سینمای دهه‌ی 70 آمریكا به روایت جاناتان كرشنر - بخش بیست و چهارم: حریم خصوصی، پارانویا، سرخوردگی و خیانت

شباهت‌هاي عجيبِ ريچارد نيكسون و مايكل كورلئونه: ريچارد نيكسون بر فيلم دهه‌هفتادي غالب است. گاها در متن، معمولا در زيرمتن، هميشه مايه‌ي اضطراب و نگراني؛ همان‌طور كه نويسنده‌اي اشاره كرد: «حضور گريزناپذير و معذب‌كننده‌ي او به فراهم‌آوردنِ آب و هوايي براي اتفاق‌افتادنِ اين فيلم‌ها در آن كمك كرد». اين آب و هواي گرمي نبود. نيكسون فردي كينه‌توز بود. او از نخبگانِ سواحل شرقي كه احساس مي‌كرد از بالا به او نگاه مي‌كنند كينه به دل داشت. نسبت به «يهودي‌ها» وسواسي بيمارگونه داشت
7فاز: شباهت‌هاي عجيبِ ريچارد نيكسون و مايكل كورلئونه: ريچارد نيكسون بر فيلم دهه‌هفتادي غالب است. گاها در متن، معمولا در زيرمتن، هميشه مايه‌ي اضطراب و نگراني؛ همان‌طور كه نويسنده‌اي اشاره كرد: «حضور گريزناپذير و معذب‌كننده‌ي او به فراهم‌آوردنِ آب و هوايي براي اتفاق‌افتادنِ اين فيلم‌ها در آن كمك كرد». اين آب و هواي گرمي نبود. نيكسون فردي كينه‌توز بود. او از نخبگانِ سواحل شرقي كه احساس مي‌كرد از بالا به او نگاه مي‌كنند كينه به دل داشت. نسبت به «يهودي‌ها» وسواسي بيمارگونه داشت (لفظ بي‌ادبانه‌اش حذف شد). تصور مي‌كرد دشمنان‌اش - واقعي و خيالي- هر كاري براي نابودي‌ او مي‌كنند و بنابراين احمقانه است در هر اقدامي كه منجر به نابودي‌شان شود پيش‌قدم نشود. بسيار نگران تصويرش بود و اين كه تاريخ چه قضاوتي درباره‌اش خواهد كرد؛ مخصوصا در قياس با كِندي كه از او متنفر بود و مي‌هراسيد. در ماه اول رياست‌جمهوري‌اش معاون جواني را به خاطر ارتباطِ «يكپارچه‌عاليِ» كاخ سفيد با رسانه‌ها توبيخ كرد. نيكسون در نكوهش آن فرد گفت: «تو انگار متوجه نيستي، آن‌ها منتظر نابود كردن ما هستند».
نيكسون هميشه يك سياست‌مدار بود، به سان شمايلي از ميتولوژي يوناني: نيمه‌انسان، نيمه‌كانديدا. او خودش را در حلقه‌ي كوچكي از سياست‌بازاني بي‌رحم، حسابگر، آزاردهنده و حتي تهديدكننده - از آن جنس آدم‌هايي كه وقتي كودك بودند مادرتان به‌تان گفته بود با آن‌ها بازي نكنيد- محدود كرد: اچ.آر هالدِه‌من (رئيس دفتر كاخ سفيد)، جان اِلريكمن (معاون رئيس‌جمهور)، هنري كيسينجر (مشاور امنيت ملي)، جان ميچل (شريك حقوقي، مدير كمپين تبليغاتي، مشاور حقوقي دولت) و چارلز كولسون (مشاور ويژه‌ي رئيس‌جمهور). آخرين عضو اين حلقه‌ي محارم، رز مري وودز منشي خصوصي نيكسون از 1951، مشهور به «نيكسونِ پنجم» (بعد از ديك، پَت، تريشيا و جولي) بود و وفادارترين در بين آن‌ها: اگر واترگيت اپيزودي از كارتون «سيمپسون‌ها» بود، اسميترز و آقاي برنز به ترتيب معادل‌هاي خوبي براي وودز و نيكسون بودند. 
نيكسون در اولين روزهاي رياست‌جمهوري‌ با خودش قراري گذاشت: «بايد ديواري دور خودم بكشم». و به همين خاطر هالده‌من و الريكمن با فاميلي‌هاي آلماني‌شان به ديوار برلين مشهور شدند؛ «هيچ‌كس» نمي‌توانست بدون عبور از آن‌ها به رئيس‌جمهور دسترسي پيدا كند؛ حتي بالاترين اعضاي كابينه و جانشين رئيس‌جمهور. مخصوصا هالده‌من كه «خودِ ديگر» نيكسون بود و به تعبير الريكمن، «دوقلوي سيامي»‌اش. هالده‌من تمام كارهايي را كه نيكسون از انجام‌‌شان متنفر بود، از قبيل رويارويي‌هاي دشوار و مخصوصا «نه» گفتن به مردم، بر عهده مي‌گرفت. او خيلي خوب از پس اين كارها بر مي‌آمد. نيكسون در خاطراتش نوشت: «داستان‌هايي پيرامون بي‌حرمتي هالده‌من نسبت به اعضاي كابينه و رهبران حزب شايع شد. بيشتر اين داستان‌ها جعلي بود هر چند كه مطمئن‌ام برخي‌ از آن‌ها واقعيت داشت». كيسينجر، ميچل و كالسون غالبا مسووليت‌هايي فراقانوني تقبل مي‌كردند. نيكسون مصمم بود كه سياست خارجي را از كاخ سفيد هدايت كند و كيسينجر به عنوان مشاور امنيت ملي، شريكِ انتخاب‌شده‌ي او در اين زمينه بود. وزارت دفاع و امور خارجه (كه از نطر نيكسون اهميتي نداشتند) از پروسه‌ي سياسي كنار گذاشته شدند. ميچل دوستي قابل اعتماد و مشاوري «اجتناب‌ناپذير» بود و كالسون درست عين نيكسون خواهان اِعمال سياست‌هاي فرا قانوني. نيكسون كه كالسون را عضوي از حلقه‌ي محارم‌ خود كرد درباره‌اش نوشت: «من هميشه غريزه‌اش را در مواجهه با موقعيت‌هاي چالش‌برانگيز ستوده‌ام».
شناسايي نيكسون در فيلم دهه‌هفتادي معمولا ساده است و بعد از مدتي ديگر محال است او را همه‌جا نديد. مطمئنا جيمز ميسون در «مامور مك‌اينتاش» (1973) ساخته‌ي جان هيوستن، نيكسون است؛ فرد فاسد، متهم‌كننده و رياكاري كه پل نيومنِ فيلم را دور مي‌زند. و چرا كه نه؟ نيومن در فهرست اوليه‌ي دشمنان كاخ سفيد قرار داشت. كرك داگلاس كه خودش را در نقش يك مارشالِ جاه‌طلب، فاسد و غير قابل اعتماد و «متكي به قوه‌ي قهريه‌ي قانون» در وسترن بازتعريف‌شده‌ي posse (1975) كارگرداني كرد، «مجبور» بود نيكسون باشد. جك لمون در «ببر را نجات بده» (1973) بحث‌برانگيزترين نيكسون است: هري استونِر با بازي جك لمون كه آدمي سخت‌كوش، سمپاتيك و در محاصره است، كم كم متوجه مي‌شود كه بدون قصد قبلي از جرم‌هاي كوچك به جنايت‌هاي بزرگ‌تر رو آورده است و نوميدانه تلاش مي‌كند كسب‌و‌كارش را كه با مشكلات مالي فراواني روبروست پيش ببرد. «ببر را نجات بده» كه براي دهه‌ي 40 نوستالژيك و به ميراث دهه‌ي 60 بي‌اعتناست، از سوي برخي منتقدين كه چندان از فيلم خوش‌شان نيامده بود به عنوان يك عذرخواهي براي واترگيت تعبير شد. پالين كيل فيلم را «يك كلاه‌برداريِ اخلاقي» خواند.
«نيكسوني‌ترين» شخصيت در بين تمام اين شخصيت‌ها مايكل كورلئونه در «پدرخوانده؛ قسمت دوم» است. مايكل مثل نيكسون بي‌رحم است و استاد در ارائه‌ي تاكتيك، اما در حلقه‌ي هر چه كوچك‌تري از مشاوران نزديك ايزوله شده است و روز به روز تنهاتر مي‌شود. او جدا از همسرش زندگي مي‌كند و دغدغه‌ي دشمناني را دارد كه نه فقط نيازمند به شكست‌‌دادن‌ كه نابودكردن‌شان است. مايكل، فيلمبرداري‌شده توسط گوردون ويليس در صحنه‌هايي هر چه تاريك‌تر، سرانجام با دغدغه‌هاي برآمده از نگراني و نارضايتي‌اش در درياچه‌ي تاهو تنها مي‌مانَد، درست مثل نيكسون، «تنها در كاخ سفيد»، كه ريچارد ريوز در عبارتي بي‌نقص از آن استفاده كرد. حلقه‌هاي اتصال ميان نيكسون و مايكل بسيار جذاب هستند. در 1958، نيكسون واقعي در شُرف تكيه بر مسند رياست مجلس سنا بود كه اين گنگستر خيالي در سنا شهادت داد؛ تصورش سخت نيست كه مايكل، نيكسون را دوست داشته يا لااقل احترام ويژه‌اي برايش قائل بوده است. به هر حال نيكسون بر خلاف آريستوكرات‌هاي «واشنگتنِ محبوب آن دوره»، جوزف مك‌كارتي را «شخصيتي دوست‌داشتني» يافت؛ او در جنراليسيمو فرانسيسكو فرانكو «رهبري متمايز و پراگماتيك» و در حافظ اسد «مردي برخوردار از پشتيباني مردمي، داراي شخصيتي ويژه و سرشار از جذابيت» ديد. البته تفاوت‌هاي قابل توجهي بين ريچارد نيكسون و مايكل كورلئونه وجود داشت: مايكل دستور به كشتن برادرش داد؛ نيكسون فقط در تلفن برادرش دستگاه شنود كار گذاشت. اما همان غريزه‌ بود كه باعث شكست‌اش شد.
پي‌نوشت: ديك، گويش صميمانه‌ي ريچارد است، پت (همسر نيكسون)، و تريشيا و جولي دو دختر نيكسون از ازدواج‌اش با پت هستند.
اردوان شکوهي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط







































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز