دیوید تامسون از فیلم‌های مهم تاریخ سینما می‌گوید/ بخش دوم: دهه هشتاد - چیزی وحشی

7فاز: اين پيشنهادي است كه چطور در حالي كه در امنيت و آرامش كامل هستيد اشتياق و ميلي مخفي به قانون‌شكني و تمرد سر بر مي‌آورد. اينكه داخل تاريكي برويد يا در ميان ناشناخته‌ها قدم بزنيد يا اينكه با ملاني گريفيث در بهار جواني‌اش باشيد بدون يك كلمه توضيح يا حتي يك منطق ابتدايي كه قاعدتا مي‌گويد اول بايد او را بهتر بشناسيد.

7فاز: يکي از کارکردهاي سينما هميشه اين بوده که نمايشگر شمايل و تصويري از طبقه متوسط جامعه باشد. طبقه تودرتو و تيپ بي‌خطر و سلامتي که کنار هم اکثريت بزرگ جامعه بشري و ما را تشکيل مي‌دهند. و فيلم‌ها نشان مي‌دهند که چطور فردي از طبقه متوسط ريسک مي‌کند، خودش را وسط يک خطر بزرگ مي‌اندازد يا لذت و شادي عظيمي در زندگي‌اش پيدا مي‌کند. به اين ترتيب فيلم چيزي وحشي هم مي‌گويد: آيا جرات انجام چنين کاري را داري؟ آيا براي چيزي وحشي به اندازه کافي شجاع هستي؟ اين پيشنهادي است که چطور در حالي که در امنيت و آرامش کامل هستيد، اشتياق و ميلي مخفي به قانون‌شکني و تمرد سر بر مي‌آورد. اينکه داخل تاريکي برويد يا در ميان ناشناخته‌ها قدم بزنيد يا اينکه با ملاني گريفيث در بهار جواني‌اش باشيد بدون يک کلمه توضيح يا حتي يک منطق ابتدايي که قاعدتا مي‌گويد اول بايد او را بهتر بشناسيد. به عبارت ديگر، آيا حاضريد داخل يک استخر عميق بپريد بدون اينکه بدانيد عمق آن چقدر است حتي اگر شناکردن هم بلد باشيد و حتي اگر از نظر آماري اين احتمال وجود داشته باشد که نجات پيدا کنيد؟ اگر بخواهيم خلاصه‌اش کنيم اين فيلم براي ما فرصتي فراهم مي‌کند تا با خطر قمار کنيم.
در خيلي از موارد، قمار و کارهاي سخت مربوط به آن فراتر از چيزي که هستند مي‌روند و به شکل وحشت نمايان مي‌شوند. انگار فقط يک قدم با افتادن در مغاکي بي‌پايان و ژرف فاصله داريد. اما در چيزي وحشي همه چالش مربوط به انسان و انسانيت است و به طرز عميقي هم فيلم جالب و سرگرم‌کننده‌اي از کار درآمده است. جف دانيلز همان آدم پيچيده ماست. مردي خوب به نام چارلي که نجيب و محجوب اما ضعيف و ترسوست. يک آدم معمولي که مطابق قوانين زندگي مي‌کند و در عين حال روي اعمال خودش تسلط دارد. و بعد يک‌دفعه زندگي‌اش تبديل به رگبار حوادث مي‌شود. اين رگبار به شکل لولو نمود پيدا مي‌کند.(اسمش کنايي و رمزآميز است)  کمي شبيه به لوييس بروکس (بازيگر آمريکايي دوران سينماي صامت-مترجم) است و پيشنهادش به چارلي فقط سرگرمي نيست بلکه يک‌جور خلسه است که کاملا مطابق با روياهاي فروخفته چارلي است. به بيان ديگر، اين لولو پديده‌ و اتفاقي است که چارلي هميشه رويايش را مي‌ديده اما بيشتر زندگي‌اش هم از آن وحشت داشته است. و فيلم در دام بزرگ شيرينش غرق مي‌شود فقط به اين دليل که ملاني گريفيث خيلي دلنشين است و کاملا هدايتگر به سمت امتحان کردن چيزهاي جديد. چيزي که او پيشنهاد مي‌دهد خط بطلان کشيدن روي عقل و منطق عمومي است.
اما زيرکي واقعي و باطني اين فيلم و فيلمنامه‌اي که اي.مکس.فراي نوشته و جاناتان دمي کارگرداني‌اش کرده، اين است که وقتي اين زوج فراري به ايالات مرکزي کشور(نيوجرسي و پنسيلوانيا) مي‌رسند، ملاني سريع و بي سر و صدا از لولو تبديل به آدري مي‌شود، بدون کلاه‌گيس و چيزهاي مصنوعي، زني که خيلي واقعي‌تر و آسيب‌ديده‌تر و شکننده‌تر است و در زندگي‌اش يک تهديد خيلي نامطبوع و کريه دارد که به شکل ري ليوتا نمود پيدا مي‌کند. و اين زماني است که چارلي بايد ياد بگيرد شجاعت واقعي يعني چي.
درنتيجه بايد گفت بله اخلاق خوب و راحت و گرم آمريکايي (و دلگرمي و روحيه) در مرکز تمام اتفاقات فيلم است و چارلي و آدري با عشق‌هايي که در زندگي‌شان وجود دارد قصه را به پايان خواهند رساند، اگر اين چيزي است که شما مي‌خواهيد باورش کنيد. آنها کنار هم خوشحال خواهند بود و من متقاعد نمي‌شوم که حتي سرچشمه‌هاي ملاني بتواند از زندگي تا اين حد آرام و باثبات جلوگيري کند. زندگي که مثل سنگ، عادت و مرگ پيش از موعد سخت مي‌شود. اما دمي به طرز ساده‌اي آدم مهرباني است و کاملا آماده نبوده که به شعله‌هاي سوررئال فيلم چنگ بزند و ريسک سوختن را بپذيرد. فرض کنيد ملاني افراطي و سرکش، فاسد و فرشته مرگ باقي بماند. فکر کنيد که تعطيلات آخر هفته وحشيانه چارلي او را به زندگي از پيش تعيين شده و آرام اوليه‌اش بازگرداند. در اين صورت چيزي وحشي به يک وحشت واقعي نزديک خواهد شد. اين ايده که هر زندگي دنيوي و خاکي در آمريکا مي‌تواند به جنون کشيده شود.
همان‌طور که آنها مي‌گويند، همه چيز به سليقه و ذائقه برمي‌گردد. اما حتي اگر شما نياز داشته باشيد که پايان پاکيزه و منظم اينجا را فراموش کنيد، هيچ شکي در اين‌باره نيست که: چيزي وحشي درست شبيه به تزريق ماده مخدري بسيار قدرتمند است. شما کنترل‌تان را از دست مي‌دهيد، و در بهشت ضعف و عدم توانايي و اقتدار ساکن مي‌شويد. همه فيلم در همين رابطه است.

صوفيا نصرالهي
نظرات
حامد دوشنبه 6 مرداد 1393 به پيشنهاد يکي از دوستانم اين فيلم رو هفته پيش بعد از اين همه سال ديدم و فهميدم هيچ وقت براي ديدن يک فيلم خوب دير نيست و اين مطلب هم عالي بود مرسي از شما.
0 0
پاسخ

پارسا دوشنبه 6 مرداد 1393 به به..يکي از بهترين فيلماي تاريخ سينما.انگار که تارانتينو و کلي ديگه از فيلمسازاي جديد از دل اين فيلم متولد شدن.جف دنيلز نقش يه پسر که مرد مي‌شه و ملاني گريفيث نقش آزاد کننده اميال رو شاهکار بازي کردن.با يه خبيث درجه يک که ري ليوتا بازيگرشه.روحم تازه شد با خوندن اين نوشته درجه يک مستر تامسون.
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط














































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز