یادداشت پویان عسگری درباره «ایتالیا ایتالیا» كاوه صباغ‌زاده

آغوشتان را باز كنيد و قطب‌نماي عاطفي‌تان را با «ايتاليا ايتاليا» كاوه صباغ‌زاده تنظيم. فيلمي در سينماي ايران ساخته شده كه به احساسات و حساسيت‌هاي رمانتيك آدم‌ها بها مي‌دهد. منظور احساسات عاطفي يك زوج از شروع تا پايان يك رابطه است. آن‌چيزي كه آنها را خوشحال و راضي مي‌كند و از هم منزجر و ناراضي.
7فاز:
پايان رابطه
آغوشتان را باز كنيد و قطب‌نماي عاطفي‌تان را با «ايتاليا ايتاليا» كاوه صباغ‌زاده تنظيم. فيلمي در سينماي ايران ساخته شده كه به احساسات و حساسيت‌هاي رمانتيك آدم‌ها بها مي‌دهد. منظور احساسات عاطفي يك زوج از شروع تا پايان يك رابطه است. آن‌چيزي كه آنها را خوشحال و راضي مي‌كند و از هم منزجر و ناراضي. چيزي شبيه به «هامون» داريوش مهرجويي. فيلمي كه در ميان ارجاعات بيشمار «ايتاليا ايتاليا» بيشترين سهم را به خود اختصاص داده و فراتر از هر منبع الهام ديگر، درون فيلم رسوخ مي‌كند و نشان خود را بر جاي مي‌گذارد. در شكل نهايي اولين فيلم كاوه صباغ‌زاده تلفيقي است از سوز و بغض «هامون»، و فانتزي و شوري/شيريني «500 روز سامر» مارك وب. مرد (حامد كميلي) در فيلم همچون جوزف گوردون لويت «500 روز سامر»، در خاطرات، خوشي‌ها و حسرت‌هايش به دنبال دلايلي است كه سبب شكاف و بر هم خوردن رابطه‌اش با زن (سارا بهرامي) شده. آن بحراني كه همچون باتلاق همه چيز را بلعيده و رد سهمگيني از تيرگي و تاريكي بر قامت زن و كالبد رابطه برجا گذاشته. خوشي‌اي كه زماني بوده و حالا ديگر نيست.
 
فيلم شروع خيلي خوبي دارد و سريع موفق مي‌شود عاطفه و قلب تماشاگر را به زوج دوست داشتني‌اش نزديك كند. با سكانس شاهكار «تمرين ديالوگ» كه باعث آشنايي مرد و زن مي‌شود به درون فيلم پا مي‌گذاريم و همراه و غمخوار آنها در مسير زندگي‌اي كه آغاز مي‌كنند، مي‌شويم. در ادامه اما ارجاعات بيشمار در حكم مانعي براي بيشتر دقيق شدن تماشاگر بر روي رابطه تب‌دار عمل مي‌كند. دقيقا از جايي كه نشاط و گرماي ابتداي رابطه به رخوت و سرما بدل مي‌شود، فيلم هم قدم در مسير ملال مي‌گذارد. منهاي ارجاعات فاصله‌انداز، فيلم در بخش مياني 15 دقيقه اضافه دارد كه در صورت كم شدن مي‌تواند روايت را از لكنت‌هايي كه در بخش مياني به آن دچار شده، رها سازد. اما فيلم در دقايق پاياني، مانند شروع درگير كننده‌اش، دوباره به قلب مخاطب چنگ مي‌زند و او را شريك رابطه زوج اصلي مي‌كند. مرد مي‌پذيرد كه زن را از دست داده و زن هم ويران و متلاشي بر جاي مي‌ماند. يك پايان تلخ اما واقعي در نسبت با منحني احساسي‌اي كه دو شخصيت از سر گذرانده‌اند. مدت‌ها بود از تماشاي بازي يك بازيگر زن ايراني اينقدر شگفت‌زده نشده بودم. سارا بهرامي در نقش زني امروزي كه براي خيلي از تماشاگران، آشنا و قابل بجا آوردن است، سنگ تمام مي‌گذارد. يك بازي شگفت‌انگيز و پر از جزئيات از بازيگري بسيار توانا كه سينماي‌ ايران از مهارت‌هايش بايد خيلي بيشتر از اينها بهره ببرد. و در نهايت يك حسرت كه در مواجهه با بازي سارا بهرامي، توجه تماشاگر را به خود جلب مي‌كند. در چنين فيلمي كه انقدر ظريف و دقيق به احساسات يك زن «دلشكسته» مي‌پردازد، بايد بخشي از داستان از زاويه ديد زن روايت مي‌شد تا بيشتر پي به درون پررنج و فروپاشيده‌ش مي‌برديم. «ايتاليا ايتاليا» به خلوت بيشتري از سارا بهرامي نياز داشت. آن‌وقت نظرگاه اخلاقي فيلم چند سويه‌تر و «مود» و حال و هوايش اسرارآميزتر مي‌شد.
 
در سينمايي كه كم و ترسان به نمايش رابطه يك «زوج» تمايل نشان مي‌دهد و تجربه «زندگي» درون فيلم‌ها اندك است، بايد قدر «ايتاليا ايتاليا» را دانست. فيلمي خودآگاه، دوقطبي به لحاظ روحيه احساسي و البته رنجور. فيلمي كه درون «دلشكسته‌اش» را از خلال شلوغي «پست‌مدرن»وارش به رخ تماشاگر مي‌كشد و راوي يك «قصه عشق» از خوشي تا غم مي‌شود. دومين فيلم مهم اين سال‌ها بعد از «عصباني نيستم» رضا درميشيان در نمايش دردناك يك رابطه عاشقانه. فيلمي با چند دعواي واقعي بين زن و شوهر (جزو بهترين نمونه‌ها در سينماي ايران سال‌هاي اخير) كه از فرط تاثير، همدلي و همدردي تماشاگر را برمي‌انگيزند. سكانس‌هاي دو نفره فيلم، جايي كه از شلوغي بي‌دليل دقايق مياني فيلم فاصله مي‌گيريم، جايي كه فاصله بين مرد و زن بيشتر شده و مرد نگران از دست دادن زني است كه دوستش دارد، تماشاگر از پس اندوه و شوق بين شخصيت‌ها، به دلبستگي و تفاهم با فيلم مي‌رسد. با همه اين حرف‌ها اما اگر به لحاظ عاطفي وضعيت مناسبي نداريد و بار سنگين «دلشكستگي» عاطفي را به دوش مي‌كشيد «ايتاليا ايتاليا» كاوه صباغ‌زاده را تماشا نكنيد. فيلم آزارتان مي‌دهد و خاطراتي را زنده مي‌كند كه شايد مايل نباشيد يادآوري و زنده شوند. در عين حال عاشق سكانس عروسي مرد و زن با ترانه سورپرايز كننده «a whiter shade of pale» شدم كه يكي از بهترين صحنه‌هاي عاشقانه تمام اين سال‌ها است. «ايتاليا ايتاليا» قصه‌ي پرغصه عشقي است كه زماني بود و حالا ديگر بعيد و دور و دست نيافتني شده؛ جانكاه و همدلي‌برانگيز و واقعي.
پويان عسگري
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز