10 + 1 فیلم عاشقانه که روز ولنتاین باید ببینید

اين نوشته ارتكاب كسي است كه شبي و نصف شبي به سرش زد چقدر خوب مي‌شود هر كسي فهرستي داشته باشد از فيلم‌هايي كه دوست دارد با محبوبش ببيند. آن‌ها كه جا مانده‌اند و فرصت ديدارشان هيچ وقت فراهم نشده. لحظه‌اي و ديالوگي و گرمايي كه ياد پشت ياد آورد.

7فاز:
اين يک فهرست خيالي است. براي آنها که دوستي، عزيزي، محبوب و معشوقه‌اي دارند نزديک و کيلومترها دورتر از خود. براي آنها که حس شخصي عاطفي‌شان را با کمک گرفتن از فيلم‌هاي مورد علاقه‌شان، با استعانت از صحنه‌هاي خيال‌انگيز آنها به سمع و نظر طرف مقابلشان مي‌رسانند. تعدادشان قبل‌‌ترها بيشتر بود. زماني که پسرک عاشق پيشه براي جلب نظر دخترک سخت‌گير ضبط صوت‌اش را پايين پنجره دختر، روي دستانش بالا مي‌گرفت تا ترانه عاشقانه واسطه‌اي شود براي وصال‌شان. زماني که پسرها براي دخترها روي نوار کاست، سلکشن مورد علاقه‌شان را ثبت مي‌کردند. دخترها هم مي‌شنيدند و در مواردي عاشق مي‌شدند و در مواردي ديگر خنده‌اي به مهر و مشتي به نشانه دوستي نثار طرف مقابل‌شان مي‌کردند. که يعني مرسي. ولي من به اندازه تو عاشقت نيستم. زماني که 500 روز عاشقي از هميشه کمتر بود و کسي باور نداشت دوري دوستي مي‌آورد. اين نوشته ارتکاب کسي است که شبي و نصف شبي به سرش زد چقدر خوب مي‌شود هر کسي فهرستي داشته باشد از فيلم‌هايي که دوست دارد با محبوبش ببيند. آن‌ها که جا مانده‌اند و فرصت ديدارشان هيچ وقت فراهم نشده. لحظه‌اي و ديالوگي و گرمايي که ياد پشت ياد آورد. با طعم بغض و لبخند و چشمان خيس. و لحني که نمي‌شود محاوره نباشد:

اون جاي فيلم که رو راه پله هستن و ليزا مينه‌لي به باب دنيرو مي‌گه ازش حامله‌س و نگرانه که شنيدن اين خبر، شاه پسر رو ناراحت کنه. دنيرو يه مکث طولاني مي‌کنه و بعد به شکل ديوانه‌واري خوشحاليش رو بروز مي‌ده و بالا و پايين مي‌پره. زن انتظار داشت شنيدن اين خبر مرد رو کفري کنه و عصباني. برعکسش شد اما. مرد پدر شد و زن عزيزتر. اونجاش که مينه‌لي گيج و ويج داره ذوق کردن دنيرو رو مي‌بينه - نيويورک نيويورک (مارتين اسکورسيزي)

تک افتادن پسرک عشق موزيک با دختر گروپي‌ها. از چند صحنه قبل‌تر فهميديم که پسر عاشق جيگرطلاترين عضو گروپي‌ها شده و همه حواسش به اونه. حالا پسرک و دو سه تا دختر ديگه رو تخت هستن و دخي‌ها دارن پسره رو اذيت مي‌کنن و لباساش رو از تنش درميارن. بالش‌ها اين ور و اون ور انداخته مي‌شه و توي صحنه اسلوموشن مي‌بينيم که پرها در هوا پخش مي‌شند و دخترها به تن پسر نفوذ مي‌کنند. اونجاش که خيرگي نگاه پسرک به جيگرطلا اون رو به خنده مي‌ندازه - تقريبا مشهور (کمرون کرو)

مردک بي‌همه چيز اومده پشت در و داره دري وري مي‌گه. با بي‌ادبي دخترک رو از پدر و مادرش طلب مي‌کنه و اونا هم جواب سربالا بهش مي‌دن. تا اينکه پت مياد و مي‌رسه به پشت در. از خجالت مردک بي‌ادب درمياد و از دخترک دفاع مي‌کنه. دختر در تمام اين مدت پشت ديوار ايستاده و داره اين مکالمه رو گوش مي‌ده. اونجاش که دفاع جانانه پسر خنده رو مي‌شونه رو لباي دخترک آسيب پذير - دفترچه اميدبخش (ديويد. او. راسل)

بينشون شکرآب شده و هر دو لجبازتر از اونکه اشتباهاتشون رو قبول کنن زدن به تيپ و تاپ هم. اما جلوي دل دل رو که نمي‌شه گرفت. پس يه نشونه، يه خبر و يه تماس کافيه تا پر بکشن به سمت هم. ادام که داره تو عشق هانا دست و پا مي‌زنه، عين فيلما، عين آخر آپارتمان وايلدر مي‌دوئه سمت خونه دختره. دختره که از فرط کمبود محبت و دلشکستگي تو خودش جمع شده، سرش رو بالا مي‌گيره تا شاهزاده قصه‌اش رو ببينه. اونجاش که دوربين از پشت سر نشونشون مي‌ده؛ هانا تو بغل آدام با نيم تنه عريان - سريال دخترها (لنا دانهام)

مرد نشسته پشت پيانو و زن رو نشونده جلوي خودش تا موقع زدن پيانو خلاق‌ترش کنه. زن ديگه اون شيطون بلاي ابتداي داستان نيست. براي خودش خانومي شده و مرد خوش گذران خانوم باز رو شيفته و واله خودش کرده. مرد پيانو مي‌زنه و زن براش دلبري مي‌کنه. به هم لبخند مي‌زنند و پر و خالي مي‌شن از هم. پس پيانو درز گرفته مي‌شه و مرد مي‌خزه سمت زن. اونجاش که دوربين نجيبانه و کلاسيک‌وار به سمت پايين حرکت مي‌کنه و مرد و زن رو به حال خودشون رها مي‌کنه - زن زيبا (گري مارشال)

پيرمرد فهميده که اين آخر خط تظاهر کردن است. بايد بپذيره که عاشق زن شده. پس نصف شب مياد پشت در خونه زن. زن فحش رو مي‌کشه به جونش که خيلي عوضي و عني و پيرمرد وسواسي فقط گوش مي‌کنه و بهش مي‌گه؛ تو کاري مي‌کني که من بخوام آدم بهتري باشم. اين يعني که من مثه خر عاشقتم خانوم جون. اونجاش که از خونه زدن بيرون و دارن تو پياده‌رو راه مي‌رن که چراغ نونوايي روشن مي‌شه و اون دوتا مي‌رن تو مغازه - بهترين شکل ممکن (جيمز. ال. بروکس)

خيلي وقته که محبوبش رو نديده. اما در دوران غيبت هر چه کرده براي دل او بوده و خوشامدش. حالا بعد از کلي غيبت با اسم تازه قد علم کرده و عشق دريغ شده‌اش رو طلب مي‌کنه. پس خونه‌ي محل قرار رو پر از چيزايي مي‌کنه که ديزي دوست داره. درحالي‌که دل تو دلش نيست تا محبوب قديمي سر برسه. اينجور وقتا مگه مي‌شه دل بي‌تاب باشه و از آسمون بارون نباره؟ دختر مي‌رسه و وارد خونه مي‌شه. اما خبري از الد اسپورت نيست. اونجاش که گتسبي مثه موش آب کشيده، خيس از بارون، در حالي‌که داره مي‌لرزه، مياد تو خونه و به عشقش نگاه مي‌کنه - گتسبي بزرگ (باز لورمان)

مرد آوازه‌خوان ديگر نه آوازي دارد و نه جاني براي خواندن. همه‌اش رو آرش کمانگيروار در وداع باشکوه آخر، وقتي محبوب نابينا پيشش بود نثار او کرد. جونش رو کف دستش گذاشت و بي‌امنيت و آغوش خودش رو در جهان احساسات غرق کرد. جنازه‌اش رو توي کالسکه گذاشتن تا اينجوري همه با او و هنرش خداحافظي کنند. که مي‌کنند و نوبت به شاهزاده ترک مي‌رسد. موسيقي فيلم بيداد اين صحنه رو چند برابر مي‌کنه و اشک‌هاس که از گونه سرازير مي‌شن. اونجاش که قاب پر مي‌شه از صورت بي‌جان مرد خفته و نگاه به ظاهر بي‌سو اما سنگين شاهزاده نابينا - دلشدگان (علي حاتمي)

قلب جهان مريض اينجا است. از جايي که ايمي اون خنده ترسناک رو به نيک مي‌زنه و نيک در همهمه و شلوغي دالان راه خودش و اونو که روي ويلچر نشسته از بين خبرنگارا و عکاسا باز مي‌کنه. به دم در خونه مي‌رسن و بعد از خنده‌ي الکي‌اي که به ملت تحويل مي‌دن، وارد خونه مي‌شن. براي اولين بار بعد از برگشتن زن، هر دو توي خونه تنها هستند و وقت پرسيدن سئوال نيک از ايمي است. که چرا؟ چرا همچين بلايي سرم آوردي؟ زن اما به زير دوش فرا مي‌خواندش تا آنجا در ترکيبي از عرياني و خون توجيهش کند. اونجاش که از اون نگاه‌هاي هوشمندش مي‌کنه و به نيک مي‌گه من دسي رو کشتم تا به تو برسم - دختر گمشده (ديويد فينچر)

پسر سر لجبازي و کل‌کل با بقيه قرار مي‌شه مخ دختره رو بزنه. پسره اسپورت و کول و بي‌خياله و به چپش هم نيست دخيه چقدر جذابه. پس مي‌افته دنبالش و سعي مي‌کنه از راه‌هاي مختلف خودش رو به اون نزديک کنه. يه کار باحال به ذهنش مي‌رسه. از اون کارا که بهش مي‌گن نهايت ديوونگي. توي استاديوم دبيرستان، ميکروفون رو مي‌گيره دستش و دختر رو خطاب قرار مي‌ده؛ هي کت. بعد ترانه دل‌انگيز "نمي‌تونم ازت چشم بردارم" فرانکي ولي رو مي‌خونه. اونجاش که لجر ميکروفون به دست رو سکوها مي‌رقصه و حرکت مي‌کنه تا برسه به دختر. تا رودررو و چشم تو چشم بهش نگاه کنه و بگه پيشم بمون و اجازه بده که عاشقت باشم - ده چيزي که درباره تو ازش متنفرم (گيل جانگر)

انتخاب ويژه: سيدني و اروينگ. چه کسي مي‌تونه تضمين کنه اين همه خوشبختي رو؟ چه کسي شانس اين رو داره که سيدني يا اروينگ يه رابطه باشه؟ يا به عبارت بهتر انقدر عاشق که در نبود طرف مقابل بال بال بزنه و کبود شه و خويشتن‌داري پيشه کنه. کجاش رو مرور کنيم که خدا رو خوش بياد؟ آشنايي جادويي با موزيک جز دوک الينگتون. اعتماد به نفس اروينگ و ملاحت لايزال سيدني. از دست دادن‌ها و به دست آوردن‌هاي مکرر. شکم قلمبه کريستين بيل و زنانگي مکرآميز/ مهربان ايمي ادامز. توي فرودگاه و آن ديالوگ "ديگه برام مهم نيست" سيدني به اروينگ و نفهميدن مرد. قرينه‌اش توي بار. بعد از آن جلسه عجيب با دنيرويي که عربي حرف مي‌زنه، بيل رو داريم که توي خودش جمع شده. توي خودش مچاله شده. قلبش به درد اومده. نگاه سيدني اما به اوست. همه حواسش. چند تا زن رو مي‌شناسيم که اينجوري‌، بي‌مهابا و پاکباخته مردي رو عاشق باشند؟ اونجاش که پشت خشکشويي، توي اتاق پرو لباس، بين اونهمه لباس جورواجور، اروينگ زن رو توي آغوش خودش مي‌کشونه و سفت مي‌چسبتش. در حاليکه سرش روي شونه اون، کنار گردن سيدني گذاشته. تصوير براي هميشه فيکس مي‌شود؛ من اين رو مي‌خوام. مي‌توني بهم بديش؟ - کلاهبرداري آمريکايي (ديويد. او. راسل)

پويان عسگري
نظرات
مسعود شنبه 25 بهمن 1393 به به..عجب متن بامزه و خواندني و خوبي..مرسي از 7فاز که حواسش به همه چي هست..از محمد (ص) تا روز عشاق و فيلمهاي عاشقانه.
1 0
پاسخ

ايرو شنبه 25 بهمن 1393 کلميني يا حميرا اشغليني يا حميرا
1 0
پاسخ
حميرا يكشنبه 26 بهمن 1393 حرفم که نمياد ولي پايه ام کمي مشغول دنيا بشيم
ايرو يكشنبه 24 اسفند 1393 اگه حميرا بودي که مارو به حرف گرفته بودي و دنيامون مشغول کرده بودي

سامان نجارپور شنبه 25 بهمن 1393 عالي عالي ، با کيف و لذت خوندمش.
1 0
پاسخ

پارسا شنبه 25 بهمن 1393 چه نوشته بااحساس و خوبي...لحنش را هم خيلي دوست داشتم و عاشق توصيفتان از امريکن هاسل شدم..اروينگ و سيدني يک رابطه بودن حقيقتا نهايت خوشبختي است و لياقت مي خواهد
1 0
پاسخ

سحر شنبه 25 بهمن 1393 انتخاباي خوب ، توصيفاي قشنگ و نوشته دلچسب . دلشدگان و شاهزاده نابينا هم که خيلي خيلي عزيزن.
1 0
پاسخ

آراز دوشنبه 27 بهمن 1393 انتخابها جالب بود ولي جذابترين نکته مطلب لحن نوشته بود که خيلي شيرين و خودموني در عين حال بي پروا بود .
1 0
پاسخ

مهدي يكشنبه 3 اسفند 1393 من اين فيلم ها رو مي خوام چيكار كنم
0 0
پاسخ
7فاز يكشنبه 3 اسفند 1393 دوست عزيز به 7فاز اي‌ميل بزنيد تا کمک‌تان کنيم اين فيلم‌ها را تهيه کنيد.

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط





































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز