یادداشت صوفیا نصرالهی درباره «اكسیدان» حامد محمدی

جواد عزتي بازيگر درجه يكي است و حيف كه كمتر قدرش را مي‌دانند. در كمدي كه هميشه خودش را نشان داده بود. همين امسال با بازي در «ماجراي نيمروز» نشان داد كه در سينماي جدي هم مي‌تواند بازي‌هاي فوق‌العاده‌اي از خودش نشان بدهد.
7فاز: حامد محمدي كه زماني گفته بود فيلم‌هايي درباره روحانيت كم داريم و «فرشته‌ها با هم مي‌آيند» را ساخته بود حالا گويا تصميم گرفته وارد حوزه بين مذاهب هم بشود و اين‌بار البته رندانه از تجربيات پدرش استفاده كرده و از آنجايي كه فيلم قبلي هم شكست تجاري خورد و هم منتقدان نوشته‌هاي منفي رويش نوشتند اين‌بار ژانر كمدي را استفاده كرده كه حداقل اگر منتقدان هم نپسنديدند مردم به ديدنش بروند و فروش‌ خوبي داشته باشد. فكرش درست هم كار كرده و فرمولش جواب داده و فيلم در عرض دو هفته يك ميليارد تومان فروخته است. 
از آنجايي كه قرار است جانب انصاف را رعايت كنيم بايد بگويم كه فيلم خنده‌دار است. البته نه اينكه فيلمنامه خنده‌داري داشته باشد بلكه موقعيت‌هايي كه مي‌سازد و خرده پيرنگ‌هاي خنده‌دار دارد وگرنه در كليتش اتفاقا مي‌توانست فيلم حوصله‌سربري باشد. آرش خوشخو در يكي از گپ‌هاي هفتگي‌مان به اين موضوع اشاره كرد كه كمدي‌هاي ايراني هوشمندانه رگ خواب مخاطب را پيدا كرده‌اند و به شوخي‌هاي موقعيت چسبيده‌اند به جاي اينكه داستان تعريف كنند. اين نكته مثبت «اكسيدان» هم هست. يعني اگر لحظه‌اي برگرديد و به كليت شوخي‌هايي كه به آنها خنديده‌ايد فكر كنيد هيچ محوري نيست كه آنها را به هم وصل كند. مجموعه‌اي از ناكامي‌هاي دو قهرمان قصه كه شبيه پت و مت هستند. 
جواد عزتي بازيگر درجه يكي است و حيف كه كمتر قدرش را مي‌دانند. در كمدي كه هميشه خودش را نشان داده بود. همين امسال با بازي در «ماجراي نيمروز» نشان داد كه در سينماي جدي هم مي‌تواند بازي‌هاي فوق‌العاده‌اي از خودش نشان بدهد. به هر حال بار نمك «اكسيدان» روي دوش امير جعفري و جواد عزتي است. امير جعفري شوخي‌هاي جلف‌تر را انجام مي‌دهد و جواد عزتي كه قرار است شخصيت معنوي‌تر قصه هم باشد شوخي‌هايش بيشتر با ميميك و در واكنش به كارها و شوخي‌هاي امير جعفري است. اما درنهايت همه اين شوخي‌ها به غايت زننده و مبتذل هستند. اينكه فيلمي بخواهد در سطح عامه‌پسند شوخي‌هاي حتي جلفي داشته باشد لزوما دليل نمي‌شود در بستر خودش تحقير شود يا عنوان فيلم بد به آن بدهيم. در سينماي ايتاليا بخصوص زياد داشته‌ايم فيلم‌هايي كه عامه‌پسند بودند با شوخي‌ها سطح پايين كه در اجرا خوب درآمده بودند و بخشي از تاريخ سينماي ايتاليا را شكل مي‌دادند. اما اينجا متاسفانه كارگردان جوان ما مي‌خواهد يكي به نعل بزند و يكي به ميخ. حاضر نيست اعتراف كند اينكه لباس‌هاي اجق وجق تن بازيگرانت كني و با مساله دگرباشان كه جزو خط قرمزهاي جامعه ايراني است شوخي كني، به جاي لباس روحاني ايراني(مثل فيلم «مارمولك») لباس كشيش مسيحي به تن خطاكارانت كني و زن ثروتمند دربه‌در دنبال شوهري را هم در قصه بگذاري كه درنهايت همه عاقبت به خير شوند، سطح پايين و جلف است و در اجرا هم اگر بازيگران و توانايي‌هايشان و خنده‌دار بودن موقعيت براي بينندگان نبود، در كارگرداني نكته خاصي ندارد و درنهايت فيلم‌تان عنوان تجاري عامه‌پسند آن هم از نوع سطح پايين‌اش را مي‌گيرد. به همين فروش و خنده‌هاي مردم در سينما اكتفا كنيد كه نكته كمي هم نيست دروانفساي فيلم‌هاي بي‌خاصيت. اما براي پدر و پسر محمدي مهم است كه انگ سطحي بودن نخورند. اين مي‌شود كه يكدستي و خنده‌داري فيلم را به هم مي‌زنند. طبق معمول كمدي‌هاي منوچهر محمدي، كه بهترين نمونه‌اش «مارمولك» است، ضمن عبور از خط قرمزها يادشان مي‌افتد كه در سكانس‌هايي بايد روي معنويت و پاكي كاراكترهايشان و اينكه از اجبار به اين راه افتاده‌اند و درنهايت آدم‌هاي خوبي هستند و به قول رضا مارمولك اصلا راه‌هاي رسيدن به خدا به تعداد آدم‌هاي روي زمين است، تاكيد كنند و از آنجايي كه نه كارگردان جوان‌مان به رندي كمال تبريزي است و نه فيلمنامه‌نويس قوي درجه يكي مثل پيمان قاسم‌خاني دارند نتيجه‌اش مي‌شود يك فيلم شرحه شرحه كه يك جاهايي از خنده روده‌برتان مي‌كند، يك جاهايي كسل‌كننده مي‌شود و متوجه منظورش نمي‌شويد و درنهايت فيلمي است كه بعد از ديدنش حس مي‌كنيد خنديده‌ايد اما وقت‌تان هم تلف شده است. 
آنقدر كل اثر دچار مشكل است كه ارزش ندارد بنشينيم و درباره اين حرف بزنيم كه مثلا حيف رضا بهبودي كه چه بازيگر خوبي است يا اصلا چرا كاراكتر شقايق دهقان بايد در قصه بيايد و آن پايان‌بندي نچسب كه قرار است همه خوشبخت شوند و در عين حال آشتي ميان روحانيت اسلام و مسيحي را سوار بر يك موتور نشان بدهد، چقدر توي ذوق مي‌زند. 
منوچهر محمدي از بزرگترهاي سينماي ايران است. كاش يك‌بار تكليفش را با خودش و ما و سينما يك سره كند. اين‌طوري استعداد پسر جوانش هم هدر مي‌رود. به هرحال به حامد محمدي امتياز مي‌دهم كه بعد از ساختن فيلم كسل‌كننده دهشتناكي مثل «فرشته‌ها با هم مي‌آيند» لااقل فيلم بد بامزه‌اي ساخته است كه مي‌شود تحملش كرد. 
صوفيا نصرالهي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز