25 لحظه ترسناکی که باعث شدند پشت صندلی‌ها قایم شویم - بخش سوم

2. MULHOLLAND DRIVE, 2001
هيچ‌كس مثل لينچ نمي‌تواند كابوس نشان دهد. همانطور كه در تجربه مايكل كوك و پاتريك فيشر مي‌بينيم. لينچ فضاي ترسناك قابل دركي از داستان خواب فيشر درست مي‌كند، كه كمي پس از اين با ديدن صورت آن مرد رنگ واقعيت به خود مي‌گيرد. حاصل كه شايد براي لينچ كمي نامعمول باشد، فقط يك تكان خوردن شديد به خود است اما به شدت هراس‌انگيز جلوه مي‌كند.

امپاير:
9. THE EXORCIST III, 1990
نسخه‌ي دنباله‌ي جن‌گير ويليام پيتر بلاتي لحظات خود را دارد، يکي از آن‌ها سکانس قتل در بيمارستان است. سکانس اداي ديني‌ست به قتل اربوگاست در رواني هيچکاک. با نمايي از بالا و حرکت سريع پرستار با يک قيچي بزرگ در دست.
جن گير
8. INSIDIOUS, 2011
لحظه‌ي ترسناک برجسته در اثر ديوانه‌وار جيمز وان حضور ناگهاني شوم اهريمن قرمز رنگ است. تصويري هراس‌انگيز که با صدايي بلند همراه است. شايد نمايي سطحي باشد، اما خدا مي‌داند که به شدت تاثيرگذار است.
اينسيديوس
7. SCREAM, 1996
ويژگي‌اي که جيغ را قدرتمند مي‌سازد، کلکسيون شخصيت‌هاي جذابش است که نمي‌خواهيم آن‌ها را از دست بدهيم. شايد از آن پسر خوره‌ي فيلم ترسناک -رندي- از همه بيشتر خوشمان آمده باشد، پس اين صحنه‌ي راحتي نخواهد بود و پراسترس است. سکانس وراي همه‌ي اين‌چيزهاست: او در حال تماشاي هالووين است و به کاراکتر جمي لي کرتيس فرياد مي‌زند که پشت سرش را نگاه کند، بي‌خبر از اينکه گوست‌فيس درست پشت‌سر خود او قرار دارد.
جيغ
6. THE BLAIR WITCH PROJECT, 1999
نشان مي‌دهد که حتي يک نگاه کوتاه هم مي‌تواند طنين سختي را ايجاد کند. هيتر و مايک صداي گريه‌ي جاش را تا خونه‌ي متروک خرابه‌اي دنبال مي‌کنند. جستجوي پراضطراب با يک نماي کوتاه تکان‌دهنده از مايک در گوشه‌ي زيرزمين پشت به دوربين به اتمام مي‌رسد. به خاطر قرباني‌هاي راستين پر قاتل رويش را به ديوار کرده است. هيتر دوربين را مي‌اندازد. سکوت.
پروژه جادوگر بلر
5. THE VANISHING, 1990
نکته اخلاقي اين همان مواظب باش چي آرزو مي‌کني هست. به دنبال غيب شدن دوست‌دخترش، رکس پريشان‌حال دست به سفري براي پيدا کردن او مي‌زند. ريموند جامعه ستيز جواب را با خود دارد و در شرايطي ويژه جواب را برملا مي‌کند. پس از اينکه قهوه‌‌اي که مواد مخدر در آن ريخته شده را مي‌نوشد، رکس در نهايت با حقيقت هراس‌انگيز مواجه مي‌شود.
ونيشينگ
4. THE SIXTH SENSE, 1999
کول قادر به ديدن مردگان است و ويژگي اين مصيبت اين است که نمي‌شود از دست آن فرار کرد. يکي از تاثيرگذارترين کارهاي ام. نايت شيامالان موفقيت او در گمراه کردن تماشاگر است. کول در قلعه ساختگي کوچک خود لانه کرده، دوربين عمدا به سمت بالا مي‌رود و نشان مي‌دهد آيا چيزي قصد ورود به داخل اتاق را دارد يا نه. در همين دقايق است که ما مي‌فهميم دختر مرده درست در کنار او قرار دارد.
حس ششم
3. THE FELLOWSHIP OF THE RING, 2001
تمايل فطري جکسون به فيلم ترسناک باعث شد تا فيلم درجه PG/13 بگيرد. اما بزرگ‌ترين شوک فيلم نه از طرف ارک‌ها بود و نه سوارين سياه‌پوش بلکه در ريوندال اتفاق افتاد. بيلبوي مهربان شمشير الف خود و جليقه‌ي ضدضربه‌ي خود را به فرودو هديه مي‌دهد. سپس با ديدن حلقه‌ي قديمي خود بر گردن فرودو چهره‌ي هيولاوار فريک‌شده‌اي نمايان مي‌سازد و همه‌چيز را خراب مي‌کند.
ارباب حلقه‌ها
2. MULHOLLAND DRIVE, 2001
هيچ‌کس مثل لينچ نمي‌تواند کابوس نشان دهد. همانطور که در تجربه مايکل کوک و پاتريک فيشر مي‌بينيم. لينچ فضاي ترسناک قابل درکي از داستان خواب فيشر درست مي‌کند، که کمي پس از اين با ديدن صورت آن مرد رنگ واقعيت به خود مي‌گيرد. حاصل که شايد براي لينچ کمي نامعمول باشد، فقط يک تکان خوردن شديد به خود است اما به شدت هراس‌انگيز جلوه مي‌کند.
مالهالند درايو
1. SEVEN, 1995
نبوغ اين صحنه در اين تکان خوردن است. هفت يک تريلر پليسي قدرتمند است، شايد در اين گونه آثار توقع تنش‌هاي زياد در تاريکي را داشته باشيم اما هيچ‌گاه فکر اين در مغزمان هم نمي‌گنجد که جسد روي تخت ممکن است براي اندک جاني که دارد به طور ناگهاني شروع به تقلا کند. شخصيت اسلوث همچنين نقش مهمي را در فرم روايي براي شناساندن طرز کار قاتل به ما ايفا مي‌کند و جنون همراه با وسواس جان دو را نشان مي‌دهد، جانوري که به تخت بسته شده و مرگ خود را به عينه مي‌بيند و يکسال همان‌جا مانده است.
هفت

امين نور
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط
























































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز