یادداشت نویسنده 7فاز درباره ابراهیم حاتمی‌کیا/ حاتمی‌کیای چریک یا حاتمی‌کیای سیاستمدار؟

7فاز: چ يكي از معدود فيلم‌هاي واقعا عالي 2-3 سال اخير سينماي ايران است. از كارگرداني خوب حاتمي‌كيا، فضاسازي درستش و جزييات فني كه بگذريم اين فيلمي است كه درست در زماني كه بايد ساخته شد. در دوره‌اي كه قهرمان محبوب مردمش، وزير امورخارجه سياستمدار اهل مذاكره است.

7فاز: هدف اين يادداشت به هيچ عنوان دفاع از ابراهيم حاتمي‌کيا نيست که لحنش، حتي اگر برخي و فقط تعداد کمي از حرف‌هايش درست بوده‌اند، جايي براي دفاع نمي‌گذارد. ولي واکنش‌هايي که اين چند ماه در بيشتر رسانه‌ها نسبت به حرف‌هاي نابخردانه حاتمي‌کيا در روزهاي جشنواره صورت گرفت نشان مي‌دهد که متاسفانه حتي اهل رسانه و متخصصان ما هم تمايزي بين حاتمي‌کيا به عنوان يک فرد و حاتمي‌کياي کارگردان قائل نيستند.

اول) حاتمي‌کيا به عنوان يک چهره مشهور مثل هزاران آدم ديگر تريبون دارد. اينکه بلد نيست از تريبونش درست استفاده کند، اينکه طلبکار است و نمي‌دانيم چرا، اينکه مي‌خواهد براي يک عده تعيين تکليف کند و کسي از اين کارش خوش‌اش نمي‌آيد يک بحث است و اينکه ياد گرفتن دموکراسي يعني هر کسي بتواند حرفش را درست يا غلط بزند، بحث ديگري است. اصلا مگر همه آن هزاران نفر ديگر در طول اين سال‌ها از تريبون‌شان درست استفاده کرده‌اند؟ فاصله بين حرف حق و ناحق، درست و غلط را چه کسي تعيين مي‌کند؟ هميشه از دست برخي چهره‌هاي سرشناس(در هر حوزه‌اي) به خاطر مطالبي که ازشان منتشر مي‌شد، حرص مي‌خوردم چون معتقد بودم از تريبوني که در اختيارشان است به غلط استفاده مي‌کنند و بقيه را به اشتباه مي‌اندازند. کم‌کم روشن شدم که مردم به همه چيزهايي که از تريبون‌ها مي‌شنوند يا مي‌خوانند، بها نمي‌دهند و اجازه نمي‌دهند که حرف‌هاي بقيه برايشان خط فکري ايجاد کند. تاثير تريبون‌ها هر روز کمتر مي‌شود چون آدم‌ها به تريبون‌هاي متعددي دسترسي دارند و مي‌توانند نظرات مخالف و موافق و گاهي متناقض را بخوانند و خودشان قضاوت کنند. مهم نيست چقدر چهره شناخته‌شده و پرطرفداري باشي. حرفي که مي‌زني اهميت دارد و حاتمي‌کيا الان چهره سرشناسي است که طلبکارانه بي‌ربط‌ترين حرف‌هاي ممکن را مي‌زند و به نظرم از مخاطبان گسترده‌اش که قرار است مردم باشند کسي اصلا به اين حرف‌ها گوش نمي‌دهد. من هم معتقدم حاتمي‌کيا به دلايلي که نمي‌دانم چرا جوگير شده و احساس مي‌کند بيشتر از بقيه ما از اين آب و خاک حق مي‌برد و حرف‌هايي مي‌زند که اصلا به قامت يک هنرمند برازنده نيست. اما طبق همان اصول اوليه دموکراسي نه مي‌توانيم و نه شايسته است که جلوي حرف‌زدن يا فيلم‌ساختنش را بگيريم يا حتي طردش کنيم. تا زماني که حرف‌هايش قاطي فيلم‌هايش نشده مي‌تواند هر چه دل تنگش مي‌خواهد بگويد.(هرچند زدن فيلم و همکار فيلمسازش کار ناجوانمردانه‌اي است که يک نفر بايد به او تذکر دهد راهي که مي‌رود به ترکستان است) من حاتمي‌کياي فيلمساز را قضاوت مي‌کنم که زماني حواسش بود آنهايي که بهشان اقتدا مي‌کند چه منش و روشي دارند و اصلا خودش بود که به ما گفت: خيبري ساکته. دود نداره، سوز داره. کاش خودش هم يادش بيايد.

دوم) چيزي که نگرانم مي‌کند اين است که حرف‌هاي حاتمي‌کيا درست از قبل از اکران فيلم چ شروع شد و همين باعث شد خيلي‌ها چ و حرف‌هاي حاتمي‌کيا را در يک ظرف بگذارند و قضاوت کنند و درنتيجه فيلم آن‌طور که شايسته‌اش بود ديده نشد. چ خيلي مهم‌تر از حرف‌هاي حاتمي‌کياست. اثري که در تاريخ ثبت شده تا قضاوتش کنيم و منصف که باشيم جزو يکي از معدود فيلم‌هاي واقعا عالي 2-3 سال اخير سينماي ايران است. از کارگرداني خوب حاتمي‌کيا، فضاسازي درستش و جزييات فني که بگذريم اين فيلمي است که درست در زماني که بايد ساخته شد. در دوره‌اي که قهرمان محبوب مردمش، وزير امورخارجه سياستمدار اهل مذاکره است. زماني که بيشتر از هر وقت ديگر حواسمان هست بين ايده‌آل‌هاي رمانتيک‌مان (وصالي) با منافع منطقي‌مان (چمران) بايد تعادل برقرار کنيم. چ حتي از به رنگ ارغوان هم فيلم راديکال‌تري است. چ فيلمي است که بايد ديده شود. که براي اولين‌بار در تاريخ سينماي ايران نشان داده يک چريک واقعي چه تصويري دارد. يک‌طرف روحيه رمانتيک و پرشورمان را قرار داده و طرف ديگر عقل را و به مخاطبش مي‌گويد حالا خودت موازنه را برقرار کن. اين فيلمي است که مي‌تواند چپي چپي يا راستي راستي تعبير شود. مي‌توانيد آن را يک فيلم چريکي درباره چريک‌ها بدانيد يا يک فيلم سياستمدارانه. راه براي هر دو تفسير باز است و جذابيت فيلم هم به همين است. کل حرف اين است: لطفا چ را به چوب کارگردانش نرانيد.
سوم) دوستش داشته باشيم يا نه حاتمي‌کيا جزو سه فيلمساز اولي است که سينماي بعد از انقلاب توانسته در دل خودش توليد کند. فيلمسازي که در اين فضا رشد کرده و به ثمر رسيده و تعدادي از ماندگارترين فيلم‌هاي تاريخ سينماي ايران را هم ساخته است. چه کسي بهتر از او توانسته آدم‌هايي را که 8 سال زندگي‌شان با جنگ گره خورده بود به تصوير بکشد؟ اين همه بغض و کينه حاتمي‌کيا به جاي اينکه عصباني‌ام کند نگرانم مي‌کند. چه شد که کار فيلمساز خاطره‌سازمان به اين حرف‌ها کشيد؟ اين نه حاتمي‌کياي چريک است و نه حاتمي‌کياي سياستمدار. اين حاتمي‌کيايي است که در دلش کينه دارد. چرا و از کجا آمده نمي‌دانم، ولي من حاتمي‌کياي چريک را به همه حاتمي‌کياها ترجيح مي‌دهم. حاتمي‌کيايي که مي‌داند قبل از هر چيز و مهم‌تر از همه چيز يک هنرمند است.
................................................
اين مطلب قبلا در روزنامه هفت صبح کار شده است.

صوفيا نصرالهي
نظرات
hmn شنبه 5 مهر 1393 ميون مطالبي که در مورد حاتمي کيا کار کردين، اين يکي از همه بيشتر به دلم نشست. مرسي خانم نصراللهي.
1 0
پاسخ

آراز شنبه 5 مهر 1393 مرسي مطلب دقيق و همه جانبه نگري بود
به نظرم حاتمي کيا عصباني و کينه به دل داره چون
((مي دونه اگه اسلحه دستش نباشه ديگه کسي به حرفاش گوش نمي ده ))
1 3
پاسخ

سامان شنبه 5 مهر 1393 خيبري ساكته. دود نداره، سوز داره
تمام
مرسي خانم نصراللهي
1 0
پاسخ

مسعود چهارشنبه 21 آبان 1393 واقعا اين نقدا منو شگفت زده کرده، انصافا کمتر نقد ، يا متني رو خوندم که به دلم نشينه و باهاش حالم خوب نشده باشه....سپاسگذارم و براتون ارزوي سلامتي و شادکامي رو از خداوند خواهانم...
2 1
پاسخ

عماد يكشنبه 7 دي 1393 نقدي که نوشتي جالب نيست چون ديدگاه شخصي شماست نسبت به اثر و صاحب اثر بايد بتوني سعي کني سليقه ات رو از ذهن منتقد خودت تميز بدي
2 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




























































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز