سینمای دهه‌ی 70 آمریكا به روایت جاناتان كرشنر - بخش بیست و یكم: با نیكسونِ جدید ملاقات كنید

نيكسون از همان ابتدا دو تصميم سياسي كليدي گرفت. در سطح بين‌المللي، با اتخاد رويكرد نظامي جسورانه (حتي بي‌مبالاتانه) كه كمونيست‌ها را وادار به نشستن سر ميز مذاكره مي‌كرد، موقعيت تضعيف‌شده‌ي امريكا در ويتنام را تقويت كرد. در جبهه‌ي داخلي، با رويارويي با (و حتي تحريكِ) جنبش ضد جنگ، اكثريت خاموش را به ورود به صحنه تشويق مي‌كرد. 
7فاز: وقايع سال‌هاي نخست رياست جمهوري نيكسون از بدترين هراس‌هاي مخالفان‌اش كه ميزان قدرتِ شخصيتِ رئيس‌جمهور جديد را در شكل‌دهي به مشخصه‌هاي سياست ملي دست‌كم گرفته بودند فراتر رفت؛ كه اگر دست‌كم نگرفته بودند، احتمالا بيشترشان به جاي نشستن در خانه با اين باور منفعلانه كه فرق چنداني بين دو كانديدا وجود ندارد، به رقيب‌اش هامفري راي داده بودند. نيكسون كه هميشه در خلوت خودش از آينده بيم داشت، فردي بود بدخواه، توطئه‌گر و پارانوئيد؛ او زيرك و تودار هم بود و شامه‌ي سياسي تيزي داشت. رفتارش گاها غريب و توضيح‌ناپذير جلوه مي‌كرد، قسمتي بدين خاطر كه از غافلگير كردن آدم‌ها (مخصوصا دشمنانش) لذت وافري مي‌برد، قسمتي بدين خاطر كه اصولا مرد بسيار عجيبي بود. 
نيكسون از همان ابتدا دو تصميم سياسي كليدي گرفت. در سطح بين‌المللي، با اتخاد رويكرد نظامي جسورانه (حتي بي‌مبالاتانه) كه كمونيست‌ها را وادار به نشستن سر ميز مذاكره مي‌كرد، موقعيت تضعيف‌شده‌ي امريكا در ويتنام را تقويت كرد. در جبهه‌ي داخلي، با رويارويي با (و حتي تحريكِ) جنبش ضد جنگ، اكثريت خاموش را به ورود به صحنه تشويق مي‌كرد. اسپيرو اگنيو قائم‌مقام رئيس‌جمهور مثل هميشه بهترين جملات را در چنته داشت و كمپ‌هاي دانشجويي را «چادرهاي سيرك يا مراكز بيماران رواني براي كودكاني بيش از حد فرصت‌طلب، كمتر از حد منضبط، و البته مسووليت‌گريز، كه سنت‌شكناني چيره‌دست در بي‌خيالي و ولنگاري هستند» خواند. نيكسون صرفا اين كودكان را «بيكاره‌ها» خواند. اما او دوست داشت مسخره‌شان كند. بعدها به ياد مي‌آورد: «وقتي برخي از افرادِ ضد جنگ و آدم‌هايي از اين دست را ديدم، فقط علامت "وي" را به‌شان نشان دادم. اين واقعا برايشان غيرمنتظره بود چون فكر مي‌كردند اين علامت متعلق به آن‌هاست».
دنياهاي سياست داخلي و خارجي نيكسون در مي 1970 به هم گره خورد. رئيس‌جمهور، آكنده از حس قدرت بعد از تماشاي چندباره‌ي فيلم «پاتون»، در 30 آوريل به ملت اعلام كرد كه به نيروهاي امريكايي فرمان داده تا با حمله به كامبوج، ويت‌كنگ‌ها را كه از جنگل‌هاي آن كشور به عنوان ستاد مركزي عمليات‌شان استفاده مي‌كردند، تار و مار كنند. نيكسون قصد نداشت جنگ را تمام كند، او داشت گسترش‌اش مي‌داد و كمپ‌هاي دانشجويي در سراسر كشور از اعتراض منفجر شد. در 4 مي، نيروهاي گارد ملي چهار دانشجوي غيرمسلح را در دانشگاه كِنت استيت كشتند و نُه تن ديگر زخمي شدند. اين تراژدي دور از انتظار نبود. كمتر از يك ماه قبل، رانلد ريگان فرماندار ايالت كاليفرنيا كه از دانشجويان معترض به ستوه آمده بود، اعلام كرده بود: «اگر سركوب‌شان مستلزم يك حمام خون است، بيائيد كار را با همين يكسره كنيم». نيكسون كه در 1968 حمايت اكثريت خاموش را با تشويق پليس شيكاگو به دست آورده بود، اين بار با معضلي اساسي مواجه شد. تمام چيزي كه براي گفتن داشت اين بود: «اين بايد باري ديگر به همه‌مان يادآوري كند كه وقتي مخالفت به خشونت كشيده شود نتيجه‌اش تراژدي است». پدر يكي از زنان جوانِ كشته شده به خبرنگاري گفت: «بچه‌ي من يك بيكاره نبود». صدها دانشگاه اعتصاب كردند و در بسياري از آن‌ها درگيري‌هاي خشونت‌باري اتفاق افتاد. فرماندار ريگان تمام دانشگاه‌هاي ايالت كاليفرنيا را تعطيل كرد، و براي تظاهراتِ اعتراضيِ گسترده‌ در شنبه 9 مي در واشنگتن فراخوان داده شد. فوج اوليه‌ي تظاهركنندگان جمعه شب به واشنگتن رسيدند.
نيكسون، اين مردِ خستگي‌ناپذير، پس از كنفرانس خبري ساعت 10 شبِ پنجشنبه 7 مي، كه طي آن ضمن پاسخ به سوالاتي درباره‌ي جنگ و كنت استيت اعلام كرد ابعاد اقدام نظامي عليه كامبوج را محدود خواهد كرد، سرتاسر آن شب بيدار ماند. او در طول شش ساعتِ بعد به بيش از پنجاه جاي مختلف تلفن كرد، چرتي زد و قدري به راخمانينوف گوش داد. پيشكارش مانولو سانچز در لينكلن‌روم (اتاقي واقع در طبقه‌ي دوم كاخ سفيد) به او پيوست. نيكسون به ناگاه و بدون برنامه‌ريزي قبلي دستور داد يك ماشين برايش بياورند و او و سانچز در حدود 4:30 بامداد به لينكلن مموريال (بناي يادبود لينكلن در واشنگتن) رفتند كه رئيس‌جمهور آن‌جا چرخي ميان معترضان زد و با حدود 25 دانشجوي شگفت‌زده بحث و گفتگو كرد. و بعد او و سانچز محل را ترك كردند. نيكسون فكر كرد سانچز بايد كاخ كنگره را از نزديك ببيند. آن‌ها درب قفل‌شده‌ي كاخ كنگره را باز كردند و روانه‌ي مجلس سنا شدند. سانچز به درخواست نيكسون سخنراني كوتاهي از بلندگوي رئيس مجلس ايراد كرد و بعد از آن رئيس‌جمهور و سه خدمتكار زن سياه‌پوستِ حاضر در آن‌جا برايش دست زدند. نيكسون كه احساساتي شده بود، هنگام خروج با يكي از خدمتكاران دست داد و گفت: «مادر من يك قديس بود». هالده‌من بيرون كاخ كنگره به رئيس‌جمهور پيوست و در شش و چهل دقيقه‌ي بامداد، دستياران ويژه‌ي رئيس‌جمهور، ران زيگلر و دوايت چاپين، به جمع اضافه شدند. آن‌ها در ريب رومِ هتل مِي‌فلاور صبحانه خوردند و به كاخ سفيدي بازگشتند كه حالا دور تا دور از اتوبوس‌هاي نظاميِ پارك‌شده در اطرافش احاطه شده بود. هالده‌من در دفترچه‌ي خاطراتش نوشت: «موقعيت غريبي است. نگران سلامتي رئيس‌جمهور هستم».
نيكسون موفق نشد هيچ يك از دانشجويان حاضر در لينكلن‌مموريال را متقاعد كند اما نشانه‌ها حاكي از آن بود كه استراتژي «قطبيتِ مثبت» در حال تحريكِ اكثريت خاموش يا لااقل تحريكِ المان‌هاي مستعدترش است. در همان جمعه (8 مي)، صدها كارگر ساختماني در اطراف بازار سهام نيويورك با معترضين درگير شدند. سپس با افزايش چشمگير تعدادشان، اين گروه كه بعدها به «كلاه‌سخت‌ها» معروف شدند، در حالِ سر دادنِ شعارِ «از اول تا آخر [فقط] امريكا!» روانه‌ي سيتي‌هال (تالار شهرداري) شدند و در طول مسيرشان هر كس را كه موي بلندي داشت كتك ‌زدند. هدف اصلي براي فرو نشاندن خشم‌شان شهردار جان ليندزي بود كه براي اداي احترام به كشته‌‌شدگانِ كنت استيت پرچم امريكا را در سيتي‌هال پائين آورده بود. ليندزي آنجا نبود اما اين جمعيت انبوهِ غير قابل مهار موفق شدند پرچم امريكا را كاملا برافراشته و در ادامه نسخه‌اي از سرود ملي امريكا را اجرا كنند. تظاهرات بر ضد ليندزي هفته‌ها ادامه داشت. مطمئنا نيكسون خوشحال بود چون شهردار نيويورك يكي از افراد هميشه حاضر در «فهرست دشمنان رئيس‌جمهور» بود. در 20 مي، كلاه‌سخت‌ها تظاهراتي به طرفداري از جنگ ويتنام سازمان‌دهي كردند. يكصد هزار نفر روانه‌ي برادوي شدند و شمايلي نمونه‌اي از ليندزي را به آتش كشيدند. يك هفته‌ي بعد، نيكسون به رهبران اتحاديه‌ها در كاخ سفيد خوش‌آمد گفت؛ رهبراني كه طي تشريفاتي رسمي كلاهِ سختِ خودِ نيكسون را به او دادند.
اردوان شکوهي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط







































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز