گفتگو با دیوید لینچ/ لینچ: دنیا همونطوره که تو هستی

ديويد لينچ: گدار، فليني و برگمان قهرمان‌هاي من بوده‌اند. سانست بولوار، پنجره عقبي، هشت و نيم، تعطيلات آقاي اولو يا دايي جان ژاك تاتي، تمام آثار كوبريك، تمام آثار فليني، احتمالا تمام فيلم‌هاي برگمان. فيلم‌هاي بزرگ زيادي بود‌ه‌اند كه روي من تاثير گذاشته‌اند.

The Talks:
آقاي لينچ، مديتيشن را به دليل اينکه مشکل عصبي داشتيد فراگرفتيد؟
نه.من متوجه شدم يک حس خشم در خود دارم. خيلي از آدم‌ها اين را دارند و من يکي از آن‌ها هستم. فرد عصبانيت خود را بر روي کسي خالي مي‌کند تا بر او احساس برتري کند. براي من، همسر اولم اين شخص بود. اتفاقي که افتاد اين بود که من شروع به مديتيشن کردم و دو هفته بعد او پيشم آمد و گفت چي شده؟ و من گفتم منظورت چيه؟ و او گفت ديگه عصباني نيستي. ديگر چنين چيزي رو نمي‌ديد. خيلي از وقت‌ها افرادي که شروع به مديتيشن مي‌کنند به اندازه‌ي اطرافيان خود سرعت تاثير آن را نمي‌بينند. اطرافيان آن‌ها متوجه تغيير مي‌شوند.

پس به چه دليلي به تمرين مديتيشن پرداختيد؟
سال 1973 شروع به اين کار کردم. ايده‌اي که اين را مطرح مي‌کرد آيا بشر توانايي رسيدن به روشنگري را دارد يا نه حسابي ذهنم را درگير کرده بود، چون مي‌داني ما تنها قادر به استفاده از پنج الي ده درصد از مغزمان هستيم. بخش ديگر چه استفاده‌اي دارد؟ چطور مي‌تواني بيشتر و بيشتر از آن استفاده کني و بيشترين مقدارش چقدر است؟ اغلب مردم مي‌گويند مديتيشن مثل دويدن يا درازکشيدن کنار ساحل است. اين نشان مي‌دهد که اين مسئله دچار سوءفهم بزرگي شده است. مديتيشن روشي است که به وسيله آن مي‌تواني به درون خود رجوع کني، به عمق زندگي خود، به فراسو، به نهايت، به تکامل و حقيقت و آن را تجربه کني. بشر براي چنين‌چيزي خلق شده است.

به نظر خودتان بدين دليل هنرمند بهتري هستيد زيرا فيلم‌هايتان از درک بالايي برخوردارند؟
نمي‌دانم. هنگامي که مديتيشن انجام مي‌دهيد مي‌توانيد ايده‌هاي عميقي را دريافت کنيد. بينش فرد شروع به رشد مي‌کند و بينش مهم‌ترين ابزار يک هنرمند است، ادغام تفکر و احساس. هنگام کار بر روي يک نقاشي، همانند اين است که تو کاملا در جريان انجام عمل خود هستي و از انجام اين کار لذت مي‌بري. در سينما هم همينطور است. وقتي لذت در کار زياد شود، در هرچيز ديگري هم لذت زياد مي‌شود. ايده‌ها جاري مي‌شود و اينکه احساس مي‌کني مي‌تواني به‌ آن برسي کاملا درست است. مي‌داني اين چيست. يک شناخت و آگاهي که درحال رشد است. واقعا زيباست.

آيا هنوز هم اغلب ممکن است ناراحت يا افسرده شويد؟
هنوز هم مي‌تواني امواج افسردگي يا نفرت را دريافت کني. و همه‌ي اين‌ها به هم مربوطند. درجه آن کم‌تر است. پس باعث دورشدن رنج مي‌شود. انسان براي سختي کشيدن خلق نشده است. طبيعت ما شادکامي‌ست. قرار بوده که انسان‌هاي شادي باشيم. اين کاملا ممکن است که انسان مملو از شادي شود. واقعي، خوشحالي زياد و کاملا آگاه و خوشحال در انجام کارها. و اين انجام کارها، لذت زيستن، زماني که آگاهي بيشتر شود شديدتر مي‌شود.

ممکن است بيشتر توضيح بدهيد که اين چگونه بر روي کارهاي روزمره‌تان تاثير مي‌گذارد؟
سر دون، ممکن بود به خاطر تجربه آن فيلم کارم براي هميشه تمام بشود. وحشتناک بود. من به شدت با آثارم احساس هم‌دردي مي‌کنم - و مي‌دانستم که انگار بهم خيانت شده - و مديتيشن باعث شد تا دست نکشم. يک جمله معروف هست که مي‌گه: دنيا همونطوره که تو هستي. تو مي‌تواني عينک سبز تيره‌ي کثيف به چشم بزني و دنيا براي تو اونطوريه. يا مي‌تواني به درون خودت شيرجه بزني واقيانوس نامحدود شادکامي، خلاقيت، ذکاوت؛ تمام اين چيزهاي سودمند را تجربه کني و عينک سرخ رنگ به چشمت بزني. و دنيا هم به تو همانطور مي‌نگرد و بهتر مي‌شود.

به نظرم فيلم‌هايتان دنيا را از پشت عينک‌هاي سياه مي‌بينند. چرا؟
اگر فيلمي را ببينيد که در آغاز همه‌چيز خوب است، در ميانه داستان همه چيز خوب است و پايان خوب و آرام است، اسم اين را مي‌شود گذاشت داستان؟ براي روايت داستان به تضاد و کشمکش نياز داري. داستان‌ نياز به سياهي، نور، اضطراب و همه‌ي اينجور چيزها دارد. اما اين بدان معنا نيست که براي نشان دادن رنج خود فيلم‌ساز نيز بايستي رنج بکشد. داستا بايد رنج داشته باشد، نه آدم‌ها.

چطور ايده‌هاي يک داستان براي شما فراهم مي‌شود؟
من هميشه مي‌گويم که ايده‌ها مهم‌ترين عنصر هستند. ايد‌ه‌ها برکت خيلي خيلي بزرگ هستند. اين همان چيزي‌ است که تو مي‌خواهي به دستش بياوري. ايده‌اي که تو را ديوانه خودش کند. هربار که فيلمي ساخته‌ام که براساس داستان شخصي يا فيلمنامه‌ي کسي ديگر نيست همين اتفاق افتاده. همه‌اش يک‌جا به تو حلول نمي‌کند، اما ذرات چيزهاي مختلف به سمتت مي‌آيند و اين ذرات خودشان را در فيلمنامه شکل مي‌دهند. تو ايده‌ات را مي‌نويسي و نگه‌اش مي‌داري تا ايده‌ي بعدي به سراغت بيايد. ذره ذره مجموعه‌اي از اين ايده‌ها خوشان را در فيلمنامه‌ات جا مي‌دهند که مي‌شوند ايده‌هاي سازمان داده شده. بعد مي‌روي فيلمنامه‌ات را فيلم‌برداري مي‌کني و بعد تدوين مي‌کني و بعد هم صداها را ميکس مي‌کني. يک پروسه است. ايده مي‌تواند داستان را بيشتر مبهم کند تا اينکه سرراست باشد، و گاهي اوقات هم داستاني را به تو مي‌دهد که بيشتر سرراست است.

خودتان کدام يک را ترجيح مي‌دهيد؟
من همه‌جوره دوست دارم. قانوني وجود نداره. برخي چيزهاي مبهم اهميتي برايم ندارد اما برخي هم حسابي مرا ديوانه خودشان مي‌کند. برخي فيلم‌هاي سرراست هيچ اثري روي من نمي‌گذارند در عين اينکه برخي فيلم‌هاي سرراست ديگر حسابي مرا به جنب و جوش مي‌آورند. سينما همين است، ساخته از ميليون‌ها عنصر. مي‌گويند سينما هفت هنر را ترکيب مي‌کند. مديوم بسيار کاملي است، پس اگر ايده‌اي به ذهنتان خطور کرد نبايد جلوي شما را بگيرد. سينما مديوم قدرتمند زيبايي‌ست.

فيلم‌هايي هست که خودتان را مديون آن بدانيد؟
هرکس بايد به روش خودش فيلم مي‌سازد. اين مربوط به کپي کردن نيست. اما گدار، فليني و برگمان قهرمان‌هاي من بوده‌اند. سانست بولوار، پنجره عقبي، هشت و نيم، تعطيلات آقاي اولو يا دايي جان ژاک تاتي، تمام آثار کوبريک، تمام آثار فليني، احتمالا تمام فيلم‌هاي برگمان. فيلم‌هاي بزرگ زيادي بود‌ه‌اند که روي من تاثير گذاشته‌اند.

آيا به صورت ناخودآگاه اين آثار بر فيلم‌هايتان تاثير گذاشته‌اند؟ براي مثال مسئله چشم‌چراني در مخمل آبي را مي‌توان تاثيرپذيري از پنجره عقبي دانست؟
نمي‌دانم اين درست است يا نه. بيش از 110سال از تاريخ سينما مي‌گذرد. و براي ما غيرممکن است فيلمي بسازيم و نمونه‌اي براي مقايسه با آن نياورد. براي من مخمل آبي، مخمل آبي است و پنجره عقبي، پنجره عقبي. مي‌شود گفت که سانست بولوار يا پنجره عقبي باعث ايجاد يک ايده در ذهن من شده‌اند، اما با اينکه من عاشق اين دو هستم و ازشان تاثير گرفته‌ام، زندگي خود 24ساعته يک فيلم سينمايي است. ايده‌ها همه از آن مي‌آيند. سخت است که بگوييم اين سينما است که باعث ايجاد ايده‌ها مي‌شود. تلفيق اين دو است. ميليون‌ها ايده در حال شناکردن هستند، شما فقط بايد دست دراز کنيد و بگيريدشان.

امين نور
نظرات
مهران رستمي شنبه 24 آبان 1393 سايت خيلي بهتر از قبل شده، مخصوصا با امکانات و بخش هاي جديد. اما يک انتقاد بکنم؟ آمار بازديد که بالاي هر خبر ميزنه درست نيس، يعني فرمولش براساس هر کليک هست که اشتباهه و بايد بر اساس آي پي باشه. اينجوري من ده بار خبر رو باز ميکنم ده تا بازديد ميخوره و جالبتر اينکه اومدم تو خبر و هي رفرش ميکردم بازديد حساب ميکنه. همه سايتا اين مورد رو معمولا براساس اي پي درنظر ميگيرن نه براساس کليک.
6 1
پاسخ
7فاز شنبه 24 آبان 1393 ممنون دوست عزيز. از آمار چند نفر با خبر هستيم و اين عدد به منظور پي بردن از چند بار ديده شدن صفحه است. و اينکه ما را با خودمان مقايسه کنيد و نه بقيه سايت‌ها.

حسن بكس شنبه 24 آبان 1393 مي خواستم باهاتون قهر كنم اما ديدم آلاگارسون كردين قهرم رو شكستم.
9 4
پاسخ

سکوت شنبه 24 آبان 1393 ببخشين يعني اين کانتر براي گرفتن آمار اون چند نفره؟ جدي جديه سوالما؟...چون ديدم بعضي سايتا بخودشون اين حق رو ميدن که آمار آي پي سورتا رو به سرورها ميدن. شما که اينجوري نيستين؟
4 0
پاسخ
7فاز شنبه 24 آبان 1393 اين آمار براي آگاهي خودمان است و قصد ارائه آن به جاي خاصي را نداريم.

کلمنتاين شنبه 8 آذر 1393 ميگه "اگر چيزي خيلي بدجور خراب نشد‏ه در‏ستش نکن.‏"‏
1 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط







































































گفتگو با جونا هيل

15فروردين1393 1

استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز