10 دیالوگ برگزیده از 10 فیلم 2014 که نامزد جایزه بهترین فیلم در مراسم گلدن گلوب هستند

شش: بردمن (The Birdman)
ريگان / بردمن (مايكل كيتون) به مايك (ادوارد نورتون):
«مردم عاشق خون و خون ريزي ان، عاشق بزن بزن، نه وراجي‌هاي مزخرف فلسفي آدم افسرده و داغوني مثه تو.»

7فاز:

يک: پسربچگي (Boyhood)
ميسون( الار کولترين):
«حس مي‌کنم خيلي کارا دور و برم هست که از پسشون برآم و حتي دلم هم مي‌خواد که انجامشون بدم، اما واقعيت اينه که هيچ کدومشونو انجام نمي‌دم.»

دو: سلما (Selma)
کورتا اسکات کينگ (کارمن اجوگو) به همسرش مارتين لوترکينگ (ديويد اويلوو):
«اين آدما چپ و راست زير گوشمون مي‌خونن که اگه تسليم نشيم بچه‌هامونو مي‌کشن، ولي اين فقط يه تهديد توخاليه واسه اينکه تمرکزتو به هم بزنن.»

سه: بازي تقليد (The Imitation Game)
نوعي زمان گيري براي حل يک مساله رياضي؛
استيوارت منزيس (مارک استرانگ): «فقط شش دقيقه، به نظرتون امکان پذيره؟»
الن تورينگ (بنديکت کامبربچ): «نه، من هشت دقيقه لازم دارم.»
جوان کلارک (کيرا نايتلي) دستش را به نشانه پايان بالا مي آورد.
تورينگ: «تموم کردي؟ فقط پنج دقيقه و چهل و هشت ثانيه..»
کلارک: «شما خودتون قبلا گفته بودين که مي تونين زير شش دقيقه اين مساله رو حل کنيد.»

چهار: فاکس کچر (Foxcatcher)
جان دو پونت (استيو کارل):
«مربي مثه پدر مي‌مونه، مثه يه پرورش دهنده و همراه دائمي. مربي قدرت تاثيرگذاري بالايي در سراسر زندگي يه ورزشکار داره.»

پنج: تئوري همه چيز (The Theory of Everything)
اولين ملاقات استيفن هاوکينگ (ادي ردماين) و جين هاوکينگ(فيلسيتي جونز)؛
استيفن: سلام.
جين: سلام.
استيفن: دانش.
جين: هنر.  

شش: بردمن (The Birdman)
ريگان / بردمن (مايکل کيتون) به مايک (ادوارد نورتون):
«مردم عاشق خون و خون ريزي ان، عاشق بزن بزن، نه وراجي‌هاي مزخرف فلسفي آدم افسرده و داغوني مثه تو.»

هفت: هتل بزرگ بوداپست (The Grand Budapest Hotel)
پينکي (فلورين لوکاس): «من و بر و بچه‌ها درباره اين موضوع بحث کرديم و به اين نتيجه رسيديم که شما کاملا يه مرد نرمال هستيد.(بدون گرايش‌هاي همجنس خواهانه)
آقاي گوستاو (رالف فاينس): «خب راستشو بخواين تا امروز هيچ کس منو به همچين چيزي متهم نکرده بود، ولي در هر حال از اين که به نظرتون هيچ مشکلي ندارم خوشحال و ممنونم.»

هشت: سنت وينسنت (St. Vincent)
مگي (مليسا مک کارتي): چرا اين بچه داره زمين پر از خاک رو با ماشين چمن زني گز مي‌کنه؟
اوليور / پسربچه (جايدن ليبرهر): منو مي‌گي؟ واسه اينکه بابتش ساعتي بهم حقوق مي‌ده.
وينسنت (بيل موري): دارم چم و خم زندگيو يادش مي‌دم، اگه خوب کار کني خوبم دستمزد مي‌گيري بچه و بعدش مي‌توني با من بشيني و خوش بگذروني.
مگي: يعني مي‌خواي بگي تو نوشيدني الکلي‌ام مي خوري؟
وينسنت: راستشو بخواي يادم نمياد...

نه: درون جنگل (Into the Woods)
شاهزاده‌ي سيندرلا (کريس پاين):
«از بچگي هرچي آموزش ديدم براي اين بوده که بتونم به يه شاهزاده جذاب تبديل بشم، نه به يه مرد صادق و بي‌شيله پيله.»

ده: غرور (Pride)
همسايه پير و گنده دماغ مارک: من راجع به شما منحرفا با اعضاي شورا حرف زدم.
مارک (بن اشنتزر): نيازي به اين کار نبود، فقط کافي بود يه تقه به در بزنيد و بعدشم تشريف بياريد داخل.
پيرمرد همسايه با بدخلقي: اونا قراره پليسا رو بفرستن سراغتون..
مارک (اداي آدماي هيجان زده رو درمياره): اوه، نه بابا؟ من که از خدامه..

اميرحسين جلالي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز