سیاست و اجتماع در دهه هشتاد میلادی

The Movie Rat: دهه 80 از نظر اجتماعي و سياسي براي خودش آشفته بازاري بود. هميشه يك چيزي بود. نيويورك تبديل به سياهچاله‌اي از جنايت شده بود. چيزي كه در فيلم Ghostbusters به خوبي بازتاب پيدا كرد. آغاز دهه با بحران گروگان‌گيري مواجه بود.

The Movie Rat: زماني‌که از منظر اجتماعي-سياسي به دهه 90 نگاهي مي‌اندازيم متوجه همخواني‌هاي آن با فيلم‌هايي که در آن دهه توليد شده مي‌شويم. کلينتون رييس‌جمهور آمريکا بود و بازار سهام هم ارزشش دو برابر شده بود که اتفاقي بسيار در خشان بود. اما نسلي در آن زمان حضور داشتند که اين امر به هيچ‌وجه برايشان مهم نبود. به‌ندرت فيلمي توليد مي‌شد که حال و هواي آن زمان را در خودش داشته باشد چرا که گويي اين کار امري بورژوازي تلقي مي‌شد و هيچ کس برايش مهم نبود که آنها اينهمه پول به جيب مي‌زنند. هيچ راه فراري وجود نداشت مگر همان فيلم خنده‌دار روابط پنهاني لِوينسکي {منشي دفتر رياست‌جمهوري کلينتون که بعدهها به او اتهام سو‌استفاده به کلينتون زد} که بعد از مدتي هم دچار رکود شد و گه‌گاه اينجا و آنجا از آن صحبتي مي‌شد.

دهه 80 کاملا فاقد اتفاقاتي بود که مثلا در دهه 60 مي‌افتاد. مثل جنگ ويتنام که تمام توجهات جهانيان را به خودش معطوف کرده بود. اتفاقات حياتي زيادي در تاريخ آمريکا رخ داده است. فيلم‌ها محصولات اجتماعي جوامع‌اند و نويسندگان آنها را مي‌نويسند تا به بخش عظيمي که در دهه 60 به دنيا مي‌آيند نشان دهند که چه اتفاقاتي افتاده و وجدان اجتماعي بيشتري را به دهه 70اي ها منتقل کنند.
بچه‌ي دهه 60 بودن آن را با حقيقت تغيير و تحولات خانواده عجين مي‌کند. اتفاقي که در سينما هم نمود پيدا کرد و همين نياز منجر به توليد فيلم‌هاي ايده‌آليستي خوش‌بينانه‌ي بسياري شد.
دهه 80 از نظر اجتماعي و سياسي براي خودش آشفته بازاري بود. هميشه يک چيزي بود. نيويورک تبديل به سياهچاله‌اي از جنايت شده بود. چيزي که در فيلم Ghostbusters به خوبي بازتاب پيدا کرد. آغاز دهه با بحران گروگان‌گيري مواجه بود {مترجم: منظور نويسنده بحران گروگان‌گيري کارکنان سفارت امريکا در ايران در اوايل انقلاب سال 1357 ايران است} و پايانش با آغاز فروپاشي کمونيست همراه بود.اما همانطور که بحران‌ها و اتفاقات منفي زيادي وجود داشت، يک حس ملي همراه با دلواپسي هم در ميان ملت وجود داشت که به آنها مي‌گفت که مي‌توانند چيزها را تغيير دهند. در ميان همه اين افراطي‌گري‌هاي نسل من {مترجم: me generation لفظي است که در اوايل دهه 60 ميلادي و بعد از کاهش تولد در آمريکا باب شد. اين کلمه توسط تام وُلف نويسنده آمريکايي استفاده شد و بعدها توسط کريستوفر لَش براي توصيف نارسيسيم جوانان آمريکايي استفاده شد} جنبش‌هايي مثل Hands Across America {مترجم:  در تاريخ 25 مه 1986 در سرتاسر آمريکا 6.5 ميليون نفر دست‌هاي همديگر را گرفتند و زنجيره‌ي انساني اي را براي حمايت از بي‌خانمان‌ها و مبارزه با گرسنگي تشکيل دادند. بعضي از نفرات ده دلار کمک مي‌کردند تا جايشان را در صف حفظ کنند} و Farm Aid { در 22 سپتامبر 1985 در شهر شامپِين ايالت ايلينوي آمريکا کنسرت خيريه‌اي برگزار شد که عوايد آن صرف کمک به خانواده‌هاي مزرعه‌دار آمريکايي شد.کنسرت توسط ويلي نيلسون، جان ملِن‌کَمپ و نيل يانگ سازماندهي شد و باب ديلن هم حمايتش را از آن عنوان کرد} و Artists for Africa { ترانه‌اي است که در آن 44 هنرمند آمريکايي به رهبري مايکل جکسون تک‌آهنگي را با نام "We Are the World" در سال 1985 اجرا کردند. اين گروه فوق‌العاده با الهام از گروه Band Aid به رهبري باب گِلداف دور هم جمع شدند.} در دنياي موسيقي وجود داشت که موسيقيدان‌ها اعلام کردند که مي‌توانيم دنيا را تغيير دهيم و در دنياي سينما هم فيلم‌هاي مثل Amazing Grace و Chuck اين حس ملي را بازتاب دادند.
دهه 80 بدون شک دوران سرکشي بود. اما بادي از تغييرات در هوا جريان داشت. کوته‌بيني ريگان هم‌رديف با روساي استوديوها بود. ريگان قصد اين را داشت که به ماليات‌دهندگانش وقفه‌اي آني بدهد که همين امر باعث آسيب رساندن به آنها در طولاني مدت شد و از آن طرف همزمان تهيه‌کنندگان دنبال سودي آني بودند که باعث شد رفته‌رفته کيفيت توليدات محصولاتشان کاسته شود. اما خوشبختانه کيفيت فيلم‌ها با پايان يافتن دهه رو به افزايش گذاشت. شرايط سياسي در جهت بهتر شدن اوضاع پيش رفتند و حتي فيلم‌هاي بزرگ و خوبي هم ساخته شدند. فيلم‌هاي بزرگ هيچگاه وقتي که مردم در آسايش و رفاه کامل‌اند توليد نمي‌شوند. مجموعه فيلم‌هاي بزن-دررويي در اين دهه بسيار رشد کردند چرا که اين دهه دوره‌اي بود که مردمانش به هيچ‌وجه از اتفاقاتي که در جهان در حال افتادن بود آگاهي نداشتند. اما باز هم بايد بگويم که همان زمان هم امکان تغيير را مي‌ديدم و مي‌دانستم که مي‌تواند اتفاقي خوب بيفتد. آن هم در جهاني که هر هفته از خِلال پرده‌ي بزرگ نقره‌ايش مست مي‌شدم.

اميد غيايي
نظرات
پرهام سه شنبه 17 تير 1393 اين تيکه ش عاليه: كوته‌بيني ريگان هم‌رديف با روساي استوديوها بود. ريگان قصد اين را داشت كه به ماليات‌دهندگانش وقفه‌اي آني بدهد كه همين امر باعث آسيب رساندن به آنها در طولاني مدت شد و از آن طرف همزمان تهيه‌كنندگان دنبال سودي آني بودند كه باعث شد رفته‌رفته كيفيت توليدات محصولاتشان كاسته شود. اما خوشبختانه كيفيت فيلم‌ها با پايان يافتن دهه رو به افزايش گذاشت.
1 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط

























استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز