فیلم به فیلم با دیوید فینچر

7فاز: دختر گمشده ديويد فينچر چند هفته‌اي است كه به نمايش عمومي درآمده و توانسته نظر مثبت منتقدان و مردم را به خودش جلب كند. مي‌گويند درام تازه فينچر حال و هوايي شبيه زودياك دارد. ايندي‌ واير به همين مناسبت كارنامه فينچر را مورد بررسي قرار داده و فيلم‌هايش را از بد به خوب طبقه‌بندي كرده است.

7فاز: دختر گمشده ديويد فينچر چند هفته‌اي است که به نمايش عمومي درآمده و توانسته نظر مثبت منتقدان و مردم را به خودش جلب کند. مي‌گويند درام تازه فينچر حال و هوايي شبيه زودياک دارد. فينچر کارش را به عنوان کارگردان موزيک ويدئو شروع کرد و براي خوانندگان بزرگ دنيا کليپ‌هايي ساخت که به شدت مورد تحسين و استقبال قرار گرفتند. حالا و بعد از سي سال که از ساخت اولين موزيک ويديوش گذشته فينچر نه تنها تبديل به يکي از تحسين‌شده‌ترين فيلمسازان به خصوص از نظر کارگرداني و بصري شده است، که ماهرترين کارگردان امروز در زمينه ساخت تريلرهاي تعليق‌دار است. وسواس‌اش به عنوان يک کارگردان (مشهور است که برداشت‌هاي زيادي مي‌گيرد تا راضي شود) در فيلم‌هايش جريان پيدا مي‌کنند. بيشتر فيلم‌هايش منظم هستند و اسلوب خاصي دارند. ايندي‌واير به همين مناسبت کارنامه فينچر را مورد بررسي قرار داده و فيلم‌هايش را از بد به خوب طبقه‌بندي کرده است:

9) بيگانه‌ 3 (1992)
فيلمساز تازه‌کار بااستعداد يک فرصت طلايي براي تمام عمرش پيدا کرد که پشت دوربين فيلمي قرار بگيرد که دو قسمت قبلي آن حسابي در گيشه سينماها موفق شده بودند. فينچر مالک حقيقي فيلم نبود و خيلي از طرفداران نسخه طولاني‌تر را به نسخه‌اي که فينچر تدوين کرده ترجيح مي‌دهند. نيمه اول فيلم به فينچر اين فضا را مي‌دهد تا علاقه‌اش به انزوا در اجتماع و قرنطينه شدن را به تصوير بکشد. در نيمه دوم نتيجه معکوس است. تعداد زيادي از شخصيت‌ها مي‌ميرند و تنش خاموشي که در فيلم وجود داشت تبديل به يک تعقيب و گريز يکنواخت مي‌شود. فيلم نامزد اسکار جلوه‌هاي ويژه شد.

8) مورد عجيب بنجامين باتن (2008)
يکي از آن طعمه‌هاي پر سر و صدا و خودنمايانه فينچر که مي‌تواند طعمه‌اي براي جشنواره‌ها باشد. مورد عجيب بنجامين باتن الان حتي کمتر از زمان اکرانش به عنوان فيلمي در کارنامه فينچر پذيرفتني و قابل‌درک است. نقطه مثبت فيلم چالش تکنيکي آن براي پير کردن برد پيت و بعد برگرداندن او به سن واقعي است. باتن ميان شخصيت‌هاي عجيب و غريب فيلم‌هاي فينچر پيشتاز است. قهرمان آشناي فينچر در اين فيلم مي‌تواند ديزي، با بازي کيت بلانشت باشد. فيلم نامزد تمام رشته‌هاي مهم اسکار شد اما فقط در رشته‌هاي فني کارگرداني هنري (طراحي صحنه) و گريم و جلوه‌هاي ويژه توانست اسکار را به دست بياورد.

7) اتاق وحشت (2007)
بعد از چند دستاورد کارگرداني در فيلم‌هايي چون هفت و باشگاه مشت‌زني خيلي از طرفداران فينچر از اين تريلر که درباره هجوم به يک خانه بود انتظار بيشتري داشتند. فيلم البته کاملا هم بي‌ارزش نيست. مثلا با علاقه فينچر به انزوا بازي جالبي مي‌کند. دستکاري فينچر در فضا، طراحي صدا و تدوين موازي، درجه بازي موش و گربه فيلم را ارتقا مي‌دهد. فيلمنامه در بخش احساسي کم مي‌آورد. فيلم را مي‌شود براي بازي تاثيرگذار کرستن استوارت هم به ياد آورد که نقش دختر جودي فاستر را بازي مي‌کند و نشان مي‌دهد که قبل از گرگ و ميش هم يک استعداد بوده است.

6) دختري با خالکوبي اژدها (2011)
فينچر استعداد زيادي دارد که از منابع مشکوک اقتباسي بهره بگيرد و آنها را تبديل به طلا کند. اما در فيلم دختري با خالکوبي اژدها که اقتباسي از کتاب پرفروش اشتايک لارسون بود بيشتر مي‌شود اين استعدادش را ديد. تفاوت کليدي بين نسخه فينچر و نسخه سوئدي فيلم که دو سال زودتر از آن ساخته شده بود در روند دادن اطلاعات است. فينچر بيشتر به طبقه‌بندي اطلاعات علاقه دارد تا رازي که در آنها وجود دارد. فينچر نمي‌تواند کاملا به ضعف رمان غلبه کند. در يک ساعت اول به نظر مي‌رسد شاهد دو فيلم مجزا هستيم که از نظر تم به هم شباهت دارند و اتفاقي به هم برخورد کرده‌اند.

5) باشگاه مشت‌زني (1999)
هجويه برجسته فينچر بر مصرف‌‌گرايي و نيهيليسم در طول اين 15 سال سفر غريبي را طي کرد از نااميدي در گيشه و پيش منتقدان در زمان اکران تا تبديل شدن به يک فيلم کالت. براي چيزي حدود 90 دقيقه، فينچر تلقي خودش از انزواطلبي را به تصوير مي‌کشد. فيلم در نشان دادن اينکه چطور فاشيسم ممکن است اغواکننده به نظر برسد، خيلي زيرکانه عمل مي‌کند. از سوي ديگر اين يکي از خوش‌بينانه‌ترين فيلم‌هاي فينچر است چون بازيگر نقش اول آن يعني ادوارد نورتون موفق مي‌شود جهان مسموم اطرافش را در پايان درهم بشکند. اين اقتباسي آبرومند از رمان چاک پالانيوک است اما گاهي‌اوقات به نظر مي‌رسد زيادي از هوش خودش راضي است.

4) بازي (1997)
بازي هنوز هم در ميان فيلم‌هاي کارنامه فينچر قدرناديده‌ترين فيلم است. حتي خود کارگردان هم آن‌طور که بايد قدر فيلمش را نمي‌داند. در نگاه اول ممکن است فيلم يک تمرين سرگرم‌کننده براي تقويت پارانويا باشد. فينچر و مدير فيلمبرداري‌اش هريس ساويدس کاري مي‌کنند که هر خيابان سانفرانسيسکو تهديدکننده به نظر برسد و مرعوب‌تان مي‌کنند. مايکل داگلاس نقش يکي از قهرمانان عقده‌اي تنهاي فينچر را بازي مي‌کند و بازي‌اش ستايش‌آميز است هرچند دست‌کم گرفته شد. اين فيلمي است که علايق فينچر، دغدغه‌ها و ترس‌هايش را آشکارا به مخاطب نشان مي‌دهد. حيف که منتقدان قدر اين فيلم عجيب و غريب را ندانستند. يکي از جذاب‌ترين قهرمانان فينچر در اين فيلم است.

3) شبکه اجتماعي (2010)
وقتي خبر رسيد که ديويد فينچر قرار است فيلمي درباره چگونگي تشکيل شبکه اجتماعي فيس‌بوک و موسس آن بسازد، خيلي از خبرها مضحک به نظر مي‌رسيدند. وقتي فيلم اکران شد با اختلاف تبديل به تحسين‌شده‌ترين فيلم سال 2010 شد. درست مثل باشگاه مشت‌زني اين فيلم هم در سطح يکي از فريبنده‌ترين فيلم‌هاي فينچر است با آن سکانس طولاني و سنگيني که مارک زاکربرگ قرار است شبکه دانشگاه هاروارد را فقط به خاطر انتقام و شوخي هک کند. شبکه اجتماعي يکي از هوشمندانه‌ترين و دقيق‌ترين فيلم‌هاي فينچر است که انزوا و البته قدرت‌طلبي يک کاراکتر را نشان مي‌دهد. جسي آيزنبرگ بازي شگفت‌انگيزي دارد که شخصيت زاکربرگ را برايتان دوست‌داشتني مي‌کند. فيلم برنده سه اسکار از جمله بهترين فيلمنامه شد و نامزد بهترين فيلم و بهترين کارگرداني هم بود.

2) هفت (1995)
اين فيلمي بود که فينچر را از يک کارگردان بااستعداد موزيک‌ويدئوساز تبديل به يک کارگردان مهم در سينما کرد. داستان يک قاتل سريالي که قربانيانش را براساس هفت گناه کبيره انتخاب مي‌کند. فيلم مي‌توانست يک تريلر با روايتي شبيه يک رمان باشد اما فينچر آن را تبديل به يک جست‌وجوي وسواس‌گونه با تمرکز به فساد اخلاقي در شهر مي‌کند. قاتل که نامش جان دو است پس از قتل پنجم خود را به پليس معرفي مي‌کند، مي‌گويد دو قتل ديگر را انجام داده‌ و جاي اجساد را فقط به ميلز و سامرست (دو کارآگاه پليس) نشان مي‌دهد. دو به همراه ميلز و سامرست به بيابان‌هاي اطراف شهر مي‌روند و در آنجا به ميلز مي‌گويد که چون به زندگي ميلز حسادت مي‌کرده همسر ميلز (تريسي) را کشته و سرش را جدا کرده‌است و گناه وي حسادت است.

1) زودياک (2007)
بزرگترين فيلم ديويد فينچر که روشنگر خطرات عقده‌هاي آدم‌هاست. فينچر اينجا بهترين کارگرداني‌اش را نشان مي‌دهد. سه قهرمان فيلم، جيلنهال مضحک مشتاق و مارک رافالوي منظم و رابرت داوني‌جونيور در چالش‌برانگيزترين نقش کارنامه‌اش، خيلي خوب همديگر را کامل مي‌کنند. همه آنها به مسير اشتباهي مي‌روند و به بن‌بست مي‌خورند. فينچر داستان را به نفع مفاهيمي که خودش دوست دارد، مي‌پيچاند. ده دقيقه آخر فيلم نشان مي‌دهد که چطور اجبار مي‌تواند ما را وادار به کارهايي کند که حتي فکرش را هم نمي‌کرده‌ايم. جالب است که اسکار چطور بهترين فيلم فينچر را ناديده گرفت. زودياک را مي‌توان حتي جزو بهترين درام‌هاي جنايي تاريخ سينما هم دانست بس که پرجزييات و جذاب به تصوير کشيده شده است.
........................
اين مطلب قبلا در هفت صبح کار شده است.

صوفيا نصرالهي
نظرات
امين جمعه 9 آبان 1393 اي واي که چرا «باشگاه مشت زني» رو پايينتر از «بازي» و « شبكه اجتماعي» گذاشته نويسنده. فايت کلاب به معناي واقعي کلمه يه «کالت مووي» هست.
2 1
پاسخ

نيما چهارشنبه 26 آذر 1393 از نظر من باشگاه مشت زني نه فقط بهترين کار فينچر بلکه بهترين فيلم تاريخ سينماست. از نظر من :)
3 1
پاسخ

آرش حميدي سه شنبه 2 دي 1393 باشگاه مشتزني رو کجاي جدول گذاشته ايشون ...؟
احتمالا اين ليست درخشش از وسط به اطراف هست .
هيچ شکي نيست که باشگاه مشتزني اثري بينهايت خوش ساخت و اثر گذار در تاريخ سينماست.
بهترين فيلم همه عمرم با اختلافي دست نيافتني نسبت به رقباست.
2 0
پاسخ

hanieh دوشنبه 20 مهر 1394 قطعن حق se7en و fight club بالاتر از بقيه است از نظر خودم the girl with dragon tatto هم در سطح بالايي قرار مي گيره.
اينکه the game بالاتر از fight club قرار بگيره يه کم مضحکه.با احترام به سليقه نويسنده.
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط























































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز