دیوید تامسون از فیلم‌های مهم تاریخ سینما می‌گوید/ بخش دوم: دهه هشتاد - جنایت و جنحه

7فاز: مي‌دانم كه او بامزه است، زماني يك استندآپ كمدين بوده و اغلب اوقات هم نويسنده ديالوگ‌هاي واقعا بامزه است اما شك دارم كه زندگي برايش سرگرم‌كننده و مفرح باشد همان‌طور كه مثلا پرستون استرجس يا هاوارد هاكس يا ژان رنوار به زندگي نگاه مي‌كردند.

7فاز: ايده اين نوشته روي اين قضيه پافشاري مي‌کند که جنايت و جنحه يکي از جدي‌ترين و داستان‌گوترين فيلم‌هاي وودي آلن است. در همين حال زماني را به ياد مي‌آورم که مي‌شد نشانه‌هاي فاجعه و مصيبت را روي چهره‌هاي دوستداران وودي آلن ديد چرا که او از فيلم کمدي مانند آني هال به درام صحنه‌هاي داخلي‌ (interiors) تغيير مسير داده بود. اگر بخواهم رک و بي‌پرده حرف بزنم بايد بگويم مطمئن نيستم که آلن تمام نيرو، گرما يا شوخ‌طبعي حقيقي را در فيلم‌هايش نشان داده باشد که تا اين حد جدي‌اش بگيريد. مي‌دانم که او بامزه است، زماني يک استندآپ کمدين بوده و اغلب اوقات هم نويسنده ديالوگ‌هاي واقعا بامزه است اما شک دارم که زندگي برايش سرگرم‌کننده و مفرح باشد همان‌طور که مثلا پرستون استرجس يا هاوارد هاکس يا ژان رنوار به زندگي نگاه مي‌کردند. گاهي اوقات به نظر مي‌رسد کمدي‌هايش بيشتر يک فرصت‌طلبي سطحي هستند تا اينکه يک رفتار عميق و جامع باشند که برمبناي طيف گسترده‌اي از تجربيات عمل کنند. اين تفکر مستلزم اين است که قبول کنيد چيزي که در فيلم‌هاي آلن بيشتر از همه اهميت دارد، خود اوست از اين نظر که آيين تشريفات و وقاري براي خودش دارد وگرنه به داستان يا هر چيز ديگري که خودش آنها را مکاشفاتش از تولستوي مي‌خواند، ربطي ندارد. ما عادت کرده‌ايم که بايد با ارجاعات مداوم آلن به برگمان کنار بياييم. و اينگمار هم واقعا يک کمدين نبوده است. با اين وجود قبل از اينکه بر سر جديت و اهميت آلن به توافق برسيم، دوست دارم شوخ‌طبعي را به همان جالبي که در فيلم‌هاي برگمان هست، ببينم.
در الگوي جنايت و جنحه چندين داستان وجود دارد: جودا روزنتال (با بازي مارتين لاندا) مرد متاهلي است که با دولورس پيلي (با بازي آنجليکا هيوستن) رابطه عاشقانه دارد اما دولوروس مشکل درست مي‌کند. او به دنبال چيزي پايدارتر است. مي‌خواهد جودا زنش، ميريام (کلر بلوم) را ترک کند. کليف استرن (وودي آلن) فيلم‌هاي مستند آرامي شبيه سينما حقيقت مي‌سازد. يکي از فيلم‌هايش درباره زندگي و ديگري درباره لستر (آلن آلدا) برادر زن موفق و غيرقابل تحملش است. جودا از برادرش جک (جري اورباخ) مي‌خواهد تا او را از شر دولورس خلاص کند. همه چيز در تئوري به نظر درست مي‌آيد اما در حقيقت هيچ‌کدام در عمل مناسب نيستند. و من تا حد مرگ درباره روش آلن شگفت‌زده‌ام: فيلمنامه را مي‌نويسد، بازي مي‌کند، و به بازيگرانش اجازه مي‌دهد که هر کدام فقط نقش خودشان را ببينند و خيلي کم آنها را هدايت مي‌کند. درست نقطه مقابل روشي که مثلا مايک لي دارد که در مراحل طولاني تمرين يا حتي بداهه‌پردازي‌ها نقش بازيگران را برايشان شبيه‌سازي مي‌کند و درباره‌شان توضيح مي‌دهد. تفاوت عظيمي در ماهيت‌ درون‌شان وجود دارد. شيوه وودي آلن شتابزده اما ظاهري و سطحي است. او هميشه دارد کار مي‌کند اگرچه گاهي کارهايش تنبلانه يا خيلي شخصي و خصوصي است. بدون همکاري يا انتقاد. فکر نمي‌کنم که خودش هم هيچ‌وقت دنيايش را کشف کرده باشد. و درنتيجه براي مثال جنايت مرکزي در فيلم جنايت و جنحه هيچ‌وقت چيزي بيشتر از يک ژست و ادا نمي‌شود.
برداشت آلن در فيلم‌هايش خيلي پالوده و تصفيه شده است. و در اين فيلم او سون نيکويست را به عنوان مدير فيلمبرداري و سانتو لوکاستو را به عنوان طراح هنري کنار خودش دارد. اما آيا فيلم از لحاظ بصري به نظر خوب يا جالب توجه مي‌رسد؟ نه. من فکر مي‌کنم که اين فيلم به طور کلي شبيه به يک درام تلويزيوني است بدون اينکه کاراکتر يا بافت چندان فوق‌العاده‌اي داشته باشد. و دوباره آن وسواس ظاهري در فيلمسازي با سهل‌انگاري واقعي همراه شده است.
مردم مي‌گويند بازيگران آرزو دارند که در فيلم‌هاي وودي آلن بازي کنند و من هم تصور مي‌کنم همين‌طور باشد. اما آيا آنها واقعا از بازي در فيلم‌هاي او نفعي مي‌برند يا فقط ديالوگ‌ها را از حفظ مي‌گويند؟ لااقل در اين فيلم به نظرم مي‌رسد که تقريبا همه شخصيت‌ها تا حدي از نفرت پنهان در وجود آلن از مردم رنج مي‌برند. تضادش در اين مورد با استرجس مي‌تواند روشن‌کننده خيلي چيزها باشد. استرجس عاشق بازيگران بود. عشق تنها کلمه‌اي است که در مورد رابطه او با بازيگران مي‌شود به کار برد. چه جوئل مک‌کري زشت باشد يا بازيگر کاراکترهاي رويايي مانند اوژن پالت. شما مي‌توانيد حس کنيد که استرجس به اين آدم‌ها مي‌خندد. و به همين دليل هم فيلم‌هايش چيزي فراتر از کمدي است. اما در مورد آلن اين حس را داريد که او يک شخصيت غرق‌شده است که از دور نظاره‌گر است، سرد و ناراضي و براي همين مرا به ندرت مي‌خنداند.

صوفيا نصرالهي
نظرات
محمد پاشايي دوشنبه 23 تير 1393 خانوم نصراللهي حرف نداره ترجمه هات مرررسي...
1 0
پاسخ

آراز سه شنبه 24 تير 1393 ،خب اين فيلم چرا مهمه پس.
توجه کنيد که طبيعتا بين مهم و خوب فرق مي ذارم ولي حتي يک مورد هم در مورد اهميت فيلم ننوشته ...
0 0
پاسخ

7فاز چهارشنبه 25 تير 1393 دوست عزيز، جنايت و جنحه از مهمترين فيلم‌هاي دهه هشتاد سينماي آمريکا و يکي از بهترين فيلم‌هاي وودي آلن است. لزوما نگاه انتقادي با ستايش و تحسين همراه نيست و مي‌تواند کارکردي مشابه اين نوشته ديويد تامسون داشته باشد. نگاه خاص تامسون به آلن واجد ايده‌هايي است که حيفمان آمد با مخاطب فارسي زبان در ميان گذاشته نشود.
1 0
پاسخ

آراز چهارشنبه 25 تير 1393 بله من اين فيلم رو ديدم و دوست دارم و مي دونم که مهمه
ولي اين نوشته توضيح نمي ده اين فيلم چرا مهمه و به نظرم اين فيلم از نظر تامسون احتمالا خيلي هم مهم نبوده حداقل از نوشته که اينجور بر مياد
و مرسي که جوابگو هستيد
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز