یادداشت پویان عسگری درباره «قانون مورفی» رامبد جوان و «درساژ» پویا بادكوبه

وراي امكانات و محدوديت‌هاي «قانون مورفي» بازي امير جديدي در اين فيلم را بايد جدي گرفت؛ بهترين بازي كارنامه او و تاثيرگذارترين اجراي كمدي در سينماي ايران طي سال‌هاي اخير.

7فاز:
درياره «قانون مورفي»:
وراي امكانات و محدوديت‌هاي «قانون مورفي» بازي امير جديدي در اين فيلم را بايد جدي گرفت؛ بهترين بازي كارنامه او و تاثيرگذارترين اجراي كمدي در سينماي ايران طي سال‌هاي اخير. يك پليس بدبيار و مشنگ كه برخلاف رويكرد كاريكاتوري سينماي كمدي ايران در اين سال‌ها داراي احساس و شخصيت است و با ظرافت‌ها و لحظات كميك غافلگيركننده تماشاگر را پيگير و علاقه‌مند به خود مي‌كند (تماشاگران زن از تماشاي جديدي در اين فيلم كيفور خواهند شد!). با همراهي بامزه و اغراق‌شده امير جعفري در نقش يك رفيق خل‌وضع و تندمزاج كه حضورش باعث به فنا رفتن پليس بدشانس شده و زوج دوست‌داشتني و «شاسگول» را تشكيل مي‌دهد. فيلمنامه «قانون مورفي» اما همپاي بلندپروازي رامبد جوان در اجراي صحنه‌ها و حضور خنده‌دار اكثر بازيگران پيش نمي‌آيد و به منطق «بي‌منطقي» فيلم‌هاي «استونر/چِت» (همچون «لباوسكي بزرگ» برادران كوئن و «اين آخرشه» سث روگن و اوان گلدبرگ) و الگوي دراماتيك متناسب با گونه «كمدي پليسي/كمدي كارآگاهي» دست نمي‌يابد و شلخته و «بي‌هدف/بي‌معني» داستان و شخصيت‌ها را در پايان به حال خود رها مي‌كند. همان‌طور كه ساده‌گيري در انتقال صحنه‌ها و ساده‌انگاري در خلق بزنگاه‌هاي دراماتيك به فيلم لطمه زده. با اين حال «قانون مورفي» با وجود آن‌كه زيادي آمريكايي است و ظاهر/پلاستيك فيلم‌هاي آمريكايي را به عاريت گرفته اما بواسطه سعي در برقراري پيوند با «فرهنگ عامه» معاصر ايراني و بهره‌مندي از شوخي‌هاي تازه بدل به يك كمدي روزآمد و نو براي تماشاگر باسليقه‌تر سينماي ايران مي‌شود. فيلمي كه در جزئيات كمدي و شوخي‌سازي قابل‌اعتنا بنظر مي‌رسد اما در كليت بخاطر ذوق‌زدگي فيلمساز در استفاده افراطي از صحنه‌هاي «اكشن» و سهل‌انگاري او در ايجاد منطق زيبايي‌شناسي «كمدي/داستان» در نسبت با جهان بيرون (توضيح/توجيه شخصيت مورفي) واجد كيفيتي متوسط مي‌شود. بعبارت بهتر «فانتزي» و «ابزورديسم» نه مقاصد بيانگري كه مصالح داستاني/فرمال براي رسيدن به يك كليت استتيك هستند و هر فيلمي بايد بتواند ديوانه‌وارترين صحنه‌ها و عجيب‌ترين ايده‌ها را براي تماشاگر جا بياندازد و توجيه كند تا از تماشاگر انتظار باورِ غرابت و عجايب مدنظرش را داشته باشد. هر دو فيلم متاخر رامبد جوان «نگار» و «قانون مورفي» دچار اين مشكل/نقص ساختاري هستند. فيلم‌هايي «غريب‌نما» و پر زرق و برق كه به سبب ظاهر جديد و متفاوت‌‌شان در نسبت با سينماي ايران، منتقد و مخاطب را وسوسه به دوست داشتن خود مي‌كنند اما چون فاقد منطق و معنا و چشم‌انداز دراماتيك هستند در جايي دور از پسند تماشاگر جدي قرار مي‌گيرند.

درباره «درساژ»: سينماي ايران براي گذر از قهقرايي كه دچارش شده نيازمندِ «بينش» جدي در امر فيلمسازي و توجه به جوانان مستعد است. به فيلم‌هايي از جنس «دِرِساژ» پويا بادكوبه كه برمبناي فهم «استتيك» و شناخت سينما ساخته شده‌اند ؛ فيلم‌هايي ارزان با زيبايي‌شناسي متفاوت و ديدگاه سياسي/اجتماعي متمايز نسبت به جامعه ايراني و سينماي جريان اصلي ايران. فيلم‌هايي كه به شكل واقعي مي‌توان نام «مستقل» بر آن‌ها نهاد و به سبب جدي گرفتن مقوله فيلمسازي به بحث انتقادي همه‌جانبه درباره كيفيت زيبايي‌شناسانه‌شان پرداخت. «درساژ» كه در مسير فيلم‌هاي مجيد برزگر و «پريدن از ارتفاع كم» حامد رجبي حركت مي‌كند (تلفيقي از خشونت دروني منتج از جهان آثار هانكه با زيبايي‌شناسي برآمده از فيلم‌هاي برادران داردن) و البته كارگرداني منضبط‌تر و دقيق‌تري در نمايش «فوكوس» دختر و «فلو»ي پس‌زمينه دارد، همان تقابل خشن ميان شخصيت انسان و پس‌زمينه ناانسان را برجسته كرده و از خلال پافشاري شخصيت اصلي بر ايده شخصي‌ و مخالفت پيرامونش با او، به تصويري روزآمد از خواست و مواجهه فردگرايانه با خانواده و اجتماع مي‌رسد. به سياق فيلم‌هاي برزگر در «درساژ» هم هنوز ترسيم پس‌زمينه در متن (فيلمنامه) توام با كليشه‌ها و قراردادهاي تيپ‌سازي در سينماي ايران است. از دوستان سربه‌هوا و بي‌معرفت دختر تا خانواده عبوس و بي‌احساس‌اش همگي يادآور تيپ‌هاي آشناي بد و خبيث و منفعل در سينماي معاصر ايران هستند. اما نكته ويژه فيلم در تصويري است كه از شخصيت اصلي خود در ذهن تماشاگر جدي مي‌سازد؛ يك تين‌ايجر امروزي كه بنا به منطق و دلايل شخصي از پذيرش اجبار و تسليم شدن در برابر غرش اطراف‌اش شانه خالي مي‌كند و ترجيحش را بر نه گفتن به تقاضاي سايرين استوار مي‌سازد. دختري با ظاهر معصوم و چهره‌اي بيادماندني كه همدمي جز اسب ندارد و برخلاف اندام كوچك‌اش، واجد اراده‌اي سخت و استوار در كوتاه نيامدن از ايده شخصي‌ و مقاومت در برابر اجتماع بي‌رحم است. او به شيوه فردي و از طريق تجربه‌اي دردناك به فهم رحم انساني نائل مي‌آيد و ايستادگي‌اش در مقابله با هرج و مرج پيرامون و ترك حلقه دوستان به تنبيهي تبديل مي‌شود كه دختر براي اصلاح شخصيت خودش در نظر گرفته است. يك شخصيت ويژه كه بهتر و بيشتر از تمام شخصيت‌هاي فيلم‌هاي برزگر و آثار مشابه، ذهن و سليقه تماشاگر جدي را درگير مي‌كند و بواسطه خصائل اخلاقي منحصربفرد و سرشت توامان سرسخت/ملاطف به كاراكتري خاص در سينماي معاصر ايران بدل مي‌شود.

پويان عسگري
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز