یادداشت نویسنده 7فاز درباره حمید نعمت‌الله

7فاز: از اتي و جهان، زوج اصلي بوتيك تا دوست‌هاي جهان در آن خانه مجردي و مهرداد، دوست مواد فروش او تا ايرج و شكوه بي‌پولي تا حتي احمد رنجه و تمام خانواده گل‌كار وضعيت سفيد كه با تمام قهر و آشتي‌ها و اختلاف‌ها انگار بدون هم نمي‌توانند زندگي كنند و مدام به سمت هم كشيده ‌مي‌شوند، همه از زير نگاه دقيق و مهربانانه‌ي نعمت‌الله رد شده‌اند. آدم‌هايي كه با همه نقطه ‌ضعف‌هاي‌شان دوست‌شان داريم.

7فاز: وقتي بوتيک اکران شد باورمان نمي‌شد که فيلم اول يک فيلمساز داراي چنين کيفيتي باشد. نگاه رُک و بي‌پرده‌ و تلخ فيلم به جامعه در حال گذار آن روزها براي‌مان غافلگيرکننده بود. آن هم درشرايطي که کليت سينماي ايران در ابتداي دهه هشتاد را فيلم‌هاي به اصطلاح دختر پسري پيش‌پا افتاده پُر کرده بودند. شخصيت پردازي درست همراه با ديالوگ‌هاي جاندار و دور از تصنع فيلم نشان از شناخت و اشراف حميد نعمت‌الله بر آدم‌هاي پرشمار فيلم داشت. جايي از فيلم بهزاد از مستندي که ديده، مي‌گويد؛ از بچه لاک‌پشت‌هايي که هنوز سر از تخم درنياورده و به دريا نرسيده تلف مي‌شوند. جهان و اتي و جوان‌هاي بوتيک، چند نفرشان قرار است به دريا برسند؟ بوتيک بعد از ده سال هنوز يکي از بهترين فيلم‌هاي خياباني سينماي ايران است. اما نعمت‌الله دستيار کيميايي بوده و فيلم اول او با تمام تفاوت‌هاي فرمي و مضموني که به توانايي‌ها و سليقه‌ي او و همين‌طور زمان ساخت اين فيلم برمي‌گردد، اثري از جنس فيلم‌هاي به اصطلاح خياباني سينماي دهه پنجاه سينماي ايران بود. با بي‌پولي و بيشتر از آن مجموعه‌ي وضعيت سفيد بود که سليقه‌ي يکه و تازه‌ي نعمت‌‌الله خودش را نشان داد. اغراق در شخصيت پردازي. در جهان نعمت‌الله اغلب شاهد موقعيت‌هاي اغراق شده و به طبع آن کنش و واکنش‌هاي غلو شده‌ي آدم‌ها هستيم. از وضعيت ايرج در بي‌پولي که کارش به سيب‌زميني پاک کردن و مسافرکشي در جاده ساوه افتاد تا اغلب آدم‌هاي وضعيت سفيد که به افراطي‌ترين شکل ممکن درگير حالات خود بودند. که اين اغراق به شناخت ما از شخصيت‌ها و به شکل عجيبي به همذات‌پنداري ما با آنها کمک مي‌کرد. تصويرسازي‌هاي بِکر وضعيت سفيد که گاه يادآور امير کوستوريتسا بود، گاه ونگ کار واي. قاب‌هاي چندلايه‌اي که گوشه گوشه‌اش قصه‌ي خود را داشتند. نعمت‌الله استاد خلق جمع (بوتيک و بي‌پولي) و دوتايي‌هاي (وضعيت سفيد) مردانه است. فرقي هم ندارد فيلمي تلخ و تراژيک باشد يا کمدي يا عاشقانه. با استفاده از فضاسازي و ديالوگ نويسي هوشمندانه‌ي فيلمساز است که انقدر آدم‌هاي خانه مجردي بوتيک، جماعت علاف بي‌پولي و در وضعيت سفيد دوتايي‌هاي مردانه امير و شهاب و امير و عمويش براي‌مان ملموس و واقعي هستند. علاوه بر اين کمدي بودن بي‌پولي و فضاي تا حدي جفنگ و مايه‌هاي فانتزي مجموعه وضعيت سفيد اين ميزان بزرگ‌نمايي را مجاز و داراي منطق مي‌کرد. بعد از فيلم اول نعمت‌الله، بي‌پولي قبل از هر چيز وَر بامزه او را نشان‌مان داد. موضوع همچنان تلخ بود ولي زاويه ديد و پرداخت فيلمساز فاصله داشت با جهان تيره و تار بوتيک. بي‌پولي فيلم زمانه خود بود، همچنان که بوتيک قصه بي‌عدالتي‌ اجتماعي روزگار خود را روايت مي‌کرد. ايرج (بهرام رادان) در بي‌پولي نمونه‌ي آدم‌هاي پرمدعايِ هيچي نداري بود که مثل‌شان را زياد ديده بوديم. لحن شوخ و شنگ فيلم مخاطب فيلم ديده را نشانه رفته بود. جنس کمدي بي‌پولي از سليقه منحصربه فرد زوج کارگردان، فيلمنامه‌نويس - نعمت‌الله، هادي مقدم دوست - مي‌آمد که رَگه‌هايي از آن را در تِلِه‌ فيلم‌هايي هم که بعد از آن ساختند مي‌توان مشاهده کرد.
وضعيت سفيد؛ اين عاشقانه ناب امير و شيرين. داستان خواستن و درد کشيدن و پوست انداختن امير. منظومه‌اي که پُر بود از ريزه‌کاري و جزئيات در روابط و دنياي آدم‌ها. پُر بود از حاشيه‌ها. يکي ديگر از ويژگي‌هاي فيلمسازي نعمت‌الله در اين مجموعه. به عنوان مثال به ياد بياريد چگونه نعمت‌الله سکانس هفت دقيقه‌اي را، با تمام جزئيات، اختصاص مي‌دهد به اينکه امير طرح چهره‌ي شهاب (دوست شهيد شده‌اش) را بر روي پيراهنش دربياورد. ورود نعمت‌الله به فضاي خارج از روايت و سير کردن در دنيا و درون آدم‌هايش ستودني بود. و دهه‌ي شصتي که تا به حال جور ديگري براي‌مان تصوير شده بود. با همين دو فيلم و يک مجموعه اغراق نيست اگر بگوييم که نعمت‌الله جايگاه ويژه‌اي در سينماي ايران دارد. او حالا طرفداران جدي خودش را دارد. موفقيتي که کمتر فيلمسازي در ايران به آن رسيده. وضعيت سفيد‌بازها حالا ديگر عبارت شناخته شده‌اي است. از اتي و جهان، زوج اصلي بوتيک تا دوست‌هاي جهان در آن خانه مجردي و مهرداد، دوست مواد فروش او تا ايرج و شکوه بي‌پولي تا حتي احمد رنجه و تمام خانواده گل‌کار وضعيت سفيد که با تمام قهر و آشتي‌ها و اختلاف‌ها انگار بدون هم نمي‌توانند زندگي کنند و مدام به سمت هم کشيده ‌مي‌شوند، همه از زير نگاه دقيق و مهربانانه‌ي نعمت‌الله رد شده‌اند. آدم‌هايي که با همه نقطه ‌ضعف‌هاي‌شان دوست‌شان داريم. نعمت‌الله فيلمسازي است که از ابتدا دور از فضاهاي مُد شده‌ي سينماي ايران حرکت کرده. و حالا نوبت آرايش غليظ رسيده. سومين فيلم او که با وجود مخالفت‌هاي بعضي از منتقدين در جشنواره طرفداران نعمت‌الله را حسابي سر ذوق آورده.

وحيد جلالي
نظرات
سميه شنبه 5 مهر 1393 يادداشت بسيار خوبي بود. ممنون از شما
0 0
پاسخ

هلاله دوشنبه 7 مهر 1393 يادداشت فوق العاده اي بود. من ازمخاطبان پروپاقرص فيلم هاي حميدنعمت آله هستم.
1 0
پاسخ

سعيد سه شنبه 8 مهر 1393 کلا نوشته ي 7فاز ودفاع از ادم شريف باشرفي هم چون اقاي حميد نعمت الله توهلقم
0 0
پاسخ

رضا يكشنبه 13 مهر 1393 خدايي ارايش غليظ کار درجه 1 و نويي بود
حميد نعمت الله کارش واقعا درسته
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط

































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز