق از صندلي‌هايمان بلند مي‌كنند كه نوعي حس نياز را در بيننده زنده كرده و باعث مي‌شود هرچه بيشتر و بيشتر مايل به ارضاي اين حس دروني شود. كارگرداني كه جرات ساخت مگنوليا را داشته باشد تاثيرگذار است، مهارتي كه پيكره فيلم را بدون ذره‌اي ناهمواري و غفلت مستحكم نگه مي‌دارد از آن هم تاثيرگذارتر و قابل‌توجه‌ترست. با اين حال بصيرت و فراستي كه اين فيلم را تبديل به ترانه‌اي زلال، تلخ و شيرين و دوست داشتني درباره زندگي و مرگ و حسرت مي كند تنها مي‌تواند يك خيال و افسانه باشد.

ويسنا فولادي
نظرات
said دوشنبه 17 فروردين 1394 نابغه سينماي جهان
2 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط













































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز