این آریا استارک لعنتی/ یادداشت نویسنده 7فاز درباره شخصیت‌های مهم Game of Thrones

7فاز: تايوين لنيستر بزرگ خانداني كه دشمن اصلي خانواده آريا است. دشمن شماره يك استارك‌ها. پيرمرد سياس دنيا ديده. مرد سياست و مذاكره و در صورت نياز مهياي جنگ. فرمانده ميز مذاكره و جنگ و صاحب قدرت و با ايماني غيرقابل باور به امنيت خانواده و كشور. مردي كه تا پيش از مرگ شاه زن‌باره و مدام در حال ميگساري (رابرت) متحد استراتژيك اوست اما بعد مرگش سرنوشت كشور و خانواده در دست او مي‌افتد.

7فاز:
هنوز دختر کوچک و نابالغي است. هنوز زندگي حتي در شمال سخت و کشنده و نزديک ديوار و هيولاهاي پشت ديوار، آن روي کثافت و متعفن و پرخون و کشتارش را نشانش نداده است. هنوز دختر بچه‌اي است نابالغ حتي اگر از همان اپيزود اول (فصل يک) دستمان بيايد اين دخترک، جنگجوي اساطيري ماست و حالا حالاها باهاش کار خواهيم داشت. حتي يک‌جورهايي شيفتگان شرف و راستي و درستي، شيفتگان سلحشوري و مبارزه و فتوت آن ته فصل چهار، وقتي تنها برايمان پسرکي معلول (اما در ارتباط با جهان جادو) و يک حرامزاده (از کل استارک‌ها) باقي مي‌ماند، باز اميدمان به اين دخترک نابالغ است. دخترکي که از همراهي معلم رقصش در فصل اول مي‌رسد به همراهي با آدمکش گارد پادشاهي.

اين تمام زندگي آرياست: نفرت و خشونت
شايد انتخاب عجيب و غريبي باشد اما او ميان چهار کاراکتر محبوب من تا پايان فصل چهار و البته با صلابت‌تر از ديگران ايستاده است. او ناظر است. در جايگاه شاهد ايستاده. شاهد اعدام پدرش و شنونده قتل عام خانواده‌اش در يک عروسي. شاهدي است که چيزي نديده. هر بار تا يک قدمي فاجعه آمده اما کسي مانع شده است تا به چشم خود فاجعه را ببيند. در ذهنش اما لحظه به لحظه فاجعه حک شده است. براي همين در ابتداي فصل چهار وقتي آن جنگجوي خسته براي رفقايش لاف کشتن راب استارک و کتلين استارک را مي‌آيد آريا شمشير کوچکش را توي خرخره آن حرامزاده فرو مي‌کند. موقعيت آريا زمخت‌ترين، عبوس‌ترين و تلخ‌ترين موقعيت کاراکترهاي بازي تاج و تخت است. تلخ و زمخت و عبوس مثل خود بازي تاج و تخت...

اما اين‌ها اصلي‌ترين نقش‌هايي هستند که آن صحنه‌ها که شاهد کوچک ما ديده است را رقم زده‌اند. نقش‌هاي مهمي که من دوستشان دارم و محبوبم هستند:

تايوين لنيستر:

بزرگ خانداني که دشمن اصلي خانواده آريا است. دشمن شماره يک استارک‌ها. پيرمرد سياس دنيا ديده. مرد سياست و مذاکره و در صورت نياز مهياي جنگ. فرمانده ميز مذاکره و جنگ و صاحب قدرت و با ايماني غيرقابل باور به امنيت خانواده و کشور. مردي که تا پيش از مرگ شاه زن‌باره و مدام در حال ميگساري (رابرت) متحد استراتژيک اوست اما بعد مرگش سرنوشت کشور و خانواده در دست او مي‌افتد. به غايت نفرت‌انگيز در لايه‌هاي اول شخصيتش اما لايه‌هاي بعدي؟! چطور‌ مي‌شود آن صلابت و قدرت، آن قدرت ايمان و اعتقاد، آن دنياديدگي و سياست‌ورزي و ايستادن در جايگاه منفور اصلي اما واجب الوجودي‌اش را نديد و دوستش نداشت؟!
چه کسي اما سر سياستمدار سياس را به باد مي‌دهد؟! آن‌ها که از خون او هستند. آنها که اندازه پدر راز و رمز سياست‌ورزي را نمي‌دانند. آنها که هر کدام منافعي دارند مهمتر از خانواده و کشور و قدرت. آن‌ها که عشق و هوس و عقده‌هاي از کودکي تا کنونشان، مي‌چربد به قدرت ايمان و اعتقاد پدر به آنچه بايد از لنيسترها باقي بماند. همان‌ها سرش را به باد مي‌دهند. پايان فصل چهار و مرگ تايوين لنيستر پايان شکوه و عظمت است. آغاز ناامني است. آغاز فروريختن کشور است. آنجاست که لرد واريس سياس را هم متقاعد مي‌کند درکشتي‌اي که لرد تيريون را فراري داده، بماند.
تايوين لنيستر


ند استارک:
فرمانده ايالات شمالي. نماد شرافت و راستي. پاسدار و مراقب سخت‌ترين و پرخطرترين نقطه هفت اقليم. مبارزي ستودني و جنگاوري بزرگ. مهم‌ترين جنگجويي که  در به قدرت رسيدن کينگ رابرت و پايين کشيدن شاه ديوانه از قدرت نقش داشته است. حاضر و همراه پادشاه در سخت‌ترين روزهاي زندگي‌اش. و حالا انگار جدا افتاده و دور از مرکز و پايتخت در حال حفاظت از کشور است. يک جايي جداي از توطئه‌ها و سياست‌ورزي‌هاي دوست و دشمن. بيشتر از آگاه بودن به سياست و سياست‌ورزي آگاه به اخلاق و اصول و شرافت. هماني که تسليم آن صحنه آرايي خطرناک نمي‌شود و تايوين لنيستر را به خاطر قتل عام و غارت روستايي در منطقه تحت فرمانش به دادگاه پايتخت فرا مي‌خواند! چه زماني؟! آن زمان که به اصرار پادشاه در بازي خطرناکي حاضر مي‌شود. با مرگ جان آرين او در اين جايگاه قرار مي‌گيرد. از خانه و خانواده و حريم امنش جدا مي‌شود. با دو دخترش به پايتخت مي‌آيد. توطئه‌ها آغاز مي‌شود. او که مرد جنگ است و قهرماني شريف اما از پس راز و رمز سياست برنمي‌آيد. چه مي‌شود؟ با مرگ رابرت و به قدرت رسيدن پسر ديوانه‌اش جافري او در بازي بزرگان دربار بازنده مي‌شود. بازي کثيفي که سرسي لنيستر و لرد بيليش راه مي‌اندازند. زنداني مي‌شود و در نهايت شاه جافري ديوانه با وجود آنکه قهرمان به خاطر فرزندان در خطرش اعتراف مي‌کند، سرش را از تنش جدا مي‌کند.
اما از اينجا به بعد تازه ند استارک زنده مي‌شود. حالا قدرت او در غياب بيشتر از حضورش است. حالا انگار هر جا رد پايي از اوست. در دربار و پايتخت و در قلعه وينترفل در شمال. پسر به خونخواهي پدر لشکرکشي مي‌کند و به جنگ لنيسترها مي‌آيد و در پايتخت او انگار بر تمامي کرسي‌هاي قدرت تکيه زده و نظاره‌گر است. اين جادوي غريب شرافت است حتي در جا و زمان و ساحتي که شرافت به هيچ کار نمي‌آيد. قدرت ند استارک در غياب بيش از حضور است.
ند استارک


لرد تيريون:
فرزند آخر و کوتوله تايوين لنيستر. محبوب‌ترين کاراکتر من در کل سريال. کوتوله لنيسترها و البته باهوش‌تر از همه آن‌ها. آنکه براي جبران کوتوله و حرامزاده بودنش(هر کوتوله‌اي براي پدرش حرام‌زاده است. او اين جمله را همان فصل اول به جان اسنو/ حرامزاده ند استارک مي‌گويد) براي جبران مرگ مادرش در هنگام تولد او راهي جز فيلسوف شدن نداشته است. دنيا ديده و آگاه. آگاه به رموز سياست همچون پدر اما شيفته روسپيان. تنها کساني که کوتوله لنيستر را پناه داده‌اند. يک جور کلبي مسلکي و يلخي‌گري اما توامان با شيفتگي بي‌حد و حصر به قدرت! (چنين کاراکتر منحصربه‌فرد و يگانه‌اي تا به حال سراغ داشته‌ايد؟ تلفيقي حيرت‌انگيز از يلخي‌گري و قدرت‌طلبي) يک‌جور خيام و فردوسي مخلوط . ده بار تا همين امروز سکانس دفاعياتش در دادگاه را ديده‌ام. معرکه است. آنجا که آدم لتي (آدم لتي را در شيراز به کوتوله‌ها و معلول‌ها مي‌گويند) که نجات دهنده پايتخت در برابر حمله استنيس برادر رابرت بوده است در آن دادگاه نمايشي نفرتش را مي‌پاشد روي همه حضار. آنجا که دست از فلسفيدن برمي‌دارد و براي بار دوم به خاطر خودش دست به شمشير مي‌برد. شميشير او هر بار جنجگوي قهاري است. اما کي باورش مي‌شود او باشد که کلک سياستمدار پير را بکند؟! آن هم نشسته روي سنگ مستراح. آن هم وقتي لرد تيريون هنگام گريز از مرگ، روسپي/معشوقش را در بستر پدر مي‌بيند. آنجا که فکر مي‌کند پدر نه فقط جان او را که تمام متعلقات او را قرباني بازي سياست مي‌کند. آنجا که پدران به بدترين شکل پسران‌شان را از بازي بيرون مي‌کنند. آنجا که پدران مذاکره کننده با تنها کساني که مذاکره نمي‌کنند پسرانشان است. آنجا که پدران نمي‌دانند اين به باد دادن تمام منافع پسران، خانواده و کشور و منافع خانواده و کشور را به باد مي‌دهد. اين مهم‌ترين درسي که پدران نمي‌دانند و نتيجه‌اش چه مي‌شود؟! شورش و انقلابي‌گري و شوريدن پسران بر عليه پدران! نتيجه‌اش چه مي شود؟! هيچ! نتيجه‌اش را در آن اپيزود آخر فصل چهار در چهره لرد واريس با آن هوش سياسي درخشان در ميان همه کاراکترهاي سريال ببينيد.
تيريون


سرسي لنيستر:
زيبا و جذاب و دل‌فريب (زيباترين زن هفت اقليم) فشرده تمام خصايص پدر در غليظ‌ترين شکلش. مادر تمامي فتنه‌ها... همين و بس! (توضيحي بيشتر از اين مي‌خواهيد؟)
سرسي لنيستر


جيمي لنيستر:
زيبا و جذاب و جنگجو. جذاب‌ترين مرد هفت اقليم. ملقب به شاه کش. آنکه خنجر را از پشت بر تن شاه فرو کرده است. در چه سمتي؟ محافظ شاه!!!
غرق در ممنوع‌ترين عشق ممکن. شيفته و ديوانه خواهرش. زن شاه. همان که تخم دشمني ميان لنيسترها و استارک‌ها را مي‌کارد. آنجا که پسرک استارک‌ها (برن) را که ناظر عشقبازي او و سرسي بوده از بالاي آن برج بلند به پايين پرت مي‌کند و پسرک استارک‌ها فلج مي‌شود. (ناظران و شاهدان فاجعه‌ها در بازي تاج و تخت زنده مي‌مانند. مثل تمام شاهدان و ناظران که تاريخ از دل تماشاي آن‌ها ثبت شده است. مثل آن مسيحي ساکن محله جلفا که سقوط اصفهان را در قرن هجدهم ميلادي ثبت مي‌کند. مثل تمامي شاهدان) بعد از آن جيمي لنيستر منفور و عوضي بعد از شکست در جنگ با استارک‌ها اسير آن‌ها مي‌شود. اما ماجراي اسارت او و شخصيت پردازي‌اش تازه بعد از فرار از دست استارک‌ها به دست مادرشان (کتلين استارک) ابعاد ويژه‌اي پيدا مي‌کند. متفاوت‌تر و به معنايي پيچيده‌تر از کاراکترهاي ديگر بازي تاج و تخت. حالا او که همراه زني جنگجو و غول پيکر راهي پايتخت شده وجوه تازه خودش را عيان مي‌کند. آنجا که از عذاب لعنتي لقب شاه کش مي‌گويد و آنجا که دو بار جان آن محافظ غول پيکر را نجات مي‌دهد. ( آن سکانس درخشاني که دختر جنگجو اسير آن خرس وحشي شده جيمي در قامت يک نجات بخش ظاهر مي‌شود) حالا آن هيولا تبديل به مردي مي‌شود که راز و رمز دوست داشتن را مي‌داند. زنانه‌ترين کاراکتر مرد بازي تاج و تخت. مردي وفادار به دوست داشتن و آگاه به اينکه چطور حتي دل زني جنگجو که از بانو خطاب شدن هم بيزار است را به دست بياورد. جيمي زن‌ترين کاراکتر مرد بازي تاج و تخت است و از آنجا که نجات‌بخش تيريون برادر کوچک و کوتوله‌اش مي شود ابعاد جادويي پيدا مي‌کند. جيمي لنيستر اما چطور مي‌خواهد بعد از مرگ پدر آن هم با يک دست محافظ پادشاه و کشور باشد؟!
جيمي لنيستر


ايگريت:
زن وحشي آن طرف ديوار. آنکه جان اسنو يک‌بار در کشتنش ترديد مي‌کند و او چند بار جانِ جان اسنو را نجات مي‌دهد. زن وحشي آن طرف ديوار که بيشتر از همه زن‌هاي اينطرف ديوار و حاضر در تمدن، زن بودن و عاشقيت بلد است. زن‌تر از همه اهلي‌ها. جان اسنو تا پيش از ايگريت گمان مي‌کند جنگجو است. گمان مي‌کند يک کلاغ سياه است. قبل از ايگريت او يک هيچ بزرگ است. يکي از معدود کاراکترهاي لوس و دوست‌نداشتني بازي تاج و تخت. اما با ايگريت او متولد مي‌شود. مردي که نتواند در ستيزه با تن يک زن، جنگجو بودنش را اثبات کند در ميدان نبرد همان بهتر که شمشير از نيام برنکشد. جنگجويي از ستيزه با تن يک زن آغاز مي‌شود. صحنه عشقبازي ايگريت و جان اسنو زيباترين صحنه عاشقانه اين مجموعه است. شکوه محض است. آغاز جنگجو شدن جان اسنو است و جان اسنو تازه آن زمان جان اسنوي محبوب من مي‌شود که تن ايگريت را بعد از نبرد و کشته شدنش مي‌سوزاند. حالا سوختن تن آن زن است که خشم و ايماني را که يک جنگجو لازم دارد به جان اسنو مي‌بخشد. کسي که سوزاندن تن ايگريت را تماشا کرده ديگر هيچ ورطه‌اي از پا در نمي‌آوردش. ايگريت با فاصله محبوب‌ترين زن سريال بازي تاج و تخت است. ماندگار و ابدي حتي در غياب.
ايگريت

اميد بلاغتي
نظرات
علي دوشنبه 26 آبان 1393 او زيباترين زن هفت اقليم بود
4 3
پاسخ

سميه دوشنبه 26 آبان 1393 نکه بد باشه ولي در مقايسه با باقي يادداشت هاي گيم اين ضعيف ترين يادداشتي بود که سايت درباره گيم کار کرده تا حالا. يه جور تکرار مکررات بود که حتي در نوشتار هم تازه نبود.
6 3
پاسخ
يه دونه رهگذر دوشنبه 26 آبان 1393 به نظرم اين نگاه مقايسه اي بين يادداشت ها کار درستي نباشه. شما در مقام انتخاب کننده نيستيد که

سرسي لنيستر دوشنبه 26 آبان 1393 به سختاش رسيد ريپ زد کيبردتون؟ چهارتا از اين ايشالا ماشالاها هم واسه سرسي لنيستر مي نوشتين ديگه. ناسلامتي مهم ترين زن مجموعه ست
2 2
پاسخ
جوونياي سرسي لنيستر دوشنبه 26 آبان 1393 چطور دلت اومد دربارم ننويسي؟ باز چشتون به من افتاد و قاصر شد زبان!!!
سرسي لنيستر دوشنبه 26 آبان 1393 بيا! ديدي جوونيام دلش شکست؟ اگه احيانا تو دوران ميانسالي تبديل بشم به بانوي سنگدل انتقام جوي بدقلق يکي از دلايلش اين يادداشت بوده!
جوونياي سرسي لنيستر دوشنبه 26 آبان 1393 مرسي ميانسالم!اگه جوونيم رو ببينين چه ميکنين.اون وقتا که تازه مثه يه گل شکفته بودم و هنوز انقد دلم سياه نشده بود.قرضت رو بايد ادا کني نويسنده ي يادداشت.من يه لنيسترم.
اميد بلاغتي دوشنبه 26 آبان 1393 قرضم را حتما ادا مي کنم:)

آتنا دوشنبه 26 آبان 1393 چقدر خوب شد که حالا که از پخش سريال گذشته يه مطلب جديد درباره همه شخصيتهاش کار کردين و دوباره خاطرات لذتبخش ديدن گيم آف ترونز زنده شد.قسمت محبوب من آريا استارک بود آقاي بلاغتي چون دقيقا از فصل اول شخصيت محبوب من هم شد.ممنون از نوشته خوبتون
1 0
پاسخ

آتنا دوشنبه 26 آبان 1393 و اينکه قسمت ايگريت هم کلي احساساتيم کرد.چطور با اون حضور خشنش با يه ديالوگ تو هيچي نميدوني جان اسنو تونسته تبديل به رمانتيکترين شخصيت سريال بشه.عالي بود
3 0
پاسخ

سميه دوشنبه 26 آبان 1393 آقا يا خانم يه دونه رهگذر:اولا که همه ما در مقام انتخاب کننده هستيم. حالا شما اگه براي خودتون همچين حقي قائل نيستيد معنيش اين نيست که من هم نبايد براي خودم همچي حقي قائل باشم. من مخاطب قديمي يادداشت هاي گيم هستم. از همون اول که سايت راه افتاده و اون ستون ثابت ريويوهاي هفتگي (که يکي از يکي بهتر بودن و ادم هر هفته قد سريال انتظار خوندن اونها رو هم مي کشيد) و چه فيچرهايي که بعدا تعريف شد از هفت زن تا ده مرگ و حتي ترجمه ها. من نگفتم اين يادداشت بده اما وقتي قراره از چيزي حرف زده بشه که اينهمه درباره ش همينجا نوشته شده بايد يک نکته تازه يا يک زبان خيلي ويژه يا لااقل يک نگارش شاخ درکار باشه تا ادم جذب بشه.
1 0
پاسخ
اميد بلاغتي دوشنبه 26 آبان 1393 خانوم سميه حتما بخشي از نقدتان درست است و صحيح. در بعضي کارکترها به باور خودم هم چيز آنچنان تازه اي نگفتم. شايد بيشترين تلاش را در مورد جيمي لنيستر و ايگريت کرده ام. حالا تا متن هاي بعد و رضايت بيشتر شما.
سميه دوشنبه 26 آبان 1393 شما حتما تلاش خودتون رو کرديد که از زاويه تازه اي به اين آدم ها نگاه کنيد اما خب اين اتفاق متاسفانه نيوفتاده. بخصوص در مورد اين دو ;) مرسي که براي نظرات احترام قايل شديد و پاسخ داديد. موفق باشيد

مهدي دوشنبه 26 آبان 1393 جيمي زن‌ترين كاراكتر مرد بازي تاج و تخت است. نويسنده حالش خوبه؟؟؟؟
4 1
پاسخ

بهزاد دوشنبه 26 آبان 1393 خودِ کاوه اسماعيلي بنويسه خب . چيه ميدين به اين بلاغتي ؟ واقعا بد مي نويسه
1 2
پاسخ

محمود قاسمي دوشنبه 26 آبان 1393 خواندني بود.ممنون از نويسنده و 7فاز.
0 1
پاسخ

مهدي افخمي دوشنبه 26 آبان 1393 آقاي بلاغتي خوشبختانه قبل از خوندن يادداشت شما داشتم به ايمان جليلي فکر مي کردم و اينکه عاشق کال دروگو است، بعد با خودم من کدوم رو دوست دارم ديدم با اختلاف همين تيريون لنيستر و خوب همين براي دوست داشتن نوشته شما کافي است . خوب خبر جديد جان اسنو تو سايت کار نشده هموني که عکسش منتشر شده و همچنين زنده بود تايوين لنيستر.يه توضيحم براي دوستان اينکه قالب نوشتاري آقاي بلاغتي با اسماعيلي متفاوت است.در ضمن من عاشق آن کلمه"صحنه آرايي خطرناک " هستم.
1 0
پاسخ
دختري متعلق به شمال واقعي دوشنبه 26 آبان 1393 آقا ما الان آقاي اسماعيلي رو بخوايم بايد چي کنيم؟ قالبشون رو البته
حسن بكس دوشنبه 26 آبان 1393 برو فيسبوك آبجي
... دوشنبه 26 آبان 1393 حسن يادم بنداز از نزديک ديدمت دستت رو به گرمي بفشارم رفيق قديمي!
هودور دوشنبه 26 آبان 1393 هودور

کينگ روبرت دوشنبه 26 آبان 1393 جيمي مردترين کاراکتره از نظر غريزي، اول نري و نر اول، نر تر از پدر برادر و نه از خواهر، نري که يه نيمه ماده نيمه نر را وادار مي کند از ميانه درآِد و وارد همان نيمه ماده اي شود تا بتواند نر عظمي را ببيند.. اولين نر زنتيکي خلقت هم با خواهرش ازدواج کرده، نرينگي همه قواعد و بنيانها را مي سازد و خراب مي کند.
1 1
پاسخ
حسن بكس دوشنبه 26 آبان 1393 نر عظمي كينگ كونگه
سرسي لنيستر دوشنبه 26 آبان 1393 حسن! هرچي همسرم بگه! بخصوص وقتي داره در مورد معشوق اعظمم حرف مي زنه
کينگ روبرت سه شنبه 27 آبان 1393 ليسن تو يور کوئين حسن، کينگ کونگ در مقابل کينگ روبرت باس سماق بميکه..

احمد سه شنبه 27 آبان 1393 اين همه ذوق زدگي و کف بالا اوردن رو نمي فهمم ،به نظرم همينه دليل اينکه اونا مي سازن و ما فقط بيننده ايم ...
2 3
پاسخ
مسعود سه شنبه 27 آبان 1393 اين ذوق زدگي و کف بالا آوردن واسه همه جاس احمد جون.از آستين تگزاس تا آبيجان در ساحل عاج.کلنم اونا ميسازن و بقيه تماشاگر.

حسين سه شنبه 27 آبان 1393 "هماني كه تسليم آن صحنه آرايي خطرناك نمي‌شود" رو خوب اومدي .... دلم براي ند استارک خودمون تنگ شد ......
2 1
پاسخ
سيد حسين سه شنبه 27 آبان 1393 يا حسين ...

محمد رضا چهارشنبه 28 آبان 1393 خيلي خوب بود محبوب ترين شخصيت من هم جان اسنو هست با فاصله زياد بعدش هم جورا و تيريون
2 0
پاسخ

امين پنجشنبه 29 آبان 1393 صحنه دادگاه تايرين و بازي پيتر دينکلج موندگار و تاريخيه
2 0
پاسخ

مريم يكشنبه 16 آذر 1393 من هميشه از ايگريت بدم ميومد ... وحشي ها .. وحشين .. غير اصيلن ... خون کثيفن .. هيچ جوري هم دوست داشتني نميشن ..
2 5
پاسخ

shah دوشنبه 17 آذر 1393 سلام من اولين باره نظر ميدم خيلي عالي بود.
فقط اگه ميشه درباره شايعه رابطه جان اسنو و ايگريت در بيرون بهم اطلاع بديد اخه خيلي علاقه دارم.منتظر جوابتون تو همين جا هستم.باتشکر
0 0
پاسخ
shah چهارشنبه 19 آذر 1393 مثل اينکه ما آدم حساب نميشيم.خواهش ميکنم در مورد سوال من يه جستو جو بکنيد.خيلي ممنون ميشم.آيا جان اسنو و ايگرين در خارج از فيلم با هم رابطه دارن يا نه؟
آيدا پنجشنبه 20 آذر 1393 با سلام.دوست عزيز اين که ميگن رز لزلي (ايگريت )و کيت هرينگتون (جان اسنو )با هم در خازج از فيلم هستن کاملا درسته و حقيقت داره در ضمن اين دو قراره در يکي از سه ماه اول سال2015 با هم ازدواج کنن
shah پنجشنبه 20 آذر 1393 خيلي ممنون ايدا خانوم که توضيح داديد.

سپي سه شنبه 18 آذر 1393 فقط جان اسنو
3 1
پاسخ

شب پي پنجشنبه 4 تير 1394 با تشکر از اميد يلاغتي عزيز .شخصيت مورد علاقه ي من داريو ناهاريس اولي بود که با عوض شدن بازيگرش شکست عشقي خوردم :))))))
3 0
پاسخ

پرويز سه شنبه 16 تير 1394 شاهکار اين سريال، تيريون لنستره.
که مخلوطي از هوش و کياست و سياستمداري لنيسترها با شرافت استارکهاي غيرسياستمداره.
بقول خود ند: استارکها فقط سربازن. بدون عقل و منطق و شعور و دربند شرافتي هستن که بدون سياست، بي ارزشه.
مثلا جان اسنو، با اينکه شريف، شجاع، عاقل و دوست داشتنيه، اما درک و ديد همه جانبه نداره و خودش رو در بين دشمنان، رها ميکنه. در حاليکه فرمانده (يا مثلا حاکم آينده) بايد نگاهي همه جانبه داشته باشه.
بهمين خاطر تيريون بهمراه ولرد واريس، ميتونن حاکمي عاقل و قدرتمند باشن و هفت اقليم (و هفتاد اقليم) رو به خوبي اداره کنن.

و کثيف ترين شخصيت هم سانشاست. از همون قسمت اول، از سانشا متنفر بودم. شايد فاحشه نباشه، اما آرمان، روح و طرز فکرش، هرزگي مطلقه.
0 2
پاسخ

محمد تارگريان يكشنبه 13 دي 1394 عاشق اريا استارک هستم شايد همين روزا رگم رو براش بزنم.. از گاست گرگه جان اسنو هم خوشم مياد
1 2
پاسخ

khazan سه شنبه 14 ارديبهشت 1395 ?
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط














































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز