یادداشت پویان عسگری درباره «رگبار» بهرام بیضائی

تماشاي «رگبار» چهل و پنج سال بعد از اولين نمايش عمومي بمثابه ورود به بهشت فيلمسازي مي‌ماند. به منزله ورود به ذهن زيبا، سالم و ذاتا پيچيده بهرام بيضائي كه داستان‌هايش را چند لايه و آكنده از استعاره، روايت كرده و در سازه‌اي عظيم و سترگ آنها را بنا مي‌سازد. 

7فاز:
تماشاي «رگبار» چهل و پنج سال بعد از اولين نمايش عمومي بمثابه ورود به بهشت فيلمسازي مي‌ماند. به منزله ورود به ذهن زيبا، سالم و ذاتا پيچيده بهرام بيضائي كه داستان‌هايش را چند لايه و آكنده از استعاره، روايت كرده و در سازه‌اي عظيم و سترگ آنها را بنا مي‌سازد. اولين فيلم بيضائي نشان‌دهنده مولفه‌هاي تماتيكي است كه در فيلم‌هاي بعدي او تكرار مي‌شوند؛ از ورود يك بيگانه (غريبه) به يك جمعيت تازه كه بخاطر تفاوت‌ در تربيت و شعور انساني، ميزانسن تقابل شكل مي‌گيرد تا بدبيني بيضائي به مفهوم ساده‌انگارانه «مردم» كه هميشه جلوه‌اي عوامانه در فرهنگ فارسي داشته است. براي او «مردم» نه يك توده بي‌شكل براي كلي‌گويي و جلب ترحم بلكه بازتاب‌دهنده روحيات عمومي در دل فرهنگ زيستي/اجتماعي هستند. بيضائي به هر گرايش برآمده از اين فرهنگ عمومي، يك رنگ و نقش متفاوت در داستان مي‌دهد. او در «رگبار» به شكل دل‌انگيزي همدل و همراه با كودكان است و آنها را بعد از شيطنت‌هاي اوليه‌اي كه در داستان به خرج مي‌دهند به آقاي حكمتي نزديك مي‌كند و بدل به حاميان سرسخت و مهربان معلم نازك‌دل‌شان مي‌سازد. اما برعكس كودكان، بيضائي نسبت به آدم‌بزرگ‌ها كه به شكل نماديني شغل فرهنگي و داعيه آموزگاري و تربيت دارند بدبين است و حماقت جمعي را در روحيه «خاله‌زنك» و حقير و متمايل به قدرت‌ آنها بازتاب مي‌دهد. سكانس درخشان اجراي نمايشنامه در تالار بازسازي‌شده مدرسه، اوج تقابل حمايت كودكان و مخالفت بزرگسالان با آقاي حكمتي را رقم مي‌زند كه البته فرجامي نيك و خوشايند به سود آقاي حكمتي دارد و جماعت را وادار به احترام در برابر مرد شريف مي‌كند. از طرف ديگر دستان عصمت صفوي، مادر «عاطفه» دختر داستان فراموش‌نشدني است. زني كه فقط مي‌بافد و مي‌بافد و مي‌بافد. اين احتمالا بهترين جلوه از ازخودگذشتگي و ايثار مادرانه در فرهنگ فارسي كه در ذاتش سويه‌اي ترسناك و ضدانساني و سنگدلانه هم دارد، مي‌باشد. زني كه تمام بدنش از كار افتاده و مرده و شبيه به شبح شده اما دستانش هنوز مي‌بافد. و قلب اين داستان سراسر رنج و اميدواري، اين بهترين فيلم عاشقانه در تاريخ سينماي ايران، بعد از سال‌ها همچون يك اركستر باشكوه كار مي‌كند و احساسات تماشاگر را مي‌نوازد.
آقاي حكمتي با بازي درخشان پرويز فني‌زاده در «رگبار»، پيامدِ خشونت برآمده از جهالتِ جماعت پيرامونش و بعد از تلقين و حرف‌هاي بقيه، كم‌كم باور مي‌كند كه «عاطفه» زيبارو براي او همچون وزيدن نسيمي از عاطفه است. مِهر دختر در دل آقاي حكمتي، آرام جوانه مي‌زند تا سكانس درخشاني كه زير بارش تند رگبار، او خود را ناغافل در جايي كه دختر كار مي‌كند (خياط‌خانه) باز مي‌يابد و همراهي آن دو زير باران، در پناه رگبار و موسيقي گوش‌نواز شيدا قراچه‌داغي، آقاي حكمتي را مجاب مي‌كند كه عاشق عاطفه شده و به او دلبسته است. وقتي در ايوان خانه عاطفه با ديالوگ «تو كه چيزي كم نداري» دختر مواجه مي‌شود، پاسخ مي‌دهد: «من تو رو كم دارم عاطفه». اينگونه مثلث عاشقانه بين آقاي حكمتي و عاطفه و قصاب با بازي بيادماندني منوچهر فريد برجسته مي‌شود و بيضائي شكل ديگري از زيست مردمي را نمايش مي‌دهد. قصاب كه بعد از صحنه‌ي كتك زدن آقاي حكمتي، شبيه به بقيه افراد نادان محله، بي‌رحم بنظر مي‌رسد، در سكانس ميگساري با حكمتي، از درون احساساتي و ضعيف و همدلي‌برانگيزش رونمايي مي‌كند. دو مرد بياد دختري كه دوستش دارند، مست مي‌كنند و حرف مي‌زنند و همچون كودكان از سر و كول هم بالا مي‌روند. و عاطفه كه او هم دلبسته‌ي آقاي حكمتي شده، مخفيانه و وقتي كه معلم خانه نيست به خلوتش مي‌رود و در سكوت و از سر محبت، خانه‌ي كوچك او را نظاره مي‌كند. اما بلاهت و حسادت جمعي همچون تقديري شوم در نهايت كار خود را كرده و سبب جدايي آقاي حكمتي از خانه و محله و مدرسه (با آن حياطِ هميشه خيس از باران) و كودكان و دختر مورد علاقه‌اش مي‌شود و تداوم رابطه او با عاطفه را ناممكن مي‌سازد. پس عاطفه مي‌ماند تا سهم قصاب و محله شود و آقاي حكمتي با خوني كه از قلب زخمي‌اش مي‌چكد (نشانه‌اي از روئين‌تن نبودن او) محله و آدم‌هايش را ترك مي‌كند و در پلان پاياني بيادماندني فيلم، در آن نماي لانگ‌شاتِ دريغ‌انگيز و اندوهگين، دود شده و به هوا مي‌رود.

پويان عسگري
نظرات
سليمان سه شنبه 5 دي 1396 عالي بود آقاي عسگري و مشتاق شدم فيلم را بعد از سالها ببينم
2 0
پاسخ

نقمتي شنبه 9 دي 1396 نقد شما باعث شد فيلم رو ببينم و بسيار لذت بردم :لايک:
1 0
پاسخ

سپهر پنجشنبه 27 ارديبهشت 1397 عجب فيلمي و چه يادداشتي.
1 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط
































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز