گزیده نظرات پیتر بردشاو درباره فیلم‌های مهم جشنواره كن 2017 در چهار روز دوم

«فريب خورده/The Beguiled» سوفيا كوپولا
سوفيا كوپولا ملودرام جنوبي دلنشيني را در اقتباس از رمان سال 1966 توماس پي كولينان كه پيش از اين توسط دان سيگل در سال 1971 با حضور كلينت ايستوود در نقش اصلي به سينما آمده بود ساخته است. او داستانش را با ذوقي مثال‌زدني و هوشي بي‌پروا تعريف كرده است 
گاردين:
«پايان خوش/Happy End» ميشائيل هانكه
سينماي هانكه معمولا با هارورها و تريلرهاي قراردادي خويشاوند است. «پايان خوش» هم ازين قاعده مستثني نيست و تقريبا يك فيلم ژانر به حساب مي‌آيد. اما ژانري كه ابداع خود هانكه است. فيلم با فراست استادانه او به مثابه موزاييكي هارور و با فيلمبرداري كريستين برگر غرق در نوري به شفافيت كريستال  و معمولا با لانگ-شات‌هاي يخ‌گونه است. صورت هيچ يك از كاراكترها درحقيقت با وضوحي كامل نشان داده نمي‌شود. آخرين تصاوير فيلم، طنين روزهاي خوش ساموئل بكت را دارند و حضور غيرعادي بازيگري بريتانيايي، و لوكيشن كنار دريا باعث شد به اين فكر فرو بروم كه آيا هانكه، مثل آلن رنه به نوعي به استاد دست‌كم‌گرفته‌شده هارورهاي درباره طبقه متوسط، آلن ايكبورن علاقه‌مند شده است.
 
«كشتن گوزن مقدس/The Killing of Sacred Deer» يورگوس لانتيموس
درست مثل بهترين فيلم‌هايش، يورگوس لانتيموس در جمع‌بندي يك جهان كاملا خيالي و مغروق ساختن ما در آن درخشان عمل مي‌كند. اما كيفيت عجيب و غريب فيلم معنايي دوگانه دارد: يك عنصر سبك‌مندانه ابزورديستي و القاي باورپذير حالت ممانعت. فيلم او گره‌اي درگيركننده، برهم‌زننده و حيرت‎‌آور دارد كه آن را شبيه به هر هارور-تريلري از دل دهه هفتاد يا هشتاد ميلادي مي‌كند. تصور جان كارپنتر يا برايان دي پالما يا ريچارد دانر در حال كارگرداني اين فيلمنامه غلغلك‌تان مي‌دهد. شايد فيلم آن‌ها چندان ظاهر متفاوتي از ساخته لانتيموس نداشت، اگرچه ممكن بود كارپنتر يا دي پالما خواهان پايان پرشتاب‌تري بودند يا حتي آن را بازنويسي مي‌كردند.
 
«فريب خورده/The Beguiled» سوفيا كوپولا
سوفيا كوپولا ملودرام جنوبي دلنشيني را در اقتباس از رمان سال 1966 توماس پي كولينان كه پيش از اين توسط دان سيگل در سال 1971 با حضور كلينت ايستوود در نقش اصلي به سينما آمده بود ساخته است. او داستانش را با ذوقي مثال‌زدني و هوشي بي‌پروا تعريف كرده است و تصاوير را از اولين و آخرين صحنه به يكديگر پيوند مي‌دهد تا در نتيجه‌اش روايتي رضايت‌بخش و يكدست را به پايان برساند. او همچنين به گونه‌اي بي‌قيد درك اينكه عنوان فيلمش چگونه متناسب با هر كاراكتر آن است را بر عهده خودمان مي‌گذارد. پ او برخلاف فيلم سيگل، داستان خطري مدفون را به روي پرده آورده است كه من را به ياد ايرا لوين انداخت. به شدت تماشايي، يك درام-تريلر با رگه‌هايي از نوآر و كمدي سياه.
 
«داستان‌هاي ميروويتز/The Meyerowitz Stories» نوآ بومبك
«داستان‌هاي ميروويتز» يك كمدي خانوادگي بامزه و به معناي واقعي سرگرم كننده است كه با قدم برداشتن بر ريل سينماي كلاسيك تمامي لذات نويسندگي زيركانه و گروه بازيگران بي‌نقص را براي تماشاگر باهم دارد. ماجراي حسرت‌ها و رقابت خواهر و برادرها و مشكلات پدري و نااميدي از زندگي. فيلم چيزي از «هانا و خواهرانش» را در خود دارد، از مقايسه‌اش با «تننبام‌هاي سلطنتي» وس اندرسون هم نمي‌شود گذشت. هرچه قدر سبك اين دو كار متفاوت از هم باشد اما شايد متاثر از حضور بن استيلر است. داستان فيلم شايد آنقدرها عميق نباشد، اما به شكل فوق‌العاده‌اي لذ‌ت‌بخش و سرگرم‌كننده است؛ واجد كيفيت‌هايي در فيلمسازي كه آسان به نظر مي‌آيند اما اينطور نيستند. همچنين ظرافت، دلنشيني و صميميتي واقعي در آن وجود دارد، چيزي كه بخصوص در خطابه نهايي بن استيلر آشكار مي‌شود. 
ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز