گزیده نظرات منتقدان درباره «دیو و دلبر» بیل كوندون

امپاير آنلاين- نيك د سملين:  قصه به سختي صخره هنوز بر جا مانده است: ماجرايي كه در آن دو عشق كتاب به يكديگر دل مي‌بندند و در اين مسير اشياء موجود در خانه كه داراي ادراك هستند به آن‌ها كمك مي‌كنند. همه چيز وابسته به اجراي اين دو نقش است و كوندون بازيگران اصلي‌اش را بسيار خوب برگزيده است.
7فاز:
هاليوود ريپورتر- لزلي فلپرين: اما واتسون و دن استيونز  بازيگران قصه‌اي به قدمت 26 سال يا شايد بيشتر در بازسازي لايو-اكشن ديزني از فيلم انيميشن موفق سال 1991 هستند.  با اين حال تماشاگران تنها زماني به كندي، بي‌عمق و در نتيجه فراموش‌شدني بودن فيلم پي مي‌برند كه زماني از تماشاي فيلم بگذرد و ماجرايش براي آن‌ها هضم شده باشد. فيلم اما به درستي، علي رغم  بودجه هنگفتي كه صرف افكت‌هاي كامپيوتري پرتجمل‌اش شده،  در صحنه‌هاي كم خرج‌تر و به سبك قديمي كه در دنياي واقعي مي‌گذرند – مثل سكانس پرازدحام رقص يا لحظاتي كه كاراكترها  مستقيما و بدون ‌واسطه پرده سبز با يكديگر در تعامل هستند- قوي و تاثيرگذارتر است.
 
اسكرين‌كراش- بريت هيز: اينكه بگوييم اولين تريلر «ديو و دلبر» يادآورنده فيلم كلاسيك  سال 1991 بوده كتمان حقيقت است؛  چراكه اين يك كپي لايو-اكشن برابر اصل است. همانطور كه بازسازي «سيندرلا» توسط ديزني پيش از اين نشان‌مان داده بود، در اين فيلم هم انتظار مواجهه با  يك مشق كسالت‌بار، ولو  خيره‌كننده از لحاظ بصري، با طراحي خوب و اجراهاي چشم‌نواز را داشتيم. اما نسخه تازه بيل كوندون از «ديو و دلبر» بيشتر بازپروري اين قصه است تا دوباره ساختن آن. برداشتي خوش آب و رنگ و دوست داشتني از داستاني آشنا و صميمي ( بي‌شك به قدمت زمان) كه بر ارزش متريال مادر خود بدون پشت كردن به آن مي‌افزايد.
 
امپاير آنلاين- نيك د سملين:  قصه به سختي صخره هنوز بر جا مانده است: ماجرايي كه در آن دو عشق كتاب به يكديگر دل مي‌بندند و در اين مسير اشياء موجود در خانه كه داراي ادراك هستند به آن‌ها كمك مي‌كنند. همه چيز وابسته به اجراي اين دو نقش است و كوندون بازيگران اصلي‌اش را بسيار خوب برگزيده است. دن استيونز در سرآغاز از نو نوشته شده فيلم در قامت انساني‌اش ظاهر شده و با آن چشمان به سبك ديويد بوئي گريم‌شده‌اش چندين دختر هواخواه  را دور خود جمع مي‌كند. در نقش دلبر نيز، اما واتسون با سكانس‌هاي دشوار يكي پس از ديگري مواجه مي‌شود –ترانه‌هايي كه با حداكثر قدرت حنجره اجرا مي‌شوند،  صحبت با كمدهاي سخنگو و پاسخ‌هاي احساسي به يك قوري- اما در همه آن‌ها به تركيبي درخور از معصوميت و استحكام مي‌رسد.
 
ورايتي- اوون گليبرمن: به نظر اين فيلم براي رسيدن به رقمي فريب‌دهنده در باكس‌آفيس ساخته شده است. اما سوال بزرگتري كه باقي مي‌ماند اين است: اين فرم تازه چقدر مهم و تعيين‌كننده مي‌تواند باشد؟ آيا يك مد زودگذر است يا يك دگرگوني واقعي؟  ديزني پيشاپيش لايو-اكشن «شيرشاه» را در صف توليد دارد  اما اينكه تبديل فيلم‌هاي انيميشن به درام‌هايي با حضور بازيگران و در صحنه نمايش  بتواند فرمتي الهام‌بخش، يا اصلا ضروري براي آينده باشد هنوز روشن نيست.  انيميشن در شكوهمندترين حالت‌اش به خودي خود يك تقليد مجلل از زندگي است. معلوم نيست آيا تقليد از يك تقليد چيزي باشد كه تماشاگران امروز به آن نياز دارند.
 
فيلم استيج: دن استيونز در نقش ديو، كه با جلوه‌هاي ويژه بصري جان گرفته است، تمامي ويژگي‌هاي شخصيتي خود را از دست مي‌دهد؛ با چشماني سرد و طراحي شق و رق‌اش خاصيتي درون تهي در اين مخلوق وجود دارد كه هرگونه احتمال مرعوب شدن را در تماشاگر از بين مي‌برد و در پيامدي جدي‌تر، تلاش فيلم براي ايجاد شيمي ميان او و بل را بي‌ثمر مي‌كند. فقط مي‌شود تصور كرد كسي مثل گيلرمو دل تورو (دست كم در دوران «هزارتوي پن») مي‌توانست براي صيقل بخشيدن به موجودي كه در حقيقت مي‌بايست حضور فيزيكي وحشت‌آوري داشته باشد دست به چه كارهايي بزند. در عوض ما يك نسخه "لايو-اكشن" پيش چشمانمان است كه در اثر ويژگي‌اي كه دقيقا نقطه مقابل لايو-اكشن بوده لنگ لنگان به پيش مي‌رود.
ويسنا فولادي
نظرات
پيام يكشنبه 25 تير 1396 داستان به قدري شيرين و جذاب هست که ميتوان اين فيلم جديد ديو و دلبر را نيز دوست داشت و تا آخر به تماشايش نشست
2 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط


































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز