متیو مک‌کوناهی؛ بازیگر برگزیده سال 2013 از نگاه دیوید تامسون

نيو ريپابليك: متيو مك‌كوناهي از پسر خوش سيماي تگزاس به منزوي‌اي نامتعارف تغيير شكل داده است.
 آخرين باري که يک بازيگر مرد، در 40سالگي، و پس از مدتي، به سادگي پله‌هاي ترقي را فتح کرده باشد، چه زماني بود؟ طبيعتاً افرادي بودند که با بازي در يک فيلم، يا يک صحنه از فيلمي، به ستاره تبديل شدند: تام کروز با risky business؛ تام هنکس با splash و big اين‌کار را کرده بود؛ ديکاپريو با titanic تغيير شکل داد؛ جاني دپ در طول چند سال در Edward scissorhand، what´s eating gilbert و ed wood بازي کرد. اما آن بازيگران در دهه‌ي 20 زندگي‌شان نمايان شدند. مک‌کوناهي از اوايل دهه‌ي90 شروع به کارکرد و در آن زمان، از عرضه‌شدن بيش از حد در ذهن بسياري از مردم، رنج مي‌برد. او پسر خوش چهره‌ي تگزاسي بود، از دانشگاه آستين تگزاس فارغ‌التحصيل شد، درdazed and confused، و the texas chainsaw massacre:the next generation بازي کرد. او در lone star، a time to kill، the newton boys، contant، sahara، و we are marshall، جذاب و شجاع بود، اما سن او داشت بالا مي‌رفت و با آمدن بازيگران جوان نسل جديد، مک‌کوناهي در انتظار کنار گذاشته شدن از کار بود.
سپس چيزي اتفاق افتاد، اما به نظر مي‌آيد کسي نمي‌داند که آيا از پيش برنامه‌ريزي شده بوده يا فقط اين بوده است که the Lincoln lawyer وکيل فيلم a time to kill را برداشته و او را به شخصيتي شل و ول و بامزه تبديل کرده است. اين اتفاق سال 2011 افتاد و در آن زمان متيو مک‌کوناهي تازه 42سالش شده بود. هفته‌ي پيش او 44سالش شد و به طور اتفاقي اينترنت تولد او را مي‌دانست(4 نوامبر) و داستان‌هايي درباره‌ي اينکه او شايد امسال براي بازي در dallas buyers club و the wolf of wall street دوبار کانديد اسکار شود، در جريان بود. اما قبل از آن جوايز، او و دوست خوبش وودي هارلسون در سريال جديدي در اچ.بي.او به نام true detective بازي خواهندکرد. امروزdallas buyers clube اکران شد و همه‌ي شک و ترديدها را از بين برد، فيلم در 9سينما، ميانگين 29000دلار فروخت. شايد داستان فيلم ناراحت و پريشان کننده باشد- داستان مردي مبتلا به ايدز و داراي ضعف بدني. مک‌کوناهي مثل چوب لاغر است اما او مانند رابرت ميچم در برابر اي.زد.تي مقاومت مي‌کند. او آدم نابکاري است، چيزي که در حدود50سال روي پرده‌ي سينما به‌جا نياورده بوديم و مردم تشنه‌ي‌ ديدن آن بودند. برد پيت درThelma and louise نوظهور و موجز است و جورج کلوني با شيطنتش عشوه‌گري مي‌کند، اما مک‌کوناهي خطرناک است.
اين بدين معني نيست که او هنوز کاري در حد risky business، big يا oceans انجام داده باشد. اما در طي تنها چند سال او 30پوند از دست داده و به سرعت رشد کرده است. اگر او اين‌قدر بامزه نبود مي‌توانست هرزه باشد. او اعتماد به نفس يک بازيکن پوکر را دارد. تجربه‌ي 4فيلم غيرقابل‌انتظار را داشته است: درkiller joe، به کارگرداني ويليام فردکين، نقش قاتلي استخدام شده و يک کارآگاه پليس را بازي مي‌کند، در فيلم the paperboy لي دنيلز او نقش يک خبرنگار را بازي مي‌کند، جايي که او همراه نيکول کيدمن سليطه و جنجالي، از نظر خشونت، توجه‌ها را به خود جلب کرد، و به عنوان شخصيت اصلي فيلم mud جف نيکولز، نقش انساني سرگردان و ولگرد را بازي مي‌کند که در صحنه‌هاي همراه با آن دو پسر جوان بسيار خيره کننده است؛ و دالاس، يک تعميرکننده‌ي بام در روزها و يک رقاص برهنه در شب‌ها، در فيلم magic mike استيون سودربرگ.
متيو مک‌کوناهي
اگرچه فرم صورت او تغيير کرده بود، اما عملکرد ذهنش به کلي دگرگون شده بود. او ديگر شخصيتي قابل اعتماد نبود. او منزوي لجام گسيخته‌اي است که در جستجوي خودش است وحالا زبانش با تمسخر و لطيفه‌هاي کشدار ونامتعارف بازسازي شده است. هيج کدام از اين 4 فيلم توجه زيادي جلب نکرد، و هيچ کدام فروش قابل توجهي نداشت، اما براي مک‌کوناهي آن‌ها 4 ضربه در يک راستا هستند، گوي بيسبال، کات دادن، تغيير مسير و ضربه زدن.
و همه‌ي آن چيزي که احتياج دارد 3 ضربه است. خواهيم ديد که dallasbuyers club به چه نتيجه‌اي خواهد رسيد، اما مک‌کوناهي با‌ هوش و مهارت براي خود موقعيتي ايجاد کرده است، که جريان اصلي را با خود همراه مي‌کند. هيج کس شک نخواهد داشت که او اهل تگزاس است، در روزگار قديم، ميچم در کانکتيکت به دنيا آمد اما او سال‌ها در جاده زندگي کرد، و فهم اين‌جهاني بيشتري نسبت به آن‌چه بازيگران ديگر زمان خودش دريافته بودند، به دست‌ آورد. اين همان حقه‌ي متيو مک‌کوناهي‌ست. اين حمله‌ي ناگهاني تجربه است. تصويري از او را حالا درکنار contant يا a time to kill قراردهيد، به سختي ميتوان فهميد چه اتفاقي افتاده است. يا چرا او براي سال‌ها با چنين پوششي بازي کرده است.
همه‌ي ما بايد مراقب باشيم، او هم همين‌طور. اگر روشن شود که او يک ستاره است و همان کسي است که عموم مردم دوست دارند ببينند، آن‌گاه کسب و کار مايل است براي نقش قهرمانان غول پيکر، مردان حکيم و دوستان قابل اعتماد، روي او سرمايه گذاري کند. بنابراين همه چيز به همان سرعتي که به وجود آمده، ازبين مي‌رود. او چنين شکافي را با بودن در دو نقطه‌ي اصلي  از اين فيلم‌ها ايجاد کرد. در فيلم wolf of wall street مارتين اسکورسيزي، فيلمي که تلاش دارد ديکاپريو را به عنوان پادشاه شورش نشان دهد، او کت شلوار و کروات مي‌پوشد. مک‌کوناهي يکي از بامزه‌ترين عناصر تريلر(آنونس) فيلم است- البته اگر اسکورسيزي  برنامه داشته باشد که  بيشتر از معمول ما را بخنداند.
شايد true detective سرنوشت‌ساز باشد، به خاطر اينکه اين روزها در نسبت با سينما، ستاره‌ها بيشتر در تلويزيون حضور دارند. سريال تم داستاني جستجوي قاتل را دارد و در لوييزيانا فيلمبرداري شده، خالق اين سريال نيس پيزولاتوس است (نويسنده‌ي بخش‌هايي از the killing) و توسط کري فوکوناگا کارگرداني شده (کسي که jane eyre را ساخته بود). اميدي در اين همکاري مک‌کوناهي و هارلسون وجود دارد، چرا که هر دو آدم‌هاي نابکاري‌اند که احتمالاً يکديگر را هنگام ارتکاب خشونت يا رابطه‌ي جنسي الابختکي خوب، دست مي‌اندازند. اما با يکديگر شايد از بازيگر مکمل ماندن رها شوند، مانند مست‌هاي لايعقلي که تلوتلوخوران، به هنگام شب در اطراف شهر پرسه مي‌زنند. همه آنچه که مي‌دانيم اين است که مک‌کوناهي در اين سريال چهره‌ي جديدي دارد، نه تنها لاغر بلکه رنگ‌پريده،  غيرخندان و شايد هم افسرده. حدس مي‌زنم اين چهره‌ي خشک، جوک‌هاي طعنه‌آميزي درباره‌مان تعريف خواهدکرد. بعد از همه‌ي اين‌ها که بگذريم، او نقش اصلي فيلم جديد کريستوفر نولان، interstellar را بازي کرده است. شما مي‌توانيد بگوييد که صحنه‌ي فيلمبرداري کجاست و اينکه براي مک‌کوناهي جديد در آرکانزاس يا لوييزيانا راحت‌تر باشد. اما هنگامي‌که شما تبديل به ستاره شويد، ديگر زندگي‌تان تنها به خودتان تعلق ندارد.
ندا قطرويي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط



































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز