یادداشت پیتر بردشاو بر دو روز، یک شب (برادران داردن)

اين يك اجراي خوب ديگر از ماريون كوتيار است كه به هيچ وجه ساز مخالف نمي‌زند و ابدا به نظر نمي‌آيد كه بخواهد يك ستاره درجه يك باشد. او مهارشده و موقر است و بار ديگر به همه ما يادآوري مي‌كند كه چه بازيگر تكنيكي و حيرت‌انگيزي‌ست: همه جزئيات دقيق و تفاوت‌هاي احساسي مختلف روي صورت او موج مي‌زنند. او تكان‌دهنده، متقاعدكننده و تاثيرگذار است، درست مثل خود فيلم.

پيتر بردشاو/ گاردين:
يک موقعيت دراماتيک وخيم درکنار اجرايي شگفت‌انگيز از ماريون کوتيار تبديل به فيلم جديد برادران داردن مي‌شود: مهيج، پر از احساس و تکان‌دهنده، نمونه‌ قرن بيست و يکمي 12 مرد خشمگين.
کوتيار در نقش ساندرا بازي مي‌کند، زني متاهل که پس از مدتي وقفه به کارش در يک کارخانه توليد صفحات خورشيدي بازمي‌گردد و متوجه مي‌شود که قرباني يک تصميم‌گيري يک جانبه شده است.
همان مدتي که ساندرا در کارخانه حضور نداشته مديريت متوجه مي‌شود که کارها بدون او هم به خوبي پيش مي‌روند،  پس تصميم مي‌گيرد که او را اخراج کرده و از طرف ديگر با تعيين اضافه حقوق هزار يورويي مابقي کارکنان را به سخت‌تر کارکردن تشويق کند. ساندرا در نهايت نااميدي يکي از همکاران سالوس‌اش به نام ژان-مارک (با کمئويي از اوليوير گورمه) را مجبور مي‌کند که يک راي‌گيري به راه بياندازد. مسئله اينجاست که کارکنان کارخانه، هزار يوروي تشويقي‌شان را بيشتر مي‌خواهند يا بازگشت همکار قديمي‌شان را؟ راي‌گيري در صبح دوشنبه برگزار مي‌شود، تا آن روز ساندرا مجبور است دو روز آخر هفته را خانه به خانه به دنبال همکارانش برود و کار شاق و خفت‌آور خواهش کردن از آنان را تاب بياورد. همکاراني که  به شدت به آن تشويق هزار يورويي براي ادامه زندگي‌شان نياز دارند. اگر ساندرا 9 راي از 16 تا را مال خود کند مي‌توانيم بگوييم که کارش هم به او بازمي‌گردد. اما او جز نااميدي در مقابل دوست و همسايه چيز ديگري براي پيشکش ندارد. اضطراب داستان و نشانه‌هاي افسردگي ساندرا پا به پاي هم صعود مي‌کنند: نفس نفس زدن‌ها، انقباض و فشار گلو و اعتيادي نگران‌کننده به قرص زاناکس. کم کم به نظر مي‌آيد که چيزهاي خيلي بيشتري از شغل او به خودي خود در معرض آسيب قرار گرفته‌اند.
تمام اهميت داستان فيلم در اين عنوان نهفته است: آخر هفته. آخر هفته زمان عزيز و با ارزش استراحت همه آدم‌هاست. اين زماني است که همه آن آدم‌ها وقتشان را با خانواده‌شان مي‌گذرانند، دستي به سر و روي خانه‌شان مي‌کشند، کارهاي ضروري‌شان را انجام مي‌دهند يا يک تيم فوتبال کوچولو‌ها را رهبري مي‌کنند. آخر هفته دليل تمام کار کردن‌هاي طول هقته‌شان است: اين زندگي آنهاست. همان زماني که ساندرا سرزده وارد آن شده و اين دخالت ناگهاني را خودش هم رفته رفته در پي تقلا و رنج دروني‌اش متوجه مي‌شود. هر خانواده‌اي که ساندرا به آن روي مي‌آورد ناراحت‌اند و آشفته‌حال. او انتظار همدردي دارد و خانواده‌ها هم متقابلا از ساندرا همين را مي‌خواهند. پس از هر چند بار تلاشي که مي‌کند تنها شکست است که با او همراه مي‌شود. يا بحث و جدل راه مي‌افتد يا اينکه ماجرا کاملا به ضرب و شتم ختم مي‌شود. با اين حال براي زنده ماندن باز هم بايد ادامه داد.
 برادران داردن درام اجتماعي واقع بينانه خود را با دلهره و اضطرابي باور پذير ساخته‌اند که خود يکي از چيزهاي نوظهور کار آن‌ها به شمار مي‌آيد. درواقع اين فيلم به نوعي هم يادآور فيلم نان و گل‌هاي سرخ کن لوچ است که در آن آدرين برودي در نقش يک نامزد انتخاباتي به راه مي‌افتد تا کارکناني محافظه کار و ترسان را براي پيوستن به اتحاديه تشويق کند. او هم (دست کم در ابتداي کار) حضوري ناراحت کننده و به شدت برهم زننده دارد. در رابطه با اين کمپاني توليد صفحات خورشيدي شايد به نظر بيايد اتحاديه‌اي وجود دارد که اگر در آن از طرف مديريت چيزي تصويب شود لازم‌الاجرا خواهد بود اما اين اتحاديه‌اي‌ست که زيردست‌ها براي کارفرماهايشان تصميم مي‌گيرند و راي آنان را تنظيم مي‌کنند و بالادستي‌ها هم به نظر نمي‌آيد که براي دست رد زدن به تصميمات کارکنانشان به اندازه کافي متحد باشند. تصميمي که همان انتخاب موذيانه بين ساندرا و اضافه حقوق است. با اين حال اين فيلم درباره اتحاد و همبستگي است. همبستگي همان چيزي‌ست که ساندرا براي دستيابي به آن در تقلاست و در راه رسيدن به حداکثر آراء در يک راي‌گيري دموکراتيک دچار از هم پاشيدگي احساسي مي‌شود.
اين يک اجراي خوب ديگر از ماريون کوتيار است که به هيچ وجه ساز مخالف نمي‌زند و ابدا به نظر نمي‌آيد که بخواهد يک ستاره درجه يک باشد. او مهارشده و موقر است و بار ديگر به همه ما يادآوري مي‌کند که چه بازيگر تکنيکي و حيرت‌انگيزي‌ست: همه جزئيات دقيق و تفاوت‌هاي احساسي مختلف روي صورت او موج مي‌زنند. او تکان‌دهنده، متقاعدکننده و تاثيرگذار است، درست مثل خود فيلم.

ويسنا فولادي
نظرات
محسن شنبه 15 فروردين 1394 برادران داردن از به ترين فيلم سازان تاريخ سينما هستند.
0 0
پاسخ

امين چهارشنبه 2 ارديبهشت 1394 بسيار خوبه که اين فيلم اينقدر واقع بينانه و درک شونده ست. نه يک حرکت غيرطبيعي که منجر به تغيير تصميم کسي بشه، نه يک ديالوگ بسيار پيچيده و غيرقابل فهم که روي همه تاثير بذاره و و و.... همه چيز روند طبيعي و باورپذير خودشو داره، ماريان کوتيار دوست داشتني هم که عالي تر از هميشه...
کلا فيلم هاي تاليفي برازنده اين بانوست و بس...
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط

































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز