یادداشت پویان عسگری درباره «مادر قلب اتمی» علی احمدزاده

«مادر قلب اتمي» بزرگترين سورپرايز سينماي ايران در سال 96 است كه البته به لطف تنگ‌نظري مميزي سه سال ديرتر به نمايش عمومي درآمده! يك فيلم جسورانه هم از نظر «استتيك» و هم به لحاظ «تماتيك» در نسبت با زيرمتن سينما و جامعه ايران در دهه نود شمسي. با يك حاشيه صوتي درجه يك و گوش‌نواز، انبوهي سكانس خوب با تاثير احساسي/معنايي متفاوت، و بهترين بازي محمدرضا گلزار در سينماي ايران و كل كارنامه بازيگري‌اش در نقش يك شيطان مجسم با روحيه‌اي بازيگوش، حراف و خونسرد. 
7فاز: خودتان را براي تماشاي فيلمي «ضد فرهنگ»، غافلگير كننده، عجيب، با روحيه و منشي روان‌پريش و [...]خل آماده كنيد. «مادر قلب اتمي» علي احمدزاده، يك «مووي» غريب، نابهنجار، معناگريز و تازه براي سينماي ايران است. فيلمي زننده و گستاخ كه عليه تمام انگاره‌ها، قراردادها، خرافه‌ها و معاني تثبيت شده و مسلط بر سينماي «جريان اصلي» ايران، قد برافراشته و آرام و بطئي قواعد توامان مشنگ و ترسناكش را در دل يك داستان به ظاهر بي‌هدف اما در باطن هدفمند، بنا مي‌سازد. هنگام تماشاي چنين فيلمي بايد صبور باشيد و اجازه دهيد كه نكبت، هراس، وهم و كمدي فيلم به مرور خودش را بر شما تحميل كند. آن‌وقت رهايي از حس شيطاني و جهنمي فيلم غيرممكن خواهد بود و به شما لذت همجواري با اهريمن اعطا خواهد شد. «مادر قلب اتمي» با صحنه‌ها و موقعيت‌هايي «نان‌سنس» و بي‌معني كار خود را آغاز مي‌كند. شبيه به كليت فيلم اول علي احمدزاده «مهموني كامي». اما فيلم خيلي ظريف و دقيق اين صحنه‌هاي «نان‌سنس» و شخصيت‌هاي نان‌سنس‌تر را براي مخاطب قابل فهم و ملموس و باور پذير كرده و به قراردادهاي داستانگويي و منطق استتيك خودش دست مي‌يابد. جايي كه خروج دو دختر مسيحي از يك پارتي شبانه و سگ‌چرخ آنها در شهر به همنشيني با چند انسان عجيب و يك باج‌گير سنگدل يا بعبارت بهتر يك «شيطان» تجسم يافته توسط فيلمساز منجر مي‌شود. فيلم با مهارت و از روي اعتماد بنفس خالقينش، مرزهاي ماورا و فيزيك را در مي‌نوردد و تماشاگر را در دو راهي پذيرش يك «كمدي سياه» يا يك حكايت اخلاقي ترسناك با محوريت شيطان قرار مي‌دهد. از طرف ديگر تماشاي «مادر قلب اتمي» براي تماشاگران دلبسته و مانوس به اخلاق‌گرايي مرسوم سينماي ايران، واجد تشويش و آزار و پريشاني خواهد بود و منجر به عصبانيت و كلافگي آنها مي‌شود. فيلمي كه رها از خودسانسوري فرهنگي، بي‌پروا و نترس هر چيز قشنگ و آغشته به «گل و بلبل» فرهنگ رسمي را به گند مي‌كشد و با لودر از روي آن رد مي‌شود. فيلمي كه از مود و لحن «جفنگ» به تريلر ماورايي شيفت كرده و مثل هر فيلم خوب ديگري تماشاگرش را از نيمه به بعد درگير يك انتظار و تعليق نامنتظر مي‌كند. 
«مادر قلب اتمي» بزرگترين سورپرايز سينماي ايران در سال 96 است كه البته به لطف تنگ‌نظري مميزي سه سال ديرتر به نمايش عمومي درآمده! يك فيلم جسورانه هم از نظر «استتيك» و هم به لحاظ «تماتيك» در نسبت با زيرمتن سينما و جامعه ايران در دهه نود شمسي. با يك حاشيه صوتي درجه يك و گوش‌نواز، انبوهي سكانس خوب با تاثير احساسي/معنايي متفاوت، و بهترين بازي محمدرضا گلزار در سينماي ايران و كل كارنامه بازيگري‌اش در نقش يك شيطان مجسم با روحيه‌اي بازيگوش، حراف و خونسرد. در عين حال فيلمبرداري اشكان اشكاني با رنگ‌ها و نورهاي متنوع پيش‌زمينه و گرافيك آمبيانس‌ش، و گريم پر جزئيات و نظرگير سعيد ملكان فراتر از سينماي ايران هستند و سكانس هم‌خواني ترانه عليدوستي، پگاه آهنگراني و مهرداد صديقيان با ترانه معروف مايكل جكسون، بهترين صحنه موزيكال سال‌هاي اخير سينماي ايران را رقم زده. «مادر قلب اتمي» در مقايسه با «مهموني كامي» يك پيشرفت و جهش خيره‌كننده براي علي احمدزاده است و بايد از سوي خوره‌ فيلم‌ها جدي گرفته شود. او در فيلم دومش از صحنه‌هاي طولاني و ملال‌آور فيلم اول، دستمايه‌اي بديع و نو مي‌سازد براي شكل‌گيري يك جهان فيلميك تازه در مقياس سينماي ايران. فيلمي راديكال كه البته پايان‌ش با ملاحظه و اجبار سانسور رسمي، دچار محافظه‌كاري شده است. اگر «مادر قلب اتمي» تخت‌گاز تا انتهاي ذات [...]خل‌ش پيش مي‌رفت آن‌وقت با يك شاهكار در سينماي ايران مواجه بوديم. فيلمي «ويرد»، سرگرم‌كننده، تماشايي و البته الهام‌بخش براي فيلمسازان جوان كه به دنبال ساخت فيلم‌هايي «آلترناتيو» در سينماي فرتوت، محافظه‌كار و كهنه ايران هستند. فيلمي با ماهيت و اسلوب «پست مدرن» كه از ديگر تجربه‌هاي مهم «فيكشنال» و پست‌مدرن اين سال‌هاي سينماي ايران، همچون «اژدها وارد مي‌شود» ماني حقيقي، «نگار» رامبد جوان و «ماهي و گربه» شهرام مكري، افسون و جادويي به مراتب موثرتر، مهيج‌تر و قابل‌اعتناتر در تماشاگرش برمي‌انگيزد و از ظرفيت‌هاي خودآگاهانه و ارجاعات بيشمار فيلم‌هاي «پست‌مدرن» به مديوم سينما و فرهنگ عامه، بهترين استفاده و بهره را مي‌برد.
پويان عسگري
نظرات
کي پنجشنبه 11 خرداد 1396 ممنون از نقد شما. در بيشتر موارد موافق باشما هستم.
اما فکر نميکنيد بهتر بود به جاي استفاده مکرر از کلمات انگليسي، که اتفاقن همه جايگزين هاي خوب فارسي هم دارند (مثل مووي، نانسنس، ويرد و ...) از کلمات فارسي استفاده ميکرديد؟ متوجه هستم که قرار است بيان شما به ذات و فضاي فيلم نزديک باشد، اما اگر قرار است اين قبيل برخورد هاي راحت با سينما و نقد جاي خود را بين ادبيات سينمايي باز کند (که اتفاق مثبتي ميتونه باشه)، به واسطه ي ورود کلمات جايگزين و گيرا اين اتفاق ميافتد.
با تشکر
2 0
پاسخ
پويان عسگري جمعه 12 خرداد 1396 ممنون از نظر شما. اما تمام اين کلمات با قصد و منظور انتخاب شده‌اند و معادل مناسبي در زبان فارسي ندارند. مووي شکل خاص و آمريکايي از فيلم است. نان‌سنس جايگزين ديگري ندارد و ويرد هم کلمه‎اي است که بنده در يادداشت‌هايم به تناسب با فيلم مورد نظر گاها از آن استفاده مي‌کنم و خوانندگان يادداشت‌هاي‌ام با آن آشنايي دارند. استفاده از اين کلمات با هدف بوده. همان‌طور که در متن به کلي لغت فارسي برمي‌خوريد که با نيت مشخصي انتخاب شده‌اند. و در نهايت هر موضوعي، شکل و نوع نگارش را مشخص مي‌کند، دوست عزيز.

محمد سه شنبه 16 خرداد 1396 سلام آقا پويان عزيزم.
به نظر شما فيلم نسبت به کارهاي کاهاني(به خصوص اسب حيوان نجيبي است) رو به جلو است يا خير؟
از نظر شما سينما يعني چي؟
و کلا چقدر بايد يه فيلم رو تحمل کرد تا اون حسي که ميگيد رو در يه فيلم پيدا کرد؟
واقعا فيلم سختي بود.خيلي خسته کننده براي کسايي تو سالن داشتن تماشا ميکردن.(نه براي من.)
من تجربه کردم اگر خواستم روزي منِ نوجوون فيلم بسازم بايد کاري کنم که تماشا گر از موسيقي فيلمم لذت ببره.
از فيلم نامه اي که پر از اتفاقات جذاب و کششي باورنکردني است.از دوربيني که بايد فاقد قاب هاي تکراري باشد.
و اين روز ها خيلي خوشحالم که دارم ميبينم در اجراي فرم به فيلم هايي مثل "برادرم خسرو" رسيده ايم.
خدا کنه روزي همه ي کارگردان هاي نسل بعدي مون متوجه بشن.(مطمئنم منم جزوشون هستم )که بايد براي تماشاگري فيلم بسازند که از اين داستان ها خسته شدن.

3 5
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط



































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز