گفتگو با برد دیوکس، درباره کتابش بازتاب‌ها: تاریخچه شفاهی تویین پیکس/ سفر شگفت‌انگیز

مي‌دانيد كه اين جاناتان سنگر بود كه در سال 1976 لينچ را به مل بروكس معرفي كرد؟ همين آشنايي به فيلم مرد فيل‌نما ختم شد. سنگر اپيزود 26 تويين پيكس را هم كارگرداني كرده. داستان او با ديويد جذاب و پر پيچ وخم است، اما جايش در اين كتاب نبود. ماجراي مشابهي هم درباره كرانتز هست. كرانتز بود كه لينچ را قانع كرد به دنياي تلويزيون قدم بگذارد، و به من گفت در اوايل توليد تويين پيكس هم (بدون ذكر در تيتراژ) به عنوان تهيه كننده حضور داشته. كرانتز مدير برنامه بازيگران تلويزيوني بود، اما خيلي از بازيگران تحت قراردادش راهي به اين سريال نيافتند. در ميانه كار از طرحي صحبت مي شد براي ساخت يك فيلم سينمايي از تويين پيكس كه پس از پايان فصل دوم و پيش از فصل سوم بر پرده اكران شود. قرار بود در اين فيلم آدري هورن (با بازي شريلين فن) سر از هاليوود درآورد، و در يك معماي جنايي پيچيده گير بيافتد. ديويد واقعا دلش مي‌خواست اين فيلم را بسازد. همه مي‌دانيم اين همان ايده‌اي است كه بعدها به مالهالند درايو تبديل شد، و كرانتز هم تهيه كننده آن بود.

7فاز:

سال 2014 براي طرفداران تويين پيکس (ديويد لينچ/ مارک فراست)، سريال کالت آغاز دهه 1990، خوش‌خبر بود. در تابستان، بسته جديد و نفيس اين مجموعه با عنوان تويين پيکس: همه رازها به بازار آمد که شامل نسخه تصحيح رنگ شده (با کيفيت بلو-ري) کل اپيزودهاي سريال و فيلم سينمايي آن، به اضافه نزديک به دو ساعت راش حذف شده از مجموعه و فيلم است. کمي بعد از انتشار اين بسته، سازندگان سريال اعلام کردند پس از بيست و پنج سال به فکر ساخت فصل سومي براي اين مجموعه محبوب افتاده‌اند. کمي پيشتر در ماه جولاي، کتاب بازتاب‌ها: تاريخچه شفاهي تويين پيکس منتشر شده بود: مجموعه گفتگوهاي مفصل برد ديوکس با بيش از صد نفر از بازيگران و عوامل سريال. ديوکس طي چند سال گذشته صدها ساعت حرف و حديث درباره اين مجموعه تلويزيوني يگانه و (در زمان خود) جنجالي را جمع آوري، گزينش و تدوين کرده (خود لينچ به دلايلي غايب اصلي کتاب است.) بازتاب‌ها ظاهرا تصويري جامع و جذاب از حال و هواي توليد سريال و ماجراهاي پشت صحنه فيلم برداري آن به خواننده مي‌دهد، و شامل نکات پراکنده و جالبي درباره داستان، شخصيت‌ها، روابط و فضاهاي مجموعه است. سايت اينترنتي به تويين پيکس خوش آمديد (Weolcome To Twin Peaks.com)، که يکي از بهترين سايت‌ها درباره اين سريال است، به بهانه انتشار اين کتاب با برد ديوکس مصاحبه کرده که خلاصه اي از آن را مي خوانيد:

- تبريک، برد! تو تقريبا با هر کسي که در اين سريال بوده مصاحبه کرده‌اي. چه کار خارق‌العاده‌اي! درباره فرايند آماده سازي کتاب برايمان بگو.
ممنون از دعوت شما. من قبل از هر کاري فهرست‌هاي مفصلي رديف کردم از همه کساني که در هر اپيزود کار کرده بودند: هنرپيشه‌ها، کارگردان‌ها، نويسنده‌ها، همه... همزمان مقاله‌ها و مطالب قديمي که در زمان پخش سريال در نيويورک تايمز و روزنامه‌هاي ديگر نوشته شده بودند را مي‌خواندم. مطبوعات عاشق تويين پيکس بودند، حتي زماني که آمار تماشاگرانش پايين آمد. دفترچه يادداشتي داشتم که ايده‌هاي مربوط به کتاب را در آن مي‌نوشتم، و براي هر کس سوالات مخصوص خودش را طراحي مي‌کردم. يکسال و نيم هرجا که بودم دو دستگاه ضبط صداي آي پاد همراهم داشتم، چون هر لحظه ممکن بود کسي تماس بگيرد و قرار گفتگويي بگذارد. خيلي از مصاحبه‌هاي اين کتاب از پشت تلفن انجام شده، برخي از طريق ايميل، و با بعضي‌ها هم رو در رو حرف زدم. اين فرايند مثل سفري خيال انگيز و يکي از بهترين اوقات زندگي‌ام بود.

- کدام آدم‌ها را سخت‌تر از بقيه پيدا کردي؟ و کدام را راحت‌تر از آنکه فکر مي‌کردي؟
يکي از کساني که خيلي سخت پيداش کردم وندي رابي (بازيگر نقش نادين هرلي) بود. او حسابي گرفتار کارهاي تئاتري و رپرتوارهايش در ميدوست است. به آنجلو بادالامنتي، آهنگساز مجموعه و ريچارد بيمر (بازيگر نقش بنجامين هورن) هم با دردسر دست يافتم. آدم‌هايي هم بودند که هرگز پيدايشان نکردم مثل اورت مک گيل (بازيگر نقش بيگ اد هرلي) و اريک دي ري (بازيگر نقش لئو جانسن) که بازي‌شان را در سريال تحسين مي‌کنم اما نتوانستم پيدايشان کنم. بايد بگويم افتخار مي‌کنم که با مايکل آنتکين (بازيگر نقش کلانتر هري ترومن) حرف زده‌ام. مايکل پيش از اين خيلي کم درباره حضورش در تويين پيکس گفتگو کرده و ديدگاه و حرف‌هاي جالبي داشت. راحت‌تر از همه مصاحبه با کيمي رابرتسن (بازيگر نقش لوسي موران) و شارلوت استوارت (بازيگر نقش بتي بريگز) بود، چون با هر دو دوست‌ام.

- خيلي از خاطرات سريال احتمالا در غبار زمان گم شده. چطور به کنار زدن اين گرد و خاک براي مصاحبه شونده‌ها کمک کردي؟
در مورد نيمه دوم فصل دوم سريال کارم خيلي سخت بود چون اطلاعات کافي براي مستندسازي اتفاقات آن دوره وجود نداشت، انگار اين بخش از مجموعه به شکلي ناخودآگاه از ذهن همه پاک شده. خوشبختانه شانس اين را داشتم که با کارگردان‌هايي که در اين مقطع به تويين پيکس پيوستند صحبت کنم، به خصوص حرف‌هاي دايان کيتن، اولي ادل و جاناتان سنگر خيلي مفيد افتاد. با بعضي از بازيگران اين بخش‌ها مثل بيلي زين (بازيگر نقش جاني ويلر) هم حرف زدم. وندي رابي مرا با دانش گسترده‌ش از سريال و جزئيات آن شگفت‌زده کرد. تينا راتبورن تک تک صحنه‌هاي اپيزودهايي که کارگرداني کرده را شرح داد (بايد بگويم اپيزود 3 از فصل اول که کار اوست يکي از قسمت‌هاي موردعلاقه من است.) دوين دانهام هم کاملا هوشمندانه صحبت کرد. او اپيزود آزمايشي و طولاني فصل اول را تدوين کرده، و به نظر من يکي از عوامل اصلي شکل گرفتن ريتم مونتاژ سريال است. اگر به اپيزودهايي که خودش کارگرداني کرده هم دقت کنيد مي‌بينيد که چقدر در حفظ ريتم صحنه‌ها و حس و حال خاص کار وفادار و دقيق بوده است. يکي از کساني که گفتگو با او غافلگيرکننده از کار درآمد کن شرر است، که طي توليد سريال مدير اجرايي شرکت لينچ/ فراست پروداکشنز بود و چشم انداز روشنگري از فضاي توليد و امور تجاري مجموعه به دست داد: بازاريابي‌ها، تعامل با مطبوعات، و مهمتر از همه رابطه پردردسرشان با شبکه ABC Entertainment که پخش کننده تويين پيکس بود. فکر نمي‌کنم (به جز توني کرانتز) آدم ديگري به اندازه کن شرر در جريان توليد به لينچ و فراست دسترسي مستقيم داشته است. چاد هافمن، يکي از تهيه کنندگان اجرايي شبکه ABC، که توليد اپيزود آزمايشي اول با تشويق‌هاي او به راه افتاد متاسفانه پيش از شروع نمايش سريال از اين شبکه جدا شده بود. اما اگر همت و ريسک پذيري او و نيز مدير وقت شبکه يعني براندون استودارد نبود، امروز اين مجموعه تماشايي و جنجالي را نداشتيم.

- جاي سوال است که آيا همه هنوز با همان شور و شوق اوليه از اين مجموعه تلويزيوني حرف مي‌زنند، يا اينکه بعضي‌ها حالا احساسات متفاوت و منفي به آن دارند؟ (لازم نيست به اسم خاصي اشاره کنيد.)
حتي يک نفر نبود که نگاهي منفي به تويين پيکس داشته باشد. فکر مي‌کنم همه عوامل متفق النظر بودند که سريال در ميانه راه يکي دو بار از مسيرش خارج شده، اما همگي هم قبول دارند که کار همچنان پتانسيل تعريف قصه‌هاي بيشتري را داشته است. بي‌اغراق بايد گفت کارنامه حرفه‌اي خيلي‌ها با تويين پيکس آغاز شد، يا دگرگون گشت، يا پايان يافت. دوران فيلمبرداري حتي براي يک دستيار توليد هم ظاهرا بسيار متمرکز و سخت و درعين حال وجدآور بوده است. همه عوامل مي‌گفتند از اينکه فرصت يافته بودند تا در اين سفر شگفت‌انگيز با لينچ و فراست همراه باشند راضي و خرسند‌اند. هر کسي چيزي با خود سوغات آورد.

- هيچ‌کدام از مصاحبه‌ها هست که به دليل خاصي يادت مانده باشد؟
حرف زدن با مايکل پارکس (بازيگر نقش ژان رنو) سورئال بود. براي من او يک خداي سينمايي است: به کارش با تارانتينو نگاه کنيد. از صحبت با هارلي پيتون، يکي از نويسندگان اصلي، لذتي واقعي بردم. کار مهم پيتون به خصوص در (نوشتن) برخي از بهترين لحظات بازي ميگل فرر (بازيگر نقش آلبرت روزنفيلد)، با آن سبک کلامي و ديالوگ‌هاي شوخ طبعانه، به چشم مي‌آيد. چند تا از ديالوگ‌هاي کلاسيک شده مامور ويژه ديل کوپر (کايل مک لاکلان) را هم او نوشته. در خاطره خيلي از آدم‌هايي که من مصاحبه کردم پيتون مدتي در ميانه نمايش سکان کار را به دست گرفته بوده، و اين مساله باعث اختلاف و جنگ او (با لينچ) شده. مي‌دانيد که پيتون اصلا در گروه نگارش مجموعه نمايش زنده/ On The Air (سريال بعدي زوج لينچ و فراست در سال 1992، که کمدي آبسوردي درباره يک نمايش زنده تلويزيوني در دهه 1950 بود، و متاسفانه در ميانه فصل اول توليدش لغو شد. – م) حضور نداشت! گفتگو با فرر هم پردردسر شد، اما مک لاکلان يک جنتلمن بود. به نظرم او شخصيت مامور کوپر را در قلبش حفظ کرده است.

- ماجراي بامزه محبوبت از ميان داستان‌هاي بازيگران و عوامل؟
يک حکايت خنده‌دار و يک اتفاق جدي برايتان مي‌گويم. لزلي لينکا گلاتر، يکي از کارگردان‌هاي اصلي، لو داد که نقش خدمتکار قوزي کازينوي سربازهاي يک چشم را او بازي کرده! خيلي تصادفي و خنده‌دار نقلش کرد: صحنه‌اي است با ريچارد بيمر در اپيزود 7، و همان لباس ويژه کارکنان مونث کازينو/ فاحشه‌خانه تنش است. يک عکس بامزه از آن را در کتاب گذاشته‌ام. اتفاق جدي شگفتي من بود وقتي دريافتم ديويد لينچ در بخش عمده‌اي از نيمه دوم فصل دوم، يعني ماجراهاي پس از شناسايي قاتل لورا پالمر (شريل لي)، اصلا درگير پروژه نبوده است. اپيزود 17 (يعني پس از مرگ قاتل) را تريشيا براک نوشته، که مي‌گويد هرگز لينچ را نديده! کارگردان اين قسمت تينا راتبورن است، و او هم هيچوقت با ديويد و مارک گفتگويي در مورد اين اپيزود و همينطور اينکه داستان سريال پس از اين به کجا قرار است برود نداشته.

- نتوانستي با خود لينچ مصاحبه کني. شايد براي او هم اين حقيقت که بخشي از اين کتاب خوب نيست، نوعي حسرت باشد. احساس واقعي خودت درباره غيبت او چيست؟
اول بگويم که کتاب بازتاب‌ها را حاصل يک تجديد ديدار بزرگ (ميان عوامل و بازيگران) مي‌دانم. بعيد است بشود اين همه آدم را در يک اتاق جمع کرد، و بهترين راه حل من براي گرد هم آوردن آنها اين روش بود. ديويد ابتدا با ايده من براي کتاب موافق بود، اما در طول راه از اينکه شايد بعضي گفته‌هاي افراد درباره روند کار و آن روزها (به خاطر ضعف حافظه) اشتباه از کار درآيد نگران شد. بله حافظه صد در صد بي‌خطا نيست، و خاطره‌ها اغلب ناقص‌اند. اما زيبايي و رازورمز خاطرات در همين است. باور کنيد من نهايت تلاشم (براي ثبت حقايق) را کرده‌ام، و مطمئنم که ديويد هم از خواندن اين کتاب لذت مي‌برد. اميدوارم در چاپ بعدي به ما بپيوندد.

- اينکه چطور از بين اين همه گفتگو يک کتاب 350 صفحه اي تدوين کرده‌اي جالب است. احتمالا کلي از داستان‌ها ناگفته باقي مانده. چيزي هست که اينجا بخواهي به ما بگي، مطلبي که در کتاب حذف شده؟
خيلي چيزها را مجبور شدم حذف کنم. مثلا مي‌دانيد که اين جاناتان سنگر بود که در سال 1976 لينچ را به مل بروکس معرفي کرد؟ همين آشنايي به فيلم مرد فيل‌نما ختم شد. سنگر اپيزود 26 تويين پيکس را هم کارگرداني کرده. داستان او با ديويد جذاب و پر پيچ وخم است، اما جايش در اين کتاب نبود. ماجراي مشابهي هم درباره کرانتز هست. کرانتز بود که لينچ را قانع کرد به دنياي تلويزيون قدم بگذارد، و به من گفت در اوايل توليد تويين پيکس هم (بدون ذکر در تيتراژ) به عنوان تهيه کننده حضور داشته. کرانتز مدير برنامه بازيگران تلويزيوني بود، اما خيلي از بازيگران تحت قراردادش راهي به اين سريال نيافتند. در ميانه کار از طرحي صحبت مي شد براي ساخت يک فيلم سينمايي از تويين پيکس که پس از پايان فصل دوم و پيش از فصل سوم بر پرده اکران شود. قرار بود در اين فيلم آدري هورن (با بازي شريلين فن) سر از هاليوود درآورد، و در يک معماي جنايي پيچيده گير بيافتد. ديويد واقعا دلش مي‌خواست اين فيلم را بسازد. همه مي‌دانيم اين همان ايده‌اي است که بعدها به مالهالند درايو تبديل شد، و کرانتز هم تهيه کننده آن بود.

- درباره عکس‌هاي پشت صحنه‌اي که پيش از اين چاپ نشده بگو. چطوري آنها را پيدا کردي؟
همه عکس‌هايي که در اين کتاب چاپ شده توسط عوامل و بازيگران گرفته شده. ريچارد هوور، طراح توليد، و کارلا فابريزي، مجري گريم، هر کدام چند جعبه پر از عکس دارند که هيچ‌کس آنها را نديده. يکي از عکس‌هاي مورد علاقه من را کارلا گرفته: نمايي است از کايل مک لاکلان و فرانک سيلوا (بازيگر نقش باب) با لکه‌هاي خون روي صورت‌شان، در دو سوي آينه...
(ريچارد بيمر، جيمز مارشال بازيگر نقش جيمز، و ديگران هم از پشت صحنه سريال عکسهايي گرفته‌اند. – م)

- مثل من، تو هم تويين پيکس را در بچگي ديده‌اي. فکر مي‌کني به اين دليل است که هنوز اينقدر به آن علاقه داري و درباره‌اش کتاب درآورده‌اي؟
فکر مي‌کنم همينطوره. تويين پيکس را اولين بار وقتي ديدم که نه سالم بود. خيلي مرا مي‌ترساند، حتي دفعه بعد که زمان دبيرستان تماشايش کردم. با اينکه هر اپيزود اين سريال براي من مثل يک گنج است، از داستان‌هاي پشت صحنه و ماجراهاي افراد مختلف پشت دوربين آن هم لذت مي‌برم (به همين دليل هم اين کتاب را کار کردم) همه اين آدم‌ها حتي کارمندان شبکه ABC هنرمندند، و تک‌تک‌شان در خلق يک لحظه جادويي در تاريخ تلويزيون دستي و نقشي داشته‌اند.
تويين پيکس

بهداد آوند اميني
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط



































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز