دیوید تامسون از فیلم‌های مهم تاریخ سینما می‌گوید/ بخش سوم: دهه نود - ماتریکس

اندي و لري واچفسكي آن را نوشته و كارگرداني كرده‌اند و مي‌دانيد كه نظريات زيادي هم من باب توضيح و تفسيرش دارند. تا حدي مي‌دانيم داستان از چه قرار است: ماتريكس در حال ويران كردن دنياست و شيره‌ي جانش را دارد مي‌مكد (آيا همه چنين احساسي ندارند؟) و نئو بايد از راه نزاع اسميتي را شكست دهد كه مي‌تواند به صدها اسميت تبديل شود. بيل پوپ كل كار را فيلمبرداري كرده و ليست عوامل جلوه‌هاي ويژه هم كه الاماشاءالله ادامه دارد. چنين فيلم‌هايي بسيار گران هستند اما تند نرويد، خوب هم فروش مي‌كنند:‌ گويا اين فيلم 63 ميليون دلار خرج برداشته و 171 ميليون دلار در آمريكا فروخته و اين تنها شروع ماجرا بوده و دو فيلم ديگر هم به همراه DVD در راه هستند.

7فاز: در شهري در آينده هستيم که باران و ملالي آراسته هم‌زمان مانند پاشيدنِ نمک روي زخم، جريان دارند. با جرياني طرفيم که نخستين گام‌هايش در بليدرانر و هفت برداشته شده و حالا با اعتماد به نفس و لحني شوخ‌طبعانه با مخاطبان روز مواجه مي‌شود. در حاشيه‌ي صوتي فيلم آواهايي از مريلين منسون پيدا مي‌شود و گروه‌هايي که اسمشان واقعن نام‌هايي اينگونه دارد: يورش سنگين (Massive Attack) و سکونِ ديوانه‌وار (Lunatic Calm). مي‌توانستيد افسرده شويد. اين واقعيت واضح که سرخوش تهي‌مغزي مثل کيانو ريوز خوب دارد مي‌درخشد و واچفسکي‌ها روي اين حساب کرده‌اند که قرار است پول خوبي به جيب بزنند ممکن است افسرده‌تان کنند. فيلم‌‌نوآرهاي آينده‌نگرانه‌ي زيادي وجود دارند و منتقدين وظيفه‌شناس هم انگار وظيفه دارند مجيزش را بگويند. ماتريکس اما توپ پري دارد. وقتي واچفسکي‌ها تصميم گرفتد آن حجم از تصوير براي سه فيلم را داشته باشند، تعدادي استاد فلسفه و منتقد فيلم به کار گرفتند و احساساتشان را هنگام مرور فيلم‌ها ضبط کردند. من يکي از آن منتقدين بودم. هر سه‌ي ما (تاد مک‌کارتي و جان پاورز را هم حساب کنيد) شديدن از اين فيلم پرمدعا انتقاد کرديم اما فيلمسازان بهرحال راهشان را رفتند. مجبوريد که دوستشان بداريد.
تامس اندرسون که گاه‌گاهي با نام Neo نيز شناخته مي‌شود (که از تغيير حروف کلمه‌ي One ساخته شده) هکري شب‌گرد در دنياي اندوه‌زده‌ي ماست. او به دست اسميت‌‌هاي چندگانه (هوگو ويوينگ) بازداشت شده تا در دستگيري مورفئوس (لارنس فيشبرن) رهبر نهضت مقاومت در جنگ مقابلِ ماتريکس "يک سيستم هوش مصنوعي که بر جهان حکم مي‌راند" کمکشان کند. اين نبردي است که در آن مورفئوس پيش‌گويي‌هايي از طرف يک پيشگوي پير در اختيار دارد. مردان خوبِ قصه لباس‌هاي تيره و بلند مي‌پوشند و ترينيتي (کرني ان موس) لباس چرم سياهِ چسبان.
اندي و لري واچفسکي آن را نوشته و کارگرداني کرده‌اند و مي‌دانيد که نظريات زيادي هم من باب توضيح و تفسيرش دارند. تا حدي مي‌دانيم داستان از چه قرار است: ماتريکس در حال ويران کردن دنياست و شيره‌ي جانش را دارد مي‌مکد (آيا همه چنين احساسي ندارند؟) و نئو بايد از راه نزاع اسميتي را شکست دهد که مي‌تواند به صدها اسميت تبديل شود. بيل پوپ کل کار را فيلمبرداري کرده و ليست عوامل جلوه‌هاي ويژه هم که الاماشاءالله ادامه دارد. چنين فيلم‌هايي بسيار گران هستند اما تند نرويد، خوب هم فروش مي‌کنند:‌ گويا اين فيلم 63 ميليون دلار خرج برداشته و 171 ميليون دلار در آمريکا فروخته و اين تنها شروع ماجرا بوده و دو فيلم ديگر هم به همراه DVD در راه هستند.
البته شما خواهيد گفت که رويکرد ماتريکس‌گونه به حيات انساني به واقع در صحنه‌ها‌ي چنان متفاوت مثل منطقه‌ي ايمن از درگيري، مدرسه، اين‌که مردم از لحاظ سياسي چطور فکر مي‌کنند و سايرين، عمل مي‌کند. ولي همه‌ي ما خوب مي‌دانيم که هيچ‌کس کمترين ايماني به اين اجتماعات ندارد حتا آن سايرين، و واچفسکي‌ها مي‌دانند که يک معلم خوب و دلسوز در يک مدرسه‌ي نيازمند مي‌تواند سالي 50هزار دلار کسب کند، بنابراين فرهنگ ما يک‌راست به سمت آخرالزمان و کشتار بزرگ در حرکت است و در وفورِ تأثيراتِ کامپيوترزده‌اش، کنش‌ِ يکنواختش و اين ادعا که مردمي مثل نئو، مورفئوس و ترينيتي زنده‌اند، فيلم به نوعي همان چيزي است که هشدارش را مي‌دهد.

احسان سالم
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




















































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز