یادداشت پیتر بردشاو بر نقشه ستارگان (دیوید کراننبرگ)

اين‌جا گويي شاهد سطحي پالوده‌تر، از استعدادِ كراننبرگ در ساخت فيلم‌هاي موسوم به به بادي هارور (ترس مربوط به بدن) و هجو هستيم.

گاردين:
فيلم نقشه‌ي ستارگان کراننبرگ يک ترکيب هولناکِ کمدي‌وار از ظالمانگي، ناامني و نفرت از خود است که به دست بروس واگنر نوشته و براي اولين بار در جشنواره‌ي کن نمايش داده شد. فيلم در دومين نوبت تماشا به طرز غريبي حتا هولناک‌تر هم به نظر مي‌رسد: هجويه‌اي بر هاليوود معاصر، با پژواک‌هايي از سانست بلوار (قلب هاليوود) و همراه با نشانه‌هايي از آن بالاهايش، که بيانگر يک فروپاشي عصبي همه‌گير و دست جمعي در شهري چنان درهم‌تنيده و فاسد است که گويي همگي از تبار يک وحشت مشترک زاده شده‌اند. اين يک خانواده‌ي بزرگ، ناراحت و ناکارآمد است که در آن، جان‌هاي گناهکار از شکست ترسانند و اسير اين ايده که باز هم انکار و پوچي همه‌جانبه به سمتشان بازگردد. بر هر سطح، برقي بيمارگون از اضطراب پيداست و هر چهره، نقابي‌ست از ملالي مختومه. اين‌جا گويي شاهد سطحي پالوده‌تر، از استعدادِ کراننبرگ در ساخت فيلم‌هاي موسوم به به بادي هارور (ترس مربوط به بدن) و هجو هستيم. جوليان مور، نقش هاوانا سگرند را بازي مي‌کند، ستاره‌ي سينما که دچار فروپاشي عصبي شده و در زمينه‌ي کاري‌اش، در التهابي دائم بسر مي‌برد. او حالا در کنار فروکاسته شدن اعتماد به نفسش آن هم تا حدي حتا پايين‌تر از حد پيشين، براي بازي در بازسازي يک ملودرام دهه پنجاهي با بازي مادر - سابق بر اين - ستاره‌ي سينمايش، کلاريس تست مي‌دهد. مادري که او حالا - به لطف جلسات روان درماني با روانشناس عجيب و غريبي بنام استافورد (جان کيوزاک) - معتقد است باعث آزار دخترش بوده. فيلمي که کلاريس در آن بازي کرده ظاهرا چيزي بوده به سبک‌ ناگهان، تابستان گذشته با بازي اليزابت تيلر.  پسر 13 ساله‌ي استافورد، بنجي (ايون برد) هم بچه‌ي تخسي است با ارتباطي رازآلود با همکار عوضي هاوانا يا همان دستيار شخصي‌اش آگاتا (ميا واسيکوفسکا) که رفاقتي هم با جروم (رابرت پتينسون) راننده‌ي ليموزين به هم زده. آگاتا يکي از آن تيپ‌هاي تمام عيار هاليوودي است و بخشي از اين فاضلاب احساسي. آن‌ها خدمتکاراني نامعتمد هستند که بايد به طرز خودآزارانه‌اي تمام آزار و اذيت‌هاي زهرآلودي را که به سمتشان مي‌آيد - در ازاي قولي ناگفته که شايد روزي يک مصاحبه‌ي بازيگري گيرشان بيايد يا فيلمنامه‌شان براي ساختن انتخاب شود - به طرف خودشان کشيده و جذب کنند. اين فيلم يک کابوس قرن هفدهمي درخشان است، چيزي که اگر جان وبستر (نمايش‌نامه نويس انگليسي قرون شانزده و‌ هفده) در قرن 21 مي‌زيست ممکن بود بنويسد.

احسان سالم
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




























































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز