سینمای دهه‌ی 70 آمریكا به روایت جاناتان كرشنر - بخش پانزدهم: سال كلیدی 1968 (قسمت دوم)

در 18 مي، در جريان جشنواره‌ي فيلم كن، لويي مال رئيس هيات داوران، همگام با فرانسوا تروفو و ژان لوك گدار و با حمايت چهره‌هايي چون ميلوش فورمن و رومن پولانسكي، از نمايش فيلم‌ها ممانعت به عمل آورد تا همدلي جامعه‌ي سينمايي را با دانشجويان و اعتصاب‌كنندگان نشان دهد. 
7فاز: بهار پراگ و شورش ماه مه در پاريس: 1968 در سراسر جهان هم سالي پُرهياهو بود. يك هفته قبل از گردهمايي ملي حزب دموكرات، تانك‌هاي شوروي وارد چكسلاواكي شدند و «بهار پراگ» (دوره‌ي هشت‌ماهه‌ي آزادي‌هاي سياسي واجتماعي) را به خون كشيدند. براي آن‌هايي كه از بيرون به اين اتفاقات نگاه مي‌كردند، تفاوت چنداني ميان تانك‌هاي پراگ و مامورين زره‌پوشي كه در خيابان‌هاي شيكاگو در حال گشت‌زني بودند وجود نداشت؛ اين دومي هم در نظرشان به همان اندازه رعب‌آور بود. پيش‌تر در همين سال، «صهيونيست‌ها» در لهستان متهم به سازماندهي دانشجويان معترض عليه حكومت شدند؛ تحريك احساسات ضد يهودي در ادامه، مخصوصا در دانشگاه‌ها، منجر به مهاجرت نيمي از جمعيت چهل هزار نفري يهوديان لهستاني به خارج از كشور شد. در دوم اكتبر، پليس‌ها و سربازها در مكزيكوسيتي به روي دانشجويان معترضي كه غيرمسلح بودند آتش گشودند و صدها دانشجو را در آن‌چه بعدها به «كشتار تلاتِه‌لول‌كو» مشهور شد به قتل رساندند.  
1968 در اروپاي غربي بيش از همه با شورش ماه مِه در پاريس در خاطره‌ها مانده است كه باري ديگر جرقه‌اش با جوانان زده شد. در 22 مارس دانشجويانِ نانتِره در اعتراض به وضعيت دانشگاه‌ و موضوعات مرتبط گرد هم آمدند؛ اما گويي از روي ضرورت، خيلي زود يك ساختمان مديريتي را اشغال كردند و در عوض توسط نيروهاي پليس محاصره شدند. اين آشوب با وساطتِ منطق‌گراها براي مدتي فروكش كرد اما تنش‌ها آماده‌ي جوشش بود، تظاهرات جديدي در راه بود و در 6 مي با تجمع در دانشگاه سوربون در حمايت از دانشجويان نانتره كه حالا تهديد به بمب‌گذاري مي‌كردند به وضعيتي بحراني رسيد. اين بار وساطت‌ها راه به جايي نبرد و هزاران دانشجو در سرتاسر روز تا پاسي از شب با پليس درگير، و صدها تن زخمي شدند. در 10 مي شورش ديگري درگرفت؛ در 13 مي، اتحاديه‌هاي تجاري فرانسه، شايد ملهم از دانشجويان اما در واقع در اعتراض به رفتار ناعادلانه‌ با صنف‌هاي‌‌شان، دست به اعتصاب زدند. در طول يك هفته ميليون‌ها كارگر از حضور در محل كارشان سر باز زدند؛ صدها هزار نفر در پاريس راهپيمايي كردند. اين بحرانِ گسترده‌تر بالاخره با نرمش رئيس‌جمهور شارل دو گل كه در عين جايگاه محكمي كه با حمايت نيروي نظامي داشت، قراردادهاي سخاوتمندانه‌اي با اتحاديه‌هاي اعتصاب‌كننده منعقد كرد آرام گرفت. 
در فرانسه، موج نو بي‌تفاوت ننشست و اعلام موضع كرد. در 18 مي، در جريان جشنواره‌ي فيلم كن، لويي مال رئيس هيات داوران، همگام با فرانسوا تروفو و ژان لوك گدار و با حمايت چهره‌هايي چون ميلوش فورمن و رومن پولانسكي، از نمايش فيلم‌ها ممانعت به عمل آورد تا همدلي جامعه‌ي سينمايي را با دانشجويان و اعتصاب‌كنندگان نشان دهد. اقدامي كه به جنجال دامن زد. كشمكش‌هاي پُرقيل و قال در جلوي پروژكتوري كه هنوز روشن بود، به زد و خورد انجاميد و حضور پليس را اجتناب‌ناپذير كرد. جشنواره پس از بحث و جدلي داغ تعطيل شد و روز بعد ياغيانِ كَن به پاريس برگشتند تا به معترضين ملحق شوند. اين فيلمسازان كه همين چند ماه پيش از رويارويي با حكومت سربلند بيرون آمده بودند به مشاركت‌شان در حال و هواي حاكم بر مه 68 مي‌باليدند. در فوريه‌ي همان سال دولتِ دوگل، هانري لانگلوآ مدير (و يكي از موسسانِ) سينماتك فرانسه را بي‌سر‌و‌صدا اخراج كرده بود. لانگلوآ شمايلي پدرانه بود براي بسياري از موج نويي‌ها و سينماتك‌ پرستشگاهي براي بسياري از سينه‌فيل‌‌هاي جواني كه در اواخر دهه‌ي 40 و اوايل دهه‌ي 50 با آن آشنا شدند. كايه نوشت: «بدون لانگلوآ، نَه كايه‌دو‌سينما بود نَه موج نو». اخراج لانگلوآ طوفاني در پي داشت؛ روزنامه‌ها از طيف‌هاي سياسي گوناگون با اين اقدام دولت مخالفت كردند. كايه به فيلمسازاني در سرتاسر جهان تلگراف زد و واكنش‌ها سرازير شد. اورسن ولز در جواب تلگراف زد: «به شديدترين نحو ممكن عليه اين عمل خودسرانه اعتراض كنيد. تا اطلاع ثانوي اجازه‌ نخواهم داد فيلم‌هايم در سينماتك فرانسه نمايش داده شوند». نيكلاس ري، روبرتو روسليني، چارلي چاپلين، اليا كازان و ساموئل فولر در بين صدها نفري بودند كه از بايكوت سينماتك حمايت كردند. در 14 فوريه، دو هزار معترض با پليس درگير شدند. تروفو و گدار شخصا به پليس حمله كردند. برتران تاورنيه در درگيري با پليس زخمي شد. نهايتا تلاش‌هاي «كميته‌ي دفاع از سينماتك»، گستره‌ي اعتراضات بين‌المللي و مهم‌تر از همه حمايت صنعت سينماي امريكا به بازگشت لانگلوآ منجر شد. از نقطه‌نظر تروفو: «با گذشت زمان مشخص شد كه نسبتِ تظاهرات براي لانگلوآ به وقايع مه 68، مثل نسبتِ آنونس به فيلم در آستانه‌ي اكران بوده است».
اردوان شکوهي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط







































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز