یادداشت نویسنده 7فاز درباره Whiplash (دیمین چزل)/ آنچه به نیکی پایان پذیرد نیک است

لحظه‌ي نقش بستنِ لبخند بر روي چهره‌ي هر دويشان، لحظه‌اي است كه تمامِ احساساتِ متناقضي كه تا آن موقع تجربه كرده‌ايم را از اساس زير سوال مي‌برد. جايي كه فلچرِ بي‌اخلاق و ساديست به زعمِ ما، تمام و كمال پدر را از دور خارج مي‌كند. لحظه‌اي كه فلچر به دركي عميق از اندرو مي‌رسد، دركي كه پدر هيچوقت نتوانست به آن برسد. يكي از متناقض‌نما ‌ترين پايان‌هاي خوش سينماييِ اين سال‌ها.

7فاز:
نماي پايانيِ اولين صحنه‌ي ويپلَش و نخستين برخوردِ بين اندرو نيمن (مايلز تلر) و ترنس فلچر (جي.کي سيمونس)، نمايي است باز از کنارِ اندرو که پشتِ دم و دستگاهِ درامش نشسته و نوشته‌اي که بر روي تصوير مي‌آيد: "هنرستانِ هنرهاي زيباي موسيقيِ شيفر، ترم پاييز"
بلافاصله قطعه‌اي جَز بر روي تصاويري از اندرو با کوله‌اي بر پشت در دل خيابان‌هاي شهر مي‌آيد. تصاويري از ساختمان‌ها، پنجره‌ها و خيابان‌ها. تصاويري هماهنگ با ريتمِ موسيقيِ روي تصوير. اندرو طوري از کنار همه چيز گذر مي‌کند که انگار هيچ چيز جز مسيري که در حال قدم گذاشتن بر آن است اهميت ندارد. تصاويري يادآورِ آغاز شبکه اجتماعي ديويد فينچر. آنجا مارک زاکربرگ (جسي آيزنبرگ)، بعد از تحقيري جانانه از طرفِ دوست دخترش، با حالتي مابينِ دويدن و راه رفتن و کوله‌اي بر پشت، انگار که هيچ‌کس جز خودش وجود ندارد، يکي يکي از خيابان‌ها مي‌گذشت تا به خوابگاه برسد. زاکربرگ وارد خوابگاه مي‌شد و اين نوشته نيز روي تصوير نقش مي‌بست: "دانشگاهِ هاروارد، پاييز 2003"
اندرو نيمن و مارک زاکربرگ؛ جاه‌طلب‌ترين شخصيت‌هاي سينماييِ اين سال‌ها، هر کدام با دلايلِ خودشان به دنبالِ بزرگ بودن. هيچ چيز و هيچ‌کس هم غير از خودشان و انتخاب و مسيرشان اهميتي ندارد.
 پسرِ منزوي و خجالتي و با استعدادي که عضو گروه موسيقي‌اي که هميشه آرزويش را داشته مي‌شود. او بالاخره موفق مي‌شود با دخترِ مورد علاقه‌اش قرار بگذارد. يک استادِ به نظر مهربان هم است که پيش از اولين تمرين‌اش با گروه، حرف‌هايي خوب و دلگرم‌کننده به او مي‌زند؛ "تو براي يه دليلي اينجا هستي." و البته پدري مهربان و حمايتگر. آشنا به نظر نمي‌رسد؟ اما خيلي نمي‌گذرد که فيلم تماميِ اين قالب‌هاي آشنا را به بي‌رحمانه‌ترين شکل ممکن به هم مي‌ريزد. رابطه‌اي استاد/شاگردي که طبقِ توصيفِ ادگار رايت، فيلم را تبديل به فيلمي هارور مي‌کند. حضورِ شبح‌گونه‌ي فلچر/هيولا که آرام آرام در دلِ راهروهاي مدرسه‌ي موسيقي، خودش را به اندرو/طعمه‌اش مي‌رساند، همچون شبح اپرايِ گاستون لورو، که اين بار به جايِ زيبارويش، در جستجويِ چارلي پارکرِ زندگي‌اش است. داستانِ اندرو و تقلايِ بيمارگونه‌اش براي بهترين بودن، ويپلش را به طرزي آشکار به گاو خشمگينِ مارتين اسکورسيزي پيوند مي‌دهد. نمايِ فرو بردنِ مشت خونين در ظرفِ پر از يخ را به ياد آوريد. اين بار بسترِ نمايشِ اين جنون، موسيقيِ جَز است. موسيقي‌اي که خود ريشه‌هايش در درد و رنج و حقارت برده‌هاي سياه‌پوستي که در مزارع به کار واداشته مي‌شدند قرار دارد و پيچيدگي‌هاي ذاتي‌اش آن را بدل به توان‌فرساترين و ديرياب‌ترين سبک‌هاي موسيقي کرده است. چه چيز بهتر از موسيقي جَز براي به تصوير کشيدنِ رنج هنرمند در رسيدن به هنر محض؟ ديمين چزل شيفتگي‌اش به موسيقيِ جز را با تلاشش براي به وجود آوردنِ فرمي موسيقايي در ساختارِ فيلم، نشان مي‌دهد. ريتمِ تدوينِ ويپلش در مقامِ مهمترين تمهيد براي به وجود آوردنِ اين حال و هوا عمل مي‌کند. کات‌هاي درست سر ضرب و در برخي جاها ضد ضرب (کاملا مطابق ريتمِ ضدضرب و آزاد در جَز) و همينطور اندازه نماهايي ناهمخوان که از پي هم مي‌آيند، اين‌ها همه ايده‌هايي هستند که چزل در کارگرداني‌ِ سرشار از اعتماد به نفسش از موسيقيِ جز به عاريه گرفته. اگر آن جمله‌ي معروفِ "ميل و خواسته‌ي انسان، ميل و خواسته‌ي ديگري است" را بپذيريم، رابطه‌ي سادومازوخيستيِ بين اندرو و فلچر بهترين گواهِ آن است. از همان اولين صحنه‌ي فيلم که از نقطه نظرِ فلچر آرام آرام راهرو را طي مي‌کنيم تا به اندرو برسيم، اين اتفاق به وقوع مي‌پيوندد. اندرو مي‌خواهد يکي از بزرگ‌ترين‌ها باشد، به عوض، فلچر هم مي‌خواهد بالاخره اولين چارلي پارکرِ زندگي‌اش را داشته باشد. همه چيز به غير از اين رابطه‌ي استاد/شاگرديِ ايزوله به ميني‌مال ترين شکل ممکن برگزار مي‌شود. از آنجايي که روايت اول شخصِ فيلم تماما از ديدِ اندرو است و او به هيچ چيز جز "بزرگترين" شدن فکر نمي‌کند. ويپلش داستانِ انتخابِ اندرو است؛ انتخابِ بين زندگي‌اي متعارف با پدر يا زندگي‌اي فراتر از استانداردهاي معمول در زيرِ سايه‌ي سنگينِ تحقيرها و توهين‌هاي فلچر. اما از همان لحظاتِ آغازين فيلم نيز مي‌توان حدس زد که اندرو و البته که ديمين چزل کداميک را انتخاب مي‌کنند. اولين صحنه‌ي گفتگويِ اندرو و پدر را در سينما به ياد آوريد؛ پدرِ بازنده‌اي که به پسرش مي‌گويد او نيز بالاخره روزي به پرسپکتيوي نسبت به زندگي خواهد رسيد. اندرو جواب مي‌دهد که نيازي به پرسپکتيو ندارد. درست همان لحظه که اندرو اين پاسخ را به پدر مي‌دهد، فردي پاپ کورن به دست کاملا اتفاقي، ظرفِ پاپ کورن‌اش را محکم به کله‌ي پدر مي‌کوبد ! و همانجا صحنه به پايان مي‌رسد.
از همين حالا، ديگر هر زمان صحبت از فيلمي راجع به آفرينشِ هنري به ميان بيايد، مي‌توان ويپلش را به عنوانِ نمونه‌اي کلاسيک معرفي کرد. ويپلش آن زيرلايه‌ي زمخت و خشني را که لازمه‌ي هر هنر زيبايي است را به عريان‌ترين و زمخت‌ترين شکل ممکن به نمايش در مي‌آورد. زمختي‌اي که در تصويرپردازي و ريتمِ برآشوبنده‌ي فيلم نيز کاملا به چشم مي‌آيد، انگار نه انگار شاهدِ فيلمي درباره‌ي موسيقي هستيم. به گفته‌ي بزرگانِ موسيقيِ جز، اکثرِ قطعاتِ شاهکارِ اين سبک در دلِ بداهه نوازي‌هايِ بزرگانش به وجود آمده‌اند. بداهه‌هايي برآمده از رنج و مرارتِ زندگي‌هايشان. بداهه‌ي نهاييِ اندرو در صحنه‌ي با شکوهِ پاياني نيز برآيندِ تمام چيزهايي است که تا بدان موقع از سر گذرانده/گذرانده‌ايم. آنجا جايي است که استاد و شاگرد به درکي متقابل مي‌رسند. زماني که شاگرد با پيشي گرفتن از استاد، چارلي پارکري را که سال‌ها در جستجويش بوده به او هديه مي‌دهد. زمانِ همراه شدنِ تماشاگر با فلچرِ ترسناک. لحظه‌ي نقش بستنِ لبخند بر روي چهره‌ي هر دويشان، لحظه‌اي است که تمامِ احساساتِ متناقضي که تا آن موقع تجربه کرده‌ايم را از اساس زير سوال مي‌برد. جايي که فلچرِ بي‌اخلاق و ساديست به زعمِ ما، تمام و کمال پدر را از دور خارج مي‌کند. لحظه‌اي که فلچر به درکي عميق از اندرو مي‌رسد، درکي که پدر هيچوقت نتوانست به آن برسد. يکي از متناقض‌نماترين پايان‌هاي خوش سينماييِ اين سال‌ها.

احسان ميرحسيني
نظرات
پارسا شنبه 11 بهمن 1393 نوشته خيلي خوبي بود..با يک تيتر عالي که به بهترين شکل فيلم را توضيح مي دهد.
3 0
پاسخ

آراز سه شنبه 5 اسفند 1393 خيلي خوب بود و دمت گرم
1 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط





























































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز