گزیده نظرات منتقدان درباره American Sniper/ تک‌تیرانداز آمریکایی (کلینت ایستوود)

نيويورك ابزرور - ركس ريد: "به نظر مي‌رسد كه ايستوود نگاهش را معطوف به داستان سربازان جنگيْ بدنام و استمرار آن كرده باشد. اما مسير او به قدرتمندي هيچ‌كدام از دو فيلم پرچم‌هاي پدران ما يا نامه‌هايي از ايووجيما نيست. كوپر توانسته كه خلاء هيجان در نقاط ديگر فيلمنامه هال را جبران كند و ميلر در نقش همسر رنجور او؛ تايا اجراي خوبي دارد. اما هيچ تازگي‌اي چه در دقايق مبارزه و چه صحنه‌هاي حضور در شهر وجود ندارد، انگار كه همگي فقط برداشت‌هاي استفاده نشده فيلم هرت لاكر باشند. محلي‌ها سر و شكلي قابل اعتماد ندارند و نقش عراق را مراكش بازي مي‌كند."

7فاز:
تک‌تيرانداز آمريکايي با بازي بردلي کوپر در نقش کريس کايل؛ عضو نيروي دريايي آمريکا و قهرمان جنگي در دوران جنگ عراق که همچنين ستايش‌شده‌ترين تک تيرانداز در ارتش آمريکا بود سه هفته پيش به اکران عمومي درآمد. جيسون هال فيلمنامه فيلم را در زمان حيات کايل به همراه او نوشت و پيش از انتشار کتاب خاطرات کايل به همراه اسکات مک‌ايون و جيم دفلايس آن را به اتمام رساند.
تک‌تيرانداز آمريکايي به کارگرداني کلينت ايستوود همچنين سيينا ميلر، لوک گريمز و سمي شيخ را به عنوان ديگر بازيگران به همراه دارد.

نظر منتقدان مختلف را درباره فيلم بخوانيد:
هاليوود رپپورتر - تاد مک کارتي: "دومين فيلم امسال ايستوود يکي از بهترين‌هاي او در طي اين چندسال است. داستاني به ظاهر وطن‌پرستانه که در سطوح زيرين‌اش درد و سودايي نهفته دارد و به نوعي بازتاب ديگر فيلم‌هاي کارگردان درباره نگاه او به خشونت است. برخلاف کتاب منبع اقتباس فيلمنامه اين فيلم قصد دارد بر نقاط پرخطرتر داستان انجام وظيفه هرکدام از چهار سرباز تمرکز کند. دوراني سخت که تنها با مقاطعي از استراحت‌هاي گذري تلطيف مي‌شود: همان دور افتادگي کايل از همسر و خانواده‌اش... شايد تنها چيز نااميدکننده اين باشد که در عمل شرحي واقعي بر اينکه چه چيزي کايل را از بقيه همتايانش جدا مي‌کند وجود ندارد. علاوه بر اين به چرايي علاقه اين مرد به کاري که مي‌کند به اندازه کتاب با تفصيل پرداخته نشده.
ايستوود پايان تراژيک‌اش را با تاکيدي هوشمندانه و نوعي حس فقدان ترکيب مي‌کند که مي‌تواند يادآور حس و حال هرکدام از فيلم‌هاي قبلي‌اش باشد. او حتي ممکن است که به لايه‌هاي عميق‌تري از تاثير جنگ‌ بر کارهايش رسيده و در اين فيلم با تجربيات آخرين بازگشتش به خانه‌ در تقلا باشد. اما هرچه که فيلمنامه کم داشته باشد، کوپر همه را با اجرايش جبران مي‌کند. تغييرات فيزيکي او (گردني کلفت‌تر، صورتي ورم‌کرده‌تر، گام برداشتن‌هاي کابويي، لهجه غليظ تگزاسي) يک طرف، و توانايي‌اش در خوشمزگي کردن طرف ديگر. او در نمايش جزئيات شخصيتي کايل مثل اعتماد به نفس، تسلط بر خود و نبوغ او صد در صد موفق عمل مي‌کند. شخصيتي که او را به انجام کاري واداشت که بيش از همه چيز دوستش داشت؛ جنگيدن."

نيويورکر - ديويد دنبي: "فيلم جنگي ويران‌کننده و فيلم ضد جنگ ويران‌کننده. جشني مقهورانه از توانايي يک جنگجو و سوگواري بر ناهمبستگي و بخت بد او. رويکرد ايستوود در برابر متريال‌هاي اين‌چنيني باعث مي‌شود که  بسياري از کارگردان‌هاي ديگر در چنين ژانري آماتور به نظر بيايند. در همان حين که کايل و افرادش در شهرهاي عراقي پرسه مي‌زنند و درهاي خانه‌ها را با لگد در هم مي‌کوبند و پله‌ها را بالا و پايين مي‌دوند دوربين ايستوود هم هر آنچه که براي نمايش جزئيات رخدادي مسلم لازم است ضبط مي‌کند و نه بيشتر. هيچ اسرافي وجود ندارد، حتي يک دقيقه هم در تمرکز، تشريح و سرعت داستان اتلاف نمي‌شود. فضاي کلي شهرها و زندگي از هم پاشيده در خيابان‌ها همگي در خدمت فيلم‌اند. اين فيلم، قطعا، ما را ناراحت و پريشان مي‌کند و همين نيت را هم دارد. ايستوود، مثل هيچکاک در پنجره عقبي و مايکل پاول در Peeping Tom صندلي ما را درون لنزهاي دوربين قرار مي‌دهد و اجازه مي‌دهد در همان حين که کايل قصد دارد ماشه را بچکاند ما هم هدف را در کلوزآپ‌ تماشا کنيم. او انگار که ذهنش بي‌احساس و سخت شده باشد با خود مي‌گويد که "داريد از اين لذت مي‌بريد، مگر نه؟" و بدين شکل کايل را در مسير بازگشتش به خانه و پايان غيرقابل توضيح و مايه دل شکستگي‌اش همراهي مي‌کند."

يو‌اس‌اي تودي - کلوديا پايگ: "سه ستاره از چهار. اين فيلم به وضوح صحنه نمايش کوپر است. بدني ساخته شده و به شدت سمبليک. کوپر تجسم اعتماد به نفس، نيرومندي و آسيب پذيري کايل است. او به خوبي عذابي را که کايل از ناتوانايي‌اش در نجات سربازهاي ديگر مي‌برد نشان مي‌دهد. صحنه‌هاي اکشن کوبنده‌اند اما چيزي که بي‌نقص از آب درنيامده کاراکتري در ارتش دشمن به نام مصطفي (سمي شيخ) است، شروري مرموز که يکباره پيدايش مي‌شود و بعد ناپديد مي‌شود، چنانکه تنها يک نشانه باشد. ايستوود براي تشديد تعليق داستان و تاکيد بر عدم اطمينان‌ کايل به اخلاق گرا بودن يا نبودن از سکوت و صدا با هم بهره مي‌برد و به خشونت جسورانه و جنگ‌هاي آتشين اجازه مي‌دهد که دقايق فيلم را بشکافند و زخمي کنند."

نيويورک ابزرور - رکس ريد: "به نظر مي‌رسد که ايستوود نگاهش را معطوف به داستان سربازان جنگيْ بدنام و استمرار آن کرده باشد. اما مسير او به قدرتمندي هيچ‌کدام از دو فيلم پرچم‌هاي پدران ما يا نامه‌هايي از ايووجيما نيست. کوپر توانسته که خلاء هيجان در نقاط ديگر فيلمنامه هال را جبران کند و ميلر در نقش همسر رنجور او؛ تايا اجراي خوبي دارد. اما هيچ تازگي‌اي چه در دقايق مبارزه و چه صحنه‌هاي حضور در شهر وجود ندارد، انگار که همگي فقط برداشت‌هاي استفاده نشده فيلم هرت لاکر باشند. محلي‌ها سر و شکلي قابل اعتماد ندارند و نقش عراق را مراکش بازي مي‌کند."

گاردين - يان بروکس: "اداي احترامي صميمانه به ماهيچه پيکره نظامي ايالات متحده. به همراه حرارتي مهين‌پرستانه و پيوندهاي مردانه. فيلمي ناب، سفت و محکم که از بلندي‌هاي فلوجه در حرکتي پرشتاب به سمت گرد و خاک خيابان‌هاي قهوه‌اي رنگ در حال گذر است. اما فيلم تلفات زيادي را بر جاي مي‌گذارد. گيرايي و نگاه کنجکاوانه فيلم ايستوود اين تصور را به وجود مي‌آورد که بيشتر چيزها ديکته شده‌اند تا کارگرداني. شايد به قدري محکم و مصمم از دريچه نگاه عده‌اي از سربازان به همه چيز مي‌نگرد که در نهايت به نوعي پوچي مي رسد."

ويسنا فولادي
نظرات
sina يكشنبه 28 تير 1394 داگ ليمان بايد بياد شاگردي ايستوود رو بکنه
لبه فردا کجا و تک تيرانداز آمريکايي کجا
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط



































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز