متیو وینر از فصل پایانی سریال Mad Men/ مدمن می‌گوید

وينر درباره پايان سريال مي‌گويد: جان هم در همه چيز دخيل شده، لازم هست كه بداند او در تمام اين‌ها شريك من است. نمي‌دانم كه جايي گفته كه مي‌داند يا نه ولي بايد بداند. از همان ابتدا مي‌دانست كه همه چيز چه طور جلو خواهد رفت و من چه برنامه‌هايي داشتم و چه كارهايي مي‌خواستم بكنم.

7فاز:
متيو وينر پيش از دريافت جايزه بين‌المللي امي، در مراسمي واقع در هتل هيلتون نيويورك و در گردهمايي آكادمي بين الملي هنر و علم تلوزيون، درباره گروه بازيگران مد‌من‌اش (Mad men)، منتقدها، و پروسه خلاقيت صحبت كرد.
او رو به سالن رقص پر از مهمان گفت: حالا كه در يك موسسه وابسته به امي هستيم بايد بگم كه ناديده گرفتن آن‌ها [گروه بازيگران مدمن] يكي از بزرگترين سرخوردگي‌هاي من است. هيچ كدام از اين بازيگرها تا به حال امي نگرفته‌اند. فكر مي‌كنم كه آن‌ها استانداردهايي طلايي در كارشان هستند، و فكر مي‌كنم مردم به طرز عجيبي نمي‌دانند كه آن‌ها چقدر بازيگري مي‌كنند – اگرچه به زودي مي‌فهمند – چون مدمن يك‌جورهايي دنياي شخصي خودش را دارد. ازشان تعريف مي‌شود و كانديد هم مي‌شوند ولي هميشه دليلي براي نبردن آن‌ها هست.
وينر بعدا موضوع را كمي شفافتر براي هاليوود ريپورتر باز كرد: ما اين كار را به خاطر جايزه نساختيم، بابت قصه ساختيمش. من بيشتر به خاطر اين ناراحت بودم كه نكند بازيگرها فكر كنند اين پاياني است كه با پايان قصه شخصيت‌هايشان كاملا جور است. جايزه گرفتن مي‌تواند عالي باشد ولي شايد زيادي بيروني است و ماندگاريش هم از سريال كمتر است.
او توضيح داد كه هدفش جلب توجه آكادمي امي به بازيگرها براي چند قسمت باقي مانده از سريال نبوده: من حتي اگر مي‌خواستم اين كار را هم بكنم بلد نبودم از كجا شروع كنم. وقتي مي‌بينم چه جنس كارهايي برنده مي‌شود فكر مي‌كنم خب من هيچ وقت حاضر نيستم اين كار را انجام بدم، چون با استايل سريال ما نمي‌سازد. هميشه يك داستاني از اينكه براي چي يك‌نفر فلان كار را انجام داد ساخته مي‌شود، و فكر نكنم علت اين يكي محتوا، كوتاهي نقش، يا چيز ديگري باشد. اما مي‌شود گفت جان هم تقريبا براي بقيه عمرش متر و معياري خواهد بود براي يك بازيگر نقش اول در تلويزيون.... و هميشه اين حرف كه بازي‌اش ديده نشده بخش جداناپذيري از داستان موفقيت هَم باقي مي‌ماند، مگر اينكه بالاخره از او هم تقدير شود كه عالي خواهد شد... نمي‌دانم مردم براي چه چيزي واقعا جايزه مي‌گيرند. البته من هميشه اشتباه مي‌كنم.
مي‌خندد و از طرف همه بازيگران ادامه مي‌دهد: ما هميشه شوخي اين را مي‌كنيم كه اليزابت موس در هفتاد سالگي برمي‌گردد و نقش مادر كسي مثل پگي را بازي مي‌كند و برنده مي‌شود. چطور ممكنه اين‌ها واقعا هيچ وقت جايزه نبرند؟ البته اظهار نظر من چه اهميتي دارد. معلوم است كه من فكر مي‌كنم آن‌ها بهترين‌اند.
وينر درباره پايان سريال مي‌گويد: جان هم در همه چيز دخيل شده، لازم هست كه بداند او در تمام اين‌ها شريك من است. نمي‌دانم كه جايي گفته كه مي‌داند يا نه ولي بايد بداند. از همان ابتدا مي‌دانست كه همه چيز چه طور جلو خواهد رفت و من چه برنامه‌هايي داشتم و چه كارهايي مي‌خواستم بكنم.
وينر كه در دوران استراحتش به سر مي‌برد خودش را به سريال‌هايي كه ازشان جا مانده مي‌رساند؛ Strain، Homeland، شرلوك، سيمسون‌ها، بهترين آشپز (Top Chef)، امپراطوري بوردواك (Boardwalk Empire)، آليو كيتريج (Olive Kitteridge)، به علاوه بازپخش‌هاي 30rock، فيلم‌هاي قديمي از دادزورث (Dodsworth) گرفته تا تقريبا مشهور و چند فيلم سينمايي معاصر كه نديده مثل Zero Dark thirty. اين نويسنده و تهيه كننده تلويزيون هنوز درست نمي‌داند حركت خلاقه بعديش چه شكل خواهد بود اما مسلما درباره بازگشت به تلويزيون شك و شبهه‌اي ندارد: واقعا نمي‌دانم مي‌خواهم چه كار كنم. نمي‌دانم ايده بعدي‌ام براي تلويزيون خواهد بود يا فيلم يا چيز ديگر. نمي‌دانم. فكر كنم شايد چند كار را همزمان انجام بدهم، كاري كه تا به حال نكرده‌ام. ولي مطمئنا تا موقع اتمام سريال حتي توي دفترچه خاطراتم هم چيزي نمي‌نويسم. از بعد خلاقه من در نقطه صفر هستم و اين اصلا چيز بدي نيست. مي‌دانم كه مي‌توانم كاري را انجام بدهم كه هميشه مي‌خواستم، و حالا در نقطه صفر هستم. دنبال چيزي هستم كه برايم جالب باشد.
در طي ديداري كه البته توسط ديويد ايتزكاف از نيويورك تايمز مديريت مي‌شد وينر ريشه‌هاي درام را دنبال كرد، درامي كه به عنوان پروژه‌اي رد شده  نه تنها نوع نگاه به شبكه AMC را تغيير داد و از آن يك رقيب ساخت بلكه در سطح جهاني هم با استقبال مواجه شد. اگرچه در ابتدا گفته شده بود كه مخاطبان خارج از آمريكا با درامي درباره دوره خاصي از تاريخ اين كشور ارتباط چنداني برقرار نخواهند كرد، وينر به ياد مي‌آورد كه چطور Band of Brothers در زمان خودش نسخه دي وي دي پرفروشي داشت چون چيزي بيشتر از يك قصه جنگي صرف بود و در عين حال اينكه هميشه از علاقه مخاطبان ژاپني به دهه پنجاه آمريكا متعجب بوده: آن دوران بهترين ورسيون ما بود. خيلي از كشورهاي دنيا معاملات‌شان، فرهنگ‌شان، هنرشان، همه چيزشان را بر اساس جنرال موتورزِ 1955 مدل كردند.
گرچه او آمده بود كه سريالي درباره موفقيت، رفتارهاي انساني، و آدم‌هاي عادي در طي موقعيت‌هاي مهم تاريخي، بسازد، چيزهايي هم براي گفتن درباره دهه 60 داشت: وانمود نمي‌كنم كه از همان ابتدا مي‌خواستم همين حرف‌ها را بزنم. اين اتفاق افتاد چون نمي‌دانستم همه چيز قرار است اينقدر ادامه پيدا كند و چون خيلي چيزها ياد گرفتم... فقط مي‌خواستم بگم: اگر در دوران بحران اقتصادي بزرگ شده باشيد، 1968 آنقدرها هم اتفاق بزرگ و عجيبي به نظرتان نخواهد آمد. آن‌ها پيش خودشان چه فكري مي‌كردند؟ دان دريپر آنچنان نگران عقب افتادن از كاروان نيست، دان دريپر كاملا از اتفاقات بيرون خبر دارد، درست مثل بقيه دنيا، البته به جز 18 ساله‌ها...آن‌ها متوجه نبودند كه پدر و مادرهاشان كه فكر مي‌كردند خيلي احمق و معمولي‌اند پيش خودشان مي‌گويند: اي بابا باز هم دوباره اين ماجرا.
وينر به عنوان مثال براي استقبال جهاني از سريال (آن هم با بازيگراني عمدتا ناشناس)، بيشتر از همه از توجه مخاطبين چيني متعجب شده بود: آن‌ها هم يك‌جورهايي در حال گذر از دهه پنجاه‌شان هستند. اين نكته مرتب و مرتب به شكل‌هاي مختلف به من ثابت شده كه نسل خاصي از چيني‌ها خيلي با سريال ارتباط برقرار مي‌كنند. اين فوق‌العاده است و باعث شد فكر كنم ما به چيزي واقعي دست پيدا كرديم.
وقتي  درباره رفتنش از سوپرانوها در HBO به مدمن در AMC سوال كرديم گفت: اين‌ها همه مال يك شركت‌اند. و توضيح داد كه كساني كه از نامزد شدن هميشگي همسر خوب شكايت مي‌كنند يادشان باشد كه كمپاني صاحب CBS مالك Showtime هم هست: اين فقط يك بخش ديگري از شركت است. شركتي كه هم ماشين اسپورت مي‌سازد هم ماشين خانوادگي. هنوز هم درست نمي‌دانم چطور بين اين شبكه‌ها رقابت شكل مي‌گيرد.
از پخش دوباره سريال‌هايي مثل Nip/Tuck  و Law and order حمايت مي‌كند و با اين وجود سريالش هنوز هم با حجم زيادي از مخاطبان طبقه متوسط آمريكايي آن هم در شبكه كابلي AMC در تماس مانده است: بايد تشكر ويژه‌اي از اتحاديه‌ها كرد كه حاضر شدند از گسترش بعضي برنامه‌ها در شبكه‌هاي مجاني يا محلي حمايت كنند و شبكه‌هاي مجاني هم هميني هستند كه هستند... براي درام و خيلي چيزهاي ديگر فرصت ايجاد مي‌كنند و پرسودترين بخش صنعت هم هستند.
وينر همچنين از درس‌هايي كه ديويد چيس، سازنده سوپرانوها به او داده تشكر مي‌كند: به من اعتماد به نفس لازم براي رعايت نكردن فرمول هاي معمول را داد. شوخي مي‌كند كه بچه‌هايش نمي‌توانند برنامه‌اش را كامل ببينند: بابا ساختن اينا حتما خيلي سخته، هر اپيزود مثل پنج تا فيلم مي‌مونه. و درباره كارشناس‌هايي كه هر اپيزود را بررسي مي‌كردند و يا به هر اپيزود نمره مي‌دهند گفت: آن‌ها مي‌تونن مشغول تماشاي آتش گرفتن يك جنگل باشند و واقعا نفهمند چي تماشا مي‌كنند. من براي گرفتن نمره به صنعت سرگرمي نيامده‌ام.
اگرچه هنوز احساس‌ برانگيزترين صحنه در خداحافظي‌اش با مد‌من تماشاي نسخه تدوين اوليه اپيزود پاياني بوده: نشستم و فكر كردم چهارده سال پيش شروع به نوشتن اين‌ها كردم، و اين آخرين‌شان است كه مي‌بينم. اگرچه درباره واكنش‌هايي كه آخرين اپيزود برخواهد انگيخت نگران است، اما در عين حال اعتراف مي‌كند: برايم مهم نيست، فقط دارم كارم را مي‌كنم، تمام سعيم را مي‌كنم كه كاري درست و حسابي با همكارهايم انجام دهم.

زرتشت کاشفيان
نظرات
اميرعلي سه شنبه 14 بهمن 1393 خسته نباشيد. پيشنهاد مي‌كنم از ترجمه «تبليغات‌چي ها» براي اين سريال استفاده كنيد
1 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط



























































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز