گزیده نظرات منتقدان درباره فاکس‌کچر (بنت میلر)

لس‌انجلس تايمز- كنت توران: "داستان آمريكايي مايوس‌كننده و عمدا مزاحم كه شما را به داخل گردباد احساسات نوميدانه مي‌كشاند، فيلم انگار كه آيينه‌اي تاريك روبه‌روي روياي آمريكايي قرار مي‌دهد و چيزي كه نشان مي‌دهد ابدا دوست‌داشتني نيست.

7فاز:
فاکس‌کچر داستان مردي ثروتمند به نام ژان دو پونت (استيو کارل) را روايت مي‌کند که قصد حمايت از مارک شولتزِ (چنينگ تيتوم) کشتي‌گير المپيک را دارد. شولتز به کمک برادر بزرگ‌ترش ديو (مارک رافالو) براي کسب يک مدال ديگر درحال تمرين است. فاکس‌کچر بر اساس داستاني واقعي و به کارگرداني بنت ميلر (کاپوتي، ماني‌بال) ساخته شده است.

نظر منتقدان نشريات مختلف را بر فيلم بخوانيد:
هاليوود ريپورتر - تاد مک‌کارتي: "کند و کاو عميقي که درخصوص کاراکترها در اين فيلم صورت گرفته به شکل عجيب و غريب، پيچيده و تراژيک و هيپنوتيزم‌کننده است. داستاني مريض و پر پيچ و تاب که به اعتبار کارگردان درنهايت به شکلي خيره‌کننده به تصوير کشيده شده است. قابل تقدير و صدالبته قابل تعريف و تمجيد. امکان ندارد بتوانيد چشم از کارل برداريد. او با کيمياگري اسرارآميزش کاري مي‌کند شما کاملا بپذيريد که کاراکترش في‌الواقع کاراکتر غيرکاريزماتيکي‌ست، درحالي که از طرفي ديگر اجرايي کاملا کاريزماتيک از اين نقش ارائه مي‌دهد. ترکيب صداي نازک و ني‌مانندش با سکوت‌هايي پي‌درپي‌ و سرعت پيوسته حرف زدن عجيبش از ابتدا تا انتهاي فيلم مرعوب‌کننده است. تيتوم برافروخته‌ست اما بي‌‌نياز از آتش مي‌سوزد، مثل يک تکه گوشت خام از احساسات. رافالو با ذات خوش‌مشرب خود به بهاي کاراکترش چندين برابر افزوده است."
همچنين "فيلمنامه باورنکردني اي.مکس فراي (چيزي وحشي) و دن فاترمن (کاپوتي) از جهات زيادي نمره خوبي کسب مي‌کند: رسوخ به ذات ثروت‌اندوزي بلند مدت بلندپايه‌ها و ثروت‌اندوزان، خلق کاراکترهايي به شدت متمايز از هم که از لحاظ رواني باورپذير رفتار مي‌کنند، و آشکارسازي زوايايي ديگر از حالات مردي با بيماري رواني که به درستي در اين فيلم قضاوت شده است. در دقايق بي‌پردگي و صراحت جنسي فيلم، مطالعه‌ جزء به جزء و غيرعادي چنين چيز شگفت‌آوري و اثراتي که بر روي اين مرد مي گذارد قابل ستايش و تکريم است... ميلر از پس همه‌چيز تمام و کمال برآمده است."

نيويورک تايمز - مانولا دارگيس: "بازي‌هايي چشم‌نواز و داستاني که خالصانه روي هم چيده شده است. سبُک در جزئيات تاريخي موشکافانه و سنگين در اتمسفر، کاراکتر و صحنه‌آرايي. اگرچه نحوه داستان‌گويي در برابر ماني‌بال و کاپوتي کم مي‌آورد. ميلر قطعا چيزي بيشتر از يک داستان حاشيه‌اي آمريکايي مي‌خواسته است و ناخودآگاهانه سعي کرده است از طريق شاخ و برگ دادن و گسترش ابعاد داستاني‌اش به هدف خود برسد، اما اين کار را مي‌توانست خيلي ساده تنها با بيان کردن داستان انجام دهد. {مارک و جان} هيچ‌وقت بيشتر از اين درگير شمايل‌هايي عميق و متفکرانه نشده‌ بودند، کساني که به خوبي توانسته‌اند سنگيني وزن بار سمبوليسم فيلم ميلر و تمام‌ آن پرچم‌هاي آمريکا را بر دوش خود تحمل کنند. شايد تغييرات فيزيکي کارل کمي باعث حواس‌پرتي و کسلي شود. چراکه شما به محض ديدنش شروع مي‌کنيد به تلاش و تقلا که در پس آن بيني بزرگ مصنوعي و نگاه‌هاي خيره و کلام عجيبش چهره‌اي آشنا بيابيد، انگار که اين چهره هيچ تناسبي با او ندارد."

نيويورکر - آنتوني لين: "اينکه چطور رابطه بين جان و شولتز به پوسيدگي و فساد منجر شد و اينکه نتيجه‌اش چقدر ترسناک بود چيزي‌ست که عموم بايد برحسب شواهد موجود درباره آن نظر بدهند. اما اگر شما حقايق را نمي‌دانيد بهتر است تا تماشاي فاکس‌کچر هم چيزي از آن را نفهميد، اينگونه عجيب و غريب بودن فيلم بهتر حفظ خواهد شد. اگرچه اين شايد داستاني نباشد که آمريکا انتظارش را داشت: آيا جان نماينده و سمبل چيزي بزرگتر است يا اينکه صرفا يک سيلي محکم يا مته‌اي سوراخ‌کننده؟ در بعضي لحظات فاکس‌کچر آنقدر غرق بازي در تم‌هاي سنگين‌اش مي‌شود که تقريبا از ياد مي‌برد کمي هم سرگرم کننده باشد. اما همه خارق‌العادگي فيلم به همين ميخ محکم‌اش است. کارل و تيتوم آنقدر ورزيده و هنرمندانه ظاهر شده‌اند که فيلم به خودي خود سر تعظيم در برابر آن‌ها فرود مي‌آورد. رافالو هم براي فاکس کچر همان‌کاري را مي‌کند که در برابر انتقام‌جويان کرد؛ هالک باورنکردني فيلم."

لس‌انجلس تايمز- کنت توران: "داستان آمريکايي مايوس‌کننده و عمدا مزاحم که شما را به داخل گردباد احساسات نوميدانه مي‌کشاند، فيلم انگار که آيينه‌اي تاريک روبه‌روي روياي آمريکايي قرار مي‌دهد و چيزي که نشان مي‌دهد ابدا دوست‌داشتني نيست... اگرچه ضرورت پيروي از هيچ روال و برنامه‌اي هم به شما تحميل نمي‌کند، فاکس‌کچر در برابر چيزي که ما در آمريکا به آن ارزش مي‌نهيم بسيار تند و گزنده نگاه مي‌کند؛ احترامي که جامعه تساوي‌طلب ما به قدرت و ثروت به ارث رسيده مي‌گذارد، و اينکه چطور ما به خودمان اجازه مي‌دهيم ناخودآگاه به درون بدترين و ترسناک‌ترين وضعيت‌ها بلغزيم. فيلمنامه‌نويس به شکلي هنرمندانه علاوه بر حفظ بار احساساتي لازم براي فيلم چکيده خوبي هم از آن دراورده است."

گاردين - پيتر بردشاو: "سه تاييِ بي‌نقص ايفاي نقش‌ها. تيتوم در نقش مارک آسيب‌پذير شده است و مغموم؛ رافالو در نقش ديو باهوش و حرفه‌اي مي‌زند و دوپونتِ کارل بي بر و برگرد هيولاست. اما هيولايي که به جاي ترس دلسوزي مان را برمي‌انگيزاند. فيلم بسيار درگيرکننده‌‌اي است: وحشتناک، شوم و به شکلي مايوس کننده ناراحت."

ويسنا فولادي
نظرات
پرهام شنبه 2 اسفند 1393 پايين تر از دو فيلم قبليش بود..اما گروه بازيگري خيلي خوبي داشت
0 2
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط
































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز