6 شخصیت نامتعارف سینما و تلویزیون ایران

7فاز: شخصيت برقي در آرايش غليظ كه بدنش برق توليد مي‌كند تازه‌ترين نمونه از آدم‌هاي غيرمتعارف با توانايي‌هاي فراانساني در سينماي ايران است. به اين بهانه معروف‌ترين شخصيت‌هاي انساني با توانايي‌هاي ويژه را مرور كرده‌ايم.
اسم‌شان را بگذاريم آدم‌هاي غير معمولي بهتر است. آن‌ها صاحب ويژگي‌اي خاص هستند كه در ديگران وجود ندارد. بدن‌شان كليه توليد مي‌كند، برق سه فاز دارند، از كت‌شان پول بيرون مي‌ريزد، گوش‌شان فوق‌العاده تيز است، شامه‌شان بيش از حد قوي است و... خلاصه با آدم‌هاي طبيعي فرق دارند.

7فاز: شخصيت برقي در آرايش غليظ که بدنش برق توليد مي‌کند تازه‌ترين نمونه از آدم‌هاي غيرمتعارف با توانايي‌هاي فراانساني در سينما و تلويزيون ايران است. به اين بهانه معروف‌ترين شخصيت‌هاي انساني با توانايي‌هاي ويژه را مرور کرده‌ايم.
اسم‌شان را بگذاريم آدم‌هاي غيرمعمولي بهتر است. آن‌ها صاحب ويژگي‌اي خاص هستند که در ديگران وجود ندارد. بدن‌شان کليه توليد مي‌کند، برق سه فاز دارند، از کت‌شان پول بيرون مي‌ريزد، گوش‌شان فوق‌العاده تيز است، شامه‌شان بيش از حد قوي است و... خلاصه با آدم‌هاي طبيعي فرق دارند. تاريخچه‌شان هم وصل مي‌شود به ادبيات کلاسيک و حکايات عاميانه‌مان. رد شان در سينما و تلويزيون ما اما چندان پررنگ نيست. همين چند کاراکتر هم عمدتا مورد توجه بوده‌اند. مخاطبان، غيرمتعارف بودن اين آدم‌هاي غيرمعمولي را در قالب داستاني جدي مي‌پذيرند. تازه‌ترين نمونه‌اش آرايش غليظ است که داستاني جدي دارد و همه اتفاقات در بستري واقعي رخ مي‌دهد اما اين وسط بدن يک نفر برق توليد مي‌کند!‌ به واسطه همين توليد برق هم صاحب قيمت شده. مخاطب نه تنها جا نمي‌خورد بلکه با تخيل خودش افزوده‌هايي به داستان اين مرد دارد. يا فيلم هيچ که کاراکتر قصه به خاطر پرخوري بيش از حد از همه جا رانده شده اما به يک باره بدنش مي‌افتد به ساخت کليه و عزيز مي‌شود. در سريال‌ها هم از اين نمونه‌ها داريم. کت جادويي پول توليد مي‌کند و قهرمان شاهگوش از فاصله‌اي دور صداها را مي‌شنود. به بهانه اکران آرايش غليظ پرونده شخصيت‌هاي غيرمتعارف سينما و تلويزيون را مرور کرده‌ايم.

آرايش غليظ (حميد نعمت‌الله)
بازيگر نقش: علي عمراني

ويژگي نقش: مرد برقي حساسيت خاصي به زنان دارد و زماني که چشمش به آنها مي‌افتد بدنش برق توليد مي‌کند.
کارکرد دراماتيک: يکي از مسائل بحث برانگيز آرايش غليظ که اين روزها ردپايش در بيشتر نقدهاي اين فيلم ديده مي‌شود، نداشتن کارکرد دراماتيک نقش برقي است. خيلي‌ها معتقدند اگر برقي را از کل داستان فيلم جدا کنيم، لطمه‌اي به ساختار آن وارد نمي‌شود اما کارگردان و نويسنده فيلم، وجود او را به عنوان کارکرد فانتزي آن، به نفع پروژه مي‌دانند.
تاثير بر موفقيت پروژه: حضور يک مرد برقي که مدام خودش را به خاطر ديد زن زنها سرزنش مي‌کند، تنها نکته فانتزي فيلم است؛ فيلمي که رفته رفته به فضايي وهم‌آلود و سياه وارد مي‌شود و تنها نکته خنده‌دارش همين برقي است.
برقي


کت جادويي (محمد حسين لطيفي)
بازيگر نقش: رامبد جوان

ويژگي خاص: عماد از آقاي اسکويي، رئيس شرکت ساختماني و برج سازي که که در آن کار مي‌کند، کتي جادويي هديه مي‌گيرد که هميشه جيب‌هايش پر از پول است و هيچ وقت تمام نمي‌شود.
کارکرد دراماتيک: کل داستان سريال روي رفتار، مناسبات و تغييرات شخصيتي عماد بعد از دسترسي به کت مي‌چرخد. کارمند ساده‌اي که ابتدا رفتاري صميمانه و خوب با ديگران دارد به واسطه دسترسي به حجم نامحدودي پول، کم کم شخصيت‌اش تغيير مي‌کند و به جايي مي‌رسد که حتي اعضاي خانواده‌اش را فراموش مي‌کند؛ اتفاقي که پيش از او خود رئيس شرکت هم با آن روبه‌رو بوده و اصلا براي رهايي از آن، کت را به عماد بخشيده است.
تاثير بر موفقيت پروژه: روياي داشتن کتي که هروقت اراده کني از آن پول بيرون بيايد، در ذهن خيلي‌ها وجود دارد. به همين دليل هم هست که سريالي با اين موضوع توانست مخاطبان زيادي را به سمت خودش جلب کند.
کت جادويي


شاهگوش (داوود ميرباقري)
بازيگر نقش: فرهاد اصلاني

ويژگي خاص: سرگرد اسد خفته يا همان شاهگوش، فردي است که شنوايي بسيار بالايي دارد و حتي پچ پچ‌ها و حرف‌هاي يواشکي را از پشت ديوارها و درها هم مي‌شنود.
کارکرد دراماتيک: با وجود ويژگي عجيب کاراکتر شاهگوش، ميرباقري نتوانست آنطور که بايد از او براي پيشبرد اتفاق‌هاي سريال استفاده کند. درواقع در کل سريال هيچوقت استفاده خاصي از شنوايي بالايش نشد. درحاليکه وقتي نام يک سريال شاهگوش است انتظار مي‌رود شنوايي زياد شخصيت شاهگوش، در جاهاي مختلف کاربرد اساسي داشته باشد اما عملا چنين اتفاقي نمي‌افتد.
تاثير بر موفقيت پروژه: درباره موفقيت يا عدم موفقيت شاهگوش نمي‌شود اظهارنظر خاصي کرد اما مسئله مهم اينجاست که حتي اگر شاهگوش سريال موفقيتي هم بوده باشد، اين موفقيت به عوامل ديگري نظير شخصيت‌هاي کمدي، گريم‌هاي مختلف تنابنده و ... برمي‌گردد. کاراکتر شاهگوش و شنوايي فوق‌العاده‌اش در اين موفقيت تاثيري نداشته.
شاهگوش


هيچ (عبدالرضا کاهاني)
بازيگر نقش: مهدي هاشمي

ويژگي خاص: نادر سياه دره به بيماري پرخوري دچار شده اما بعد از مدتي متوجه مي‌شود که بدنش کليه ساز است و مدام کليه توليد مي‌کند.
کارکرد دراماتيک: قصه در هر دو نيمه براساس ويژگي‌هاي خاص نقش نادر پيش مي‌رود. در نيمه اول پرخوري او و کلافه‌گي ديگران و در نيمه دوم کليه سازي بدنش، پيش برنده داستان است. اطرافياني که در نيمه اول فيلم از او کلافه‌اند و هرطور شده مي‌خواهند او را از خودشان دور کنند، نيمه دوم فيلم او را عامل منفعت مي‌دانند و مثل شيء ارزشمند هوايش را دارند.
تاثير بر موفقيت پروژه: هيچ فيلم چندان پرفروشي نشد اما اشاره مستقيم به پرخوري نادر در تيزرهاي تبليغاتي و شخصيت عجيبي که از مهدي هاشمي به نمايش مي‌گذاشت، از همان ابتدا تکليف مخاطبان را روشن کرد که در اين فيلم با موجودي عجيب روبه‌رو هستند.
هيچ


مجسمه (ابراهيم وحيد زاده)
بازيگر نقش: امين تارخ

ويژگي خاص: بهرام شيرازي يک روز صبح بعد از بيدار شدن از خواب متوجه مي‌شود که دست راستش ديگر به اختيار او نيست و براي خودش مستقل عمل مي‌کند.
کارکرد دراماتيک: اين فيلم از بيماري سندروم دست الهام گرفته شده؛ داستاني واقعي که از سال 1935، فيلم‌هاي مختلفي بر مبناي آن ساخته شده. کل داستان فيلم در رابطه با مشکلاتي پيش مي‌رود که عدم تبعيت دست راست بهرام در دوره‌هاي مختلف زندگي برايش ايجاد مي‌کند و روي تمام روابطش اثر مي‌گذارد.
تاثير بر موفقيت پروژه: اين فيلم زمان اکرانش در سال 71 به موفقيت خوبي دست پيدا کرد. يکي از علت‌هاي اصلي موفقيت آن، استفاده از تصاوير جدال امين تارخ با دست راست و انجام فعاليت‌هاي غير قابل کنترل توسط همين دست بود. اين تصاوير هنوز که هنوز است حتي در ذهن آنهايي که آن زمان موفق به تماشاي فيلم نشده بودند هم باقي مانده.
مجسمه


آخرين گناه (حسين سهيلي زاده)
بازيگر نقش: حميدرضا پگاه

ويژگي نقش: دکتر مودت بعد از عمل قرنيه چشم، چيزهاي عجيب و غريبي مي‌بيند. او توانايي پيدا مي‌کند تا هرکس را با تجسم اعمالش مشاهده کند. مثلا افراد گناهکار را درون آتش مي‌بيند.
کارکرد دراماتيک: چشم برزخي و توانايي ديدن باطن افراد و تجسم گناهان او را به سمت و سوي دادخواهي از ظالم و قتل بدون برگزاري دادگاه و رسيدگي به حکم مي‌برد. درست مثل اتفاقي که در فيلم هفت ديويد فينچر شاهد بوديم. آنجا با قاتل زنجيره‌اي روبه‌رو بوديم که قربانيانش را براساس هفت گناه کبيره به قتل مي‌رساند و اينجا با چشماني برزخي که باعث شده بود مودت خودش را در جايگاهي فراتر از آنچه بود ببيند.
تاثير بر موفقيت پروژه: اين سريال رمضان 85 و همزمان با سريال‌هاي زيرزمين و صاحبدلان روي آنتن رفت اما در جدول نظرسنجي مخاطبان، در جايگاه آخر قرار گرفت. درواقع ماجراي چشم برزخي نتوانست آنطور که بايد توجه مخاطبان را به سمت اين سريال جذب کند.
آخرين گناه
...............................
اين مطلب قبلا در هفت صبح کار شده است.

مرجان فاطمي، احمد رنجبر
نظرات
سميه سه شنبه 29 مهر 1393 عکس عاليه :)
0 0
پاسخ

مهدي سه شنبه 29 مهر 1393 من کت جادويي رو دوست داشتم. هر وقت که دلت مي خواست دست تو جبيت کني و هميشه پر پول باشه.الان واقعا به يک کت جادويي نياز دارم...
1 0
پاسخ

سهيل سه شنبه 29 مهر 1393 با آقاي مهدي کاملا موافقم،منم يه کت جادويي مي خوام.
0 0
پاسخ

وحيد سه شنبه 29 مهر 1393 کاراکتر برقي عالي است
ذوق نعمت الله عالي است
1 2
پاسخ

حسن بكس چهارشنبه 30 مهر 1393 مباد روزي كه جو ملت رو بگيره. حالا ديگه سينه زدن براي نعمت الله و كاراش شده ورزش ملي جديد
0 2
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط
































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز