یادداشت پویان عسگری درباره «رومن جی. اسرائیل» دن گیلروی

در دومين اثر سينمايي دن گيلروي «رومن جي. اسرائيل» نسبت به فيلم اولش «نايت‌كراولر» همه عناصر پيرامون شخصيت اصلي و انگيزه‌هايش وارونه شده است. باز هم با شخصيتي درونگرا و فرديتي مضاعف مواجه هستيم كه اجازه ورود كسي به خلوتش را نمي‌دهد و آنقدر در اين كار اصرار مي‌ورزد كه بدل به شخصيتي فريكي مي‌شود.

7فاز:
در دومين اثر سينمايي دن گيلروي «رومن جي. اسرائيل» نسبت به فيلم اولش «نايت‌كراولر» همه عناصر پيرامون شخصيت اصلي و انگيزه‌هايش وارونه شده است. باز هم با شخصيتي درونگرا و فرديتي مضاعف مواجه هستيم كه اجازه ورود كسي به خلوتش را نمي‌دهد و آنقدر در اين كار اصرار مي‌ورزد كه بدل به شخصيتي فريكي مي‌شود. اما اگر در «نايت‌كراولر» شخصيت مرموز داستان در حال نقشه كشيدن براي بقيه و پيشبرد منافع شخصي خويش است در «رومن جي. اسرائيل» با فردي گيج و گنگ كه تنها يك هدف اجتماعي/انساني دارد مواجه هستيم. دنزل واشنگتن در فيلم برخلاف جيك جيلنهال در «نايت‌كراولر» نه تنها خبيث و خطرناك نيست كه اتفاقا به دنبال اصلاح و تغيير شرايط زيستي رنگين‌پوستان است. اما در مسير داستان، شيطانِ درون وكيل بر عزت‌نفس لگدمال شده‌اش چيره مي‌شود و محرك تراژيك داستان را به وجود مي‌آورد. در اين ميان شخصيت ريز احمد در «نايت‌كراولر» كه صرفا وسيله‌اي براي به هدف رسيدن جيلنهال بود و در پايان فيلم كشته مي‌شد جاي خود را به كالين فارل در «رومن جي. اسرائيل» داده كه رييس واشنگتن در شركت حقوقي است و با وجه مثبت شخصيتش، در پايان فيلم پروژه ناقص واشنگتن را به سرانجام مي‌رساند. از طرف ديگر مواجهه با فاصله و مشكوك دن گيلروي نسبت به زنان در فيلم تازه هم تكرار شده. نه او و نه دو شخصيت اصلي فيلم‌هايش به زنان اعتمادي ندارند و اگر در «نايت‌كراولر» خباثت ذاتي جيلنهال و منفعت‌جويي‌اش، سبب كامجويي و بهره‌اش از رنه روسو مي‌شود در «رومن جي. اسرائيل» شخصيت مرد در زمهرير عاطفي‌اي كه دچارش است، ناتوان در برقراري هر گونه رابطه عاطفي و برخلاف تمناي دروني‌اش، امكان نزديكي و پيوند عاطفي با زن را از دست مي‌دهد. در درامي كه لحظه به لحظه سوبژكتيو مي‌شود و تماشاگر را وارد ذهن برزخي شخصيت اصلي مي‌كند. گيلروي در «رومن جي. اسرائيل» با اعتماد بنفس به دست آمده از موفقيت «نايت‌كراولر»، درام بطئي و سنگدلانه‌اش در فيلم قبلي را اين‌بار راديكال‌تر و چموش‌تر پيش مي‌برد و بي‌نياز از همدلي و ترحم تماشاگران، و از خلال ابهام موجود در جهان فيلم، يك شخصيت تازه و غريب خلق مي‌كند. گيلروي فيلمساز ويژه و منحصربفردي در سينماي معاصر آمريكا است. او در هر دو فيلمي كه ساخته، شكل متفاوتي از داستانگويي و فيلمسازي را پيگيري مي‌كند و درام‌هاي لاغر و فردگرايانه‌اش را با انزجاري عميق از جامعه‌اي كه در آن در حال زندگي است، به تقابل فرد دانا با جمع ابله بدل مي‌سازد. گيلروي اين ايده تماتيك را در ميزانسن‌هايي كه به شيوه‌اي غيرمستقيم دلهره‌آور هستند بدل به زنجيره‌اي افسرده‌حال از استرس‌ها و خلاهاي انساني در روزگار فعلي مي‌كند. حال و هواي متمايز و يونيك دو فيلم او يادآور مود فيلم‌هاي دهه هفتادي سينماي آمريكا است و گيلروي علاوه بر برقراري نسبت تماتيك با سينماي دهه هفتاد، در روايت و لحن و اتمسفر حاكم بر جهان فيلم‌ها هم گيجي و ناامني و ترس فيلم‌هاي آن دوره را در زمان حال بازسازي مي‌كند و به نسخه‌هاي امروزي «كلوت» الن جي. پاكولا و «مكالمه» فرانسيس فورد كاپولا دست مي‌يابد. در فيلم اول «نايت‌كراولر» همه اين آلام انساني بدل به انگيزه‌اي براي خروش و پيروزي و تفوق بر پيرامون مي‌شوند و در فيلم دوم «رومن جي. اسرائيل» اين مصائب بالاخره شخصيت اصلي را از پا در مي‌آورند. و گيلروي به شيوه‌اي جالب، با وجود اشتراكات فرمال و مصالح محتوايي دو فيلم، دو مسير متفاوت را طي مي‌كند و دو پرتره فراموش‌نشدني و متضاد از برنده (فيلم اول) و بازنده (فيلم دوم) در سينماي معاصر آمريكا ترسيم مي‌كند.

پويان عسگري
نظرات
ashkan پنجشنبه 10 اسفند 1396 اقا پويان خيلي تخصصي ديگه داري مي نويسي
يه جوري بنويس ما معمولياي علاقمند هم بفهميم
دمت گرم
1 0
پاسخ

ben دوشنبه 20 فروردين 1397 آقا پويان به روال هر سال بهترين فيلمهاي 2017 رو کار ميکنين؟
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط



















































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز