دیوید تامسون از فیلم‌های مهم تاریخ سینما می‌گوید/ بخش دوم: دهه هشتاد - آمادئوس

7فاز: هيچ مشكلي نيست كه نمايش منبع اصلي و كاملي براي دكور فيلم، لباس‌ها و تجهيزات دربار شد. اصلا همين باعث شد كه توهم خيلي خوشايندي از آن دوره تاريخي و بودن در وين آن زمان به تماشاگر انتقال داده شود. انگار مي‌توانستي بوي آن سال‌ها را حس كني و كسي كه اين كار را انجام داده بود ميلوش فورمن كارگردان آمادئوس بود.

7فاز: هميشه احتمال اين ريسک وجود داشت که فيلمي از روي نمايشنامه آمادئوس پيتر شفر ساخته شود که بيشتر شبيه يک آلبوم هديه باشد که از روي نمايشنامه به دست آمده (با مناظر شگفت‌انگيزي از پراگ به عنوان لوکيشن که بگذاريد بگوييم شبيه پاداشي براي مخاطب است) تا اينکه فيلمي باشد با شايستگي‌ها و راه و روش درست خودش. شما تقريبا احساس مي‌کنيد که انگار با يک کلاه‌گيس به عنوان يادگاري از سالن تئاتر بيرون رفته‌ايد، و نسخه‌اي از دست‌خط خود موتزارت را هم به همراه داريد. احساس غناي بيشتري مي‌کنيد، انگار به ثروتي دست يافته‌ايد، و آيا اين وضعيتي نيست که مقام هنر به آن تنزل پيدا مي‌کند؟
اين نمايشنامه سال 1979 در لندن روي صحنه رفت و سال 1980 هم در برادوي اجرا شد. و براي دنياي تئاتر درست مثل يک موج ناگهاني بود. درست همان‌طور که نمايش رزنکرانتز و گيلدسترن مرده‌اند (کاري از تام استوپارد - مترجم) به عنوان يک مسير انحرافي و راهي براي دستيابي به پشت صحنه هملت پيشنهاد داده مي‌شد.(در نمايش استوپارد دو نفر از شخصيت‌هاي فرعي نمايش هملت ويليام شکسپير نقش اصلي را برعهده دارند - مترجم). همچنين داستان مجذوب‌کننده ساليري در صحنه‌هايي کم و بيش از حضور ولفگانگ آمادئوس موتزارت براي کمي لودگي و مسخره‌بازي بهره برده است. و از نقطه نظر منحط هنر به عنوان تجارت که در دهه 70 و 80 زياد هم شده بود، داستان ساليري يک اثر کلاسيک مدرن جديد بود. چون ساليري مردي با جاه‌طلبي زياد بود که استعدادها و ويژگي‌هاي لازم براي رسيدن به جايگاهي را که مي‌خواست، نداشت. او حرفه‌اش را دنبال مي‌کرد و دائم در شهوت حرص و آز بود و به همين خاطر هم تحليل رفت. و با دورويي و تزوير دسيسه‌چيني مي‌کرد. او مثل تام بود. درست همان‌طوري در اغلب اوقات از دست جري بي‌گناه بيچاره در آن کارتون‌هاي فوق‌العاده عاجز و پريشان مي‌شد. او يادآور همه مردان عاليرتبه قديمي بود، از اويتز بگيريد تا آيزنر (مايکل اويتز کارگزار بااستعداد آمريکايي که مدتي رييس کمپاني ديزني هم بود و مايکل آيزنر تاجر آمريکايي که زماني رييس بخش اجرايي کمپاني ديزني بود - مترجم.)
هيچ مشکلي نيست که نمايش منبع اصلي و کاملي براي دکور فيلم، لباس‌ها و تجهيزات دربار شد. اصلا همين باعث شد که توهم خيلي خوشايندي از آن دوره تاريخي و بودن در وين آن زمان به تماشاگر انتقال داده شود. انگار مي‌توانستي بوي آن سال‌ها را حس کني و کسي که اين کار را انجام داده بود ميلوش فورمن کارگردان آمادئوس بود. مردي که کارگردان تئاتر فوق‌العاده‌اي هم بود و ميزانسن‌هاي شاهکاري مي‌چيد حتي اگر هميشه نمي‌توانست چيزي خيلي شخصي به مصالح اصلي کار اضافه کند. فورمن بعدها والمونت (Valmont) را ساخت (1989) که در اصل خيلي بهتر از فيلم روابط خطرناک (dangerous liaison) (فيلم استفن فريرز محصول 1988 - مترجم) قرن هجدهم را به تصوير کشيده بود. و گروه بازيگران فيلم هم دلچسب و شگفت‌انگيز بودند. نه به خاطر اينکه تام هالسي يا اف.موري آبراهام ناشناخته بودند (سال قبل‌ترش آبراهام در فيلم صورت زخمي نقش گنگستر کوبايي دوست‌داشتني اما سست و شل را بازي کرده بود) اما ساليري که آبراهام به تصوير کشيد شبيه مرد تشنه‌اي بود که به او وعده آب داده باشند. مي‌توانستيم آن کينه و زهري را که در وجودش پلاسيده شده بود ببينيم که دوباره انگار به آب رسيده باشد و جان گرفته و تازه شده باشد. در حالي که هالسي، درست شبيه يک کودک به نظر مي‌رسيد. به طوري که ساده بود همه سهل‌انگاري‌هايش را فقط به خاطر يک چيز ناديده بگيريد: موسيقي‌اش.
شما مي‌توانيد فيلم را براي افراد جوان‌تر به عنوان معرفي به جهان موسيقي، آشنايي با مراحل خلق يک اثر و حسادت و غبطه به نمايش بگذاريد. به طور کلي فيلم بيشتر از هر چيزي اين احساس را به شما مي‌دهد که اثري از سائول زائنتس (تهيه‌کننده فيلم - مترجم) است، به عبارتي مي‌توان گفت چگونگي سازماندهي يک تهيه‌کننده خيلي خوب را مي‌شود اينجا ديد. مردي که سليقه و اقتصاد را در حدي با هم ترکيب مي‌کند که مي‌تواند خود ساليري باشد. و همه اين‌ها با اين ماجرا دنبال مي‌شود که موتزارت يک نفر از بيرون است، يک بيگانه، شمايلي که فراتر از درک يا ادب جمعي است. مثل يک بچه شيطان است. آمادئوس جايزه اسکار بهترين فيلم، بهترين فيلمنامه و بهترين بازيگر را در کنار چندين جايزه ديگر براي عوامل فني و هنري به دست آورد. از جمله جايزه‌اي براي تاييد فيلمبرداري فوق‌العاده ميروسلاو اوندريچک و بهترين طراحي هنري براي پاتريشيا فن برندنستاين و کارل سرني.
بقيه بازيگران فيلم شامل اليزابت بريج، سيمون کالو، روي دوتريس، کريستين ابرسول و جفري جونز بودند.

صوفيا نصرالهي
نظرات
شهره دوشنبه 13 مرداد 1393 واااااااااااااااي آمادئوس چقدر خوبه اين فيلم خداااااااااااااااااااا
0 0
پاسخ

araz سه شنبه 21 مرداد 1393 اين نوشته هاي تامسون ضعيف ترين بخش سايته ، بي اغراق اگه بروبچه هاي خودتون در مورد اين فيلما بنويسن چيز بهتري از کار درمياد.
0 0
پاسخ

7فاز چهارشنبه 22 مرداد 1393 شوخي مي‌فرماييد؟!
0 0
پاسخ

araz چهارشنبه 22 مرداد 1393 نه واقعا
به هرحال کسي در مقام شامخ اقاي تامسون در تاريخ نقد شکي نداره ومثلا مطلبش در مورد (چيزي وحشي ) خيلي جالب بود اما حتما شما هم قبول دارين که ايشون معصوم نيست و اينکه فکر کنيد هر ترجمه اي که از آثارش به دستتون رسيد حتما چيز باارزشيه ، برخورد از موضع ضعف به حساب مياد.
موفق باشيد.
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط
































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز