یادداشتی درباره پاروی بی‌قایق آلبوم تازه محسن چاووشی

7فاز: محسن چاووشي يكي از معدود خواننده‌هايي است كه خواندن در هر فضايي را تجربه كرده و اتفاقا در تمامي تجربه‌هايش موفق هم بوده. از اولين قطعه‌اش در سال 83 به نام نفرين گرفته تا لنگه كفش سال 84، زخم زبون سال 85، قطار سال 90، خواندن اشعار مولانا، شهريار، وحشي بافقي و.. اما اين بار و در آلبوم جديدش گريزي دوباره به كارهاي قديم خودش زده.

7فاز: محسن چاووشي در طول فعاليت کاري‌اش بارها و بارها ثابت کرده که خواننده‌اي متفاوت است. شايد بيراه نباشد اگر بگوييم او خاص‌ترين خواننده و موزيسين حداقل بيست سال اخير موسيقي ايران است. صحبت از بهتر بودن او يا بدتر بودن ديگران نيست. صحبت از تفاوتي است که بين او و ديگران است. چاووشي هميشه با لحن خواندن، موسيقي، ترانه و تنظيم‌هايش نشان داده که جزيره‌اي جدا افتاده در دنياي موسيقي است. آلبوم پاروي بي‌قايق او در روزهاي اخير منتشر شده و او مجددا اين تفاوت را به رخ ديگر هم صنفانش کشيده. خواننده‌اي که کنسرت نمي‌گذارد، مصاحبه نمي‌کند، موزيک ويدئو نمي‌سازد و فقط و فقط به بيرون دادن آلبوم‌ها و تک قطعه‌هايش بسنده مي‌کند. انگار او هميشه مي‌خواند که فقط بخواند. اما هر هنرمندي، هرقدر هم که خاص و متفاوت باشد بازهم برايش مهم است که مخاطبان و منتفدانش در مورد آخرين اثرش چه نظري دارند و صد البته محسن چاووشي هم از اين قائده مستثنا نيست.
آلبوم پاروي بي‌قايق آلبومي که طبق روال ديگر آلبوم‌هاي چاووشي و برخلاف آلبوم‌هاي ديگر خوانندگان، قطعه‌هاي معمولي‌ترش را در ابتداي آن مي‌شنويم و هرچه پيشتر مي‌رويم با ترانه‌هايي شنيدني‌تر مواجه مي‌شويم. محسن چاووشي يکي از معدود خواننده‌هايي است که خواندن در هر فضايي را تجربه کرده و اتفاقا در تمامي تجربه‌هايش موفق هم بوده. از اولين قطعه‌اش در سال 83 به نام نفرين گرفته تا لنگه کفش سال 84، زخم زبون سال 85، قطار سال 90، خواندن اشعار مولانا، شهريار، وحشي بافقي و.. او اين بار در آلبوم جديدش گريزي دوباره به کارهاي قديم خودش زده. کارهايي که علاوه بر مخاطبان و طرفداران خودش، عموم مردم هم با آن ارتباط برقرار مي‌کنند. شايد خود او هم بعد از بيرون دادن چند آلبوم متفاوت به اين نکته پي برده که حالا ديگر خواننده‌اي است که متعلق به طرفدارانش است و مردم عادي و مخاطبان غير حرفه‌اي موسيقي خيلي با او و آلبوم‌هاي يکي پس از ديگري متفاوتش ارتباط چنداني برقرار نمي‌کنند. چاووشي در اين آلبوم به سراغ مضامين عاشقانه رفته، اما با بياني تلخ و گاه معصومانه. ترانه‌هايي که در آنها عموما از واژه‌هاي عجيب و غريبي که در ترانه‌هاي اين روزها مي‌شنويم استفاده نشده و قافيه‌هايي قابل حدس دارند. ترانه‌هايي که به جاي آنکه با استفاده از کلمه‌هاي خاص سعي در جذاب شدن‌شان شده باشد، با چينشي مناسب بار معنايي بهتري نسبت به ترانه‌هاي اين روزهاي بازار موسيقي پيدا کرده‌اند. ترانه‌هايي که خود چاووشي هم با تيزهوشي خاصي آنها را خوانده و به جاي اينکه هنگام خواندن‌شان تلاشي براي به رخ کشيدن صدايش داشته باشد، براي بهتر شنيدن و بهتر ادا کردن واژه‌هايش سعي کرده. به بيان ديگر چاووشي ترانه را درست مثل شاعرها مي‌خواند.
حتي اگر بخواهيم به اين آلبوم نگاهي سختگيرانه هم داشته باشيم، خيلي نمي‌شود درموردش نگرش منفي داشت. اما به هر حال هيچ اثري هم در دنيا پيدا نمي‌شود که نقطه ضعفي نداشته باشد. نقاط ضعف آلبوم پاروي بي‌قايق چيست؟ اولين و مهم‌ترين نکته منفي که در آلبوم وجود دارد فضاي سنگين و افسرده حاکم بر آن است. فضايي که در ترانه‌هاي ابتدايي آلبوم، روندي معمول دارند و هرچه جلوتر مي‌رويم سنگين‌تر مي‌شود، تا در نهايت به قطعه وصيت (آخرين قطعه) مي‌رسيم. وصيت چاووشي شايد به اين هدف ساخته شده تا روي سنگ قبرهاي قبرستان‌ها حک شود. تا حسين صفا (ترانه سرا) و محسن چاووشي زين پس رقيبي باشند براي دو بيتي‌هاي باباطاهر. اما محسن چاووشي که از حيث طرفدار هم تفاوت زيادي با ديگر خوانندگان دارد بايد اين نکته را در نظر مي‌گرفت که ممکن است در ميان دوستداران سينه چاکش کسي پيدا شود که با اين آهنگ دست به عملي بي‌بازگشت بزند. ديگر نقطه ضعف آلبوم چاووشي ميکس و مسترينگ بعضي از قطعات آلبوم است که باعث شده در قسمت‌هايي صدايش به وضوح شنيده نشود. سومين نقطه ضعف آلبوم ترانه اول آن است. ترانه‌اي که با فضاي ملودي جور در نمي‌آيد و واژه‌هايش بيشتر به واژه‌هايي که رضا يزداني در کارهايش مي‌خواند شبيه است.  
اما در نهايت اگر از همه نقاط ضعف و قدرت آلبوم پاروي بي‌قايق بگذريم نبايد منکر اين شويم که چاووشي شايد تنها خواننده‌اي باشد که بتوانيم در دهه‌هاي بعد هم آهنگ‌هايش را گوش کنيم. چرا که موسيقي او فقط تکيه بر تکنولوژي روز و بازار ندارد و علاوه بر آن مي‌خواهد شکل خودش باشد. درست مثل آدمي که تلاش مي‌کند شکل خودش باشد.
...................................
اين مطلب قبلا در هفت صبح کار شده است.

بهنام مظاهري
نظرات
پوري يا شنبه 26 مهر 1393 از طرفداراي محسن چاووشي هستم؛ اين مطلب رو خوندم شايد نکته اي جديد رو از نگاهي ديگه ببينم. جالب اينجاس ک فک ميکنم ي نفر ديگه بايد بياد در مورد اين مطلب ي مطلب جديد بنويسه و در مورد نويسنده متن نظرشو بگه!!! خصوصا اون قسمتي ک گفته چاووشي فکر نکرده که با بيرون دادن آهنگ وصيت ممکنه موجبات خودکشي طرفداراشو رقم زده باشه! (البته به تعبيري) راستش انتهاي اون جمله بشدت دنبال اموجي اسمايلي :) بودم ک يافت نشد و متوجه شدم ک نويسنده جدي گفته!! واقعا نميدونم فاز شما چي بوده وقتي اين متن رو نوشتيد اما دوست دارم يک بار اون رو تجربه کنم ببينم چ حسي از شنيدن اين اهنگ تو اون فاز پيدا کرديد. و در ادامه جمله جالب (بخونيد شعف انگيز) بايد بگم ک مطمئن باشيد اهنگ هاي بسيار سنگين تري براي خداحافظي موجود هستن ک اهنگ وصيت رو براحتي کنار ميزنن، از فرهاد تا فريدون و داريوش...
و ي مسئله ديگه اينکه يک اهنگ حتي ب سنگيني اهنگهاي فريدون عزيز موجبات وداع مارو فراهم نميکنن بلکه جو محيطه ک دست به دست ميده و گاهي موسيقي بخش کوچيکي از اون محيطه بوده، اما نه تنها بخش و نه حتي بخش عمده.
0 0
پاسخ

الف.نون شنبه 26 مهر 1393 انتخاب اين مطلب واقعا بر چه اساسي بوده؟ خيلي پرت و پلاست!
1 0
پاسخ

ايمان يكشنبه 27 مهر 1393 اصلا با نظرات نويسنده موافق نيستم. من اصولا طرفدار چاووشي نيستم اما اين آلبوم رو دوست داشتم. کار تميزي بود و از قضا بهترين ترانه هاش دو تاي اول بودن.
1 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط



























































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز