یادداشت پویان عسگری درباره «به وقت شام» ابراهیم حاتمی‌كیا

«به وقت شام» برخلاف فيلم‌هاي مهم حاتمي‌كيا در سه دهه اخير («از كرخه تا راين»، «آژانس شيشه‌اي»، «موج مرده» و «چ») كه نمايشگر تناقضات ايدئولوژيك و رفتار مسئله‌ساز افراد در سيستم بوده‌اند، يكدست و تماميت‌خواه فقط يك هدف و آرمانِ سياسي را پيگيري مي‌كند و با نگاه رسمي حكومتي همسان مي‌شود؛ آزاردهنده، خسته‌كننده و دروغگو. يك كالاي حكومتي. يك پروپاگاندا.

7فاز:
فيلم بزرگ را نه ابعاد و تكنيك و بودجه كلان كه ايده‌هاي خلاقه برآمده از افواه پيچيده مي‌سازد. ابراهيم حاتمي‌كيا در «به وقت شام» اما با تقليد از فيلمسازي به شيوه هاليوودي و ارائه نسخه‌اي جهان سومي و بنجل از آن، در همسويي افراطي با ديدگاه رسمي و خط‌كشي شده حكومتي، در فيلمي كه همچون توريست پا به جهان آن گذاشته و شناختش از موضوع با فاصله و دور است، يكي از بدترين آثار كارنامه‌اش را مي‌سازد. يك فيلم غول‌آسا در ظاهر و مقياس فيلمسازي در سينماي ايران اما از درون تهي و حق‌بجانب و منت‌گذار. فيلمي وصله‌پينه‌اي تحت ليسانس زيبايي‌شناسي سريال «بازي تاج و تخت» درباره داعشي‌ها كه با طفره از ارائه تاريخچه آدم‌ها و ساختن شخصيت، صحنه‌هاي اكشن كاريكاتوري بين آدم‌هاي اقوام مختلف را برجسته مي‌كند. جلوه‌هاي ويژه و فيلمبرداري و كار صدا و تدوين فيلم قابل تحسين هستند اما همه اينها باعث عيان شدن جهان‌بيني ساده‌انگارانه فيلم درباره قطب خير و شر شده‌اند. نمايش گذشته يك زن داعشي در قالب خواننده يك گروه هوي متال و موقعيت لوس و بي‌احساس پدر و پسر فيلم با بازي‌هاي متوسط هر دو بازيگر، سبب عدم شكل‌گيري يك ديدگاه جدي سياسي و مود عاطفي در جهان دمدمه فيلم مي‌شوند و كليشه‌هاي حاتمي‌كيايي در نمايش كلنجار بين پدر و فرزند هم ديگر كار نمي‌كنند. فيلمنامه بدترين بخش «به وقت شام» است. داستان سه بار شروع مي‌شود و به پايان مي‌رسد. انگار در حال تماشاي سه قسمت از يك سريال (همان «بازي تاج و تخت» داعشي) هستيم و روايت در يك لوپ ناخواسته مرتب تكرار مي‌شود و سه فرجام متفاوت با آدم‌هاي تكراري به تماشاگر نشان مي‌دهد. اما حاتمي‌كيا بدون آنكه به فانتزي موجود در ناخودآگاه فيلم توجه داشته باشد، با رويكردي اشباع شده به لحاظ تكنيك و ايدئولوژي، فيلمي عبوس و تكراري مي‌سازد. يك جنس (كالاي) چيني كه در جعبه‌ اسلام انقلابي (هواپيما) قرار داده شده و با روباني قرمز؛ نشان سرخ دليري‌ (شهادت) كادو پيچ شده است. اما بعد از تماشاي فيلم نه ياد آدم‌ها و عمل قهرمانانه‌شان كه بناي چهل‌تيكه و ناهمگون و شعاري/رسمي فيلم در خاطر تماشاگر مي‌ماند. «به وقت شام» برخلاف فيلم‌هاي مهم حاتمي‌كيا در سه دهه اخير («از كرخه تا راين»، «آژانس شيشه‌اي»، «موج مرده» و «چ») كه نمايشگر تناقضات ايدئولوژيك و رفتار مسئله‌ساز افراد در سيستم بوده‌اند، يكدست و تماميت‌خواه فقط يك هدف و آرمانِ سياسي را پيگيري مي‌كند و با نگاه رسمي حكومتي همسان مي‌شود؛ آزاردهنده، خسته‌كننده و دروغگو. يك كالاي حكومتي. يك پروپاگاندا.

پويان عسگري
نظرات
ج پنجشنبه 19 بهمن 1396 دمت گرم آقا
7 5
پاسخ

علي پنجشنبه 19 بهمن 1396 عالي بود
7 5
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط

































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز