یادداشت صوفیا نصرالهی درباره سریال «Feud/عداوت»

«عداوت» سريالي رواشناختي درباره رنج و عذاب شهرت است. شهرتي كه همان‌اندازه كه لذت‌بخش است مي‌تواند ترسناك و نابودكننده هم باشد. سوزان ساراندون در نقش بتي ديويس و جسيكا لنگ در نقش جوآن كرافورد بازي‌هاي درخشاني دارند بخصوص جسيكا لنگ كه مدت‌ها بود در فيلم‌هاي متوسط نقش‌آفريني‌هاي متوسط از خودش نشان مي‌داد. 
7فاز: براي آنهايي كه اهل سريال ديدن نيستند، از جمله خودم، تماشاي ميني‌سريال‌ها كار راحت‌تري است. ذات ميني‌سريال‌هاي اين روزها به آثار سينمايي نزديك‌تر است. اين داتي كه مي‌گويم شامل ميزانسن‌ها، شيوه كارگرداني، حركت دوربين و نكات فني مي‌شود وگرنه كه در عصر طلايي تلويزيون بازي‌ها در سريال‌ها هم به اندازه فيلم‌ها درخشان است. مدعايش فصل اول ميني‌سريال «كارآگاه حقيقي» كه از همان نماي ابتدايي كاملا سينمايي است و مي‌شود روي پرده بزرگ نمايش‌اش داد. ميني‌سريال «عداوت» كه امسال از شبكه اف.ايكس پخش شده علاوه بر ساختار سينمايي‌اش سوژه سينمايي هم دارد. درباره دو ستاره بزرگ هاليوود در دهه 30 و 40: جوان كرافورد و بتي ديويس. 
براي ديدن اين ميني‌سريال شايد يك پيش‌زمينه كلي از سينماي كلاسيك نياز داشته باشيد. البته بدون آن هم داستان سريال آنقدر كامل و روانشناختي هست كه مخاطبش را خسته نكند اما اگر قصه آن سال‌ها را بدانيد دانستن اين جزييات برايتان جذاب‌تر مي‌شود. قصه جوآن كرافورد و بتي ديويس به دوران قدرت استوديوها برمي‌گردد. زماني كه بازيگران تحت قرارداد استوديوها بودند و معمولا هم نقش‌هايشان مشخص بود. كرافورد در متروگلدوين‌ماير نقش زنان جذاب را در فيلم‌هاي معمولي بازي مي‌كرد و بتي ديويس در استوديوي برادران وارنر در فيلم‌هاي متفاوت‌تر با نقش‌هاي متفاوت‌تر ظاهر مي‌شد. فيلم‌هاي كرافورد محبوبيت بيشتري ميان مردم داشتند و ديويس بازيگر موفق‌تري بود. احتمالا اگر هر كدام از آنها در استوديوي خودشان مي‌ماندند تيرهاي تركش‌شان به هم نمي‌خورد ولي استوديوها حاكمان اصلي هاليوود بودند و بازيگران برايشان يك مشت عروسك. روساي استوديو مهره‌هاي بازي شطرنج را حركت دادند و جك وارنر كرافورد را از متروگلدوين‌ماير گرفت تا چماقي بالاي سر بتي ديويس باشد كه بيشتر اوقات با چموشي‌هايش باعث دردسر استوديو مي‌شد. كرافورد در همان سال‌هاي ابتداي ورود به وارنر اسكار بهترين بازيگر زن را براي فيلم «ميلدرد پيرس» گرفت. طبيعي است كه رقابت او و ديويس جدي‌تر شد. 
سريال «عداوت» در 8 اپيزود ريشه‌هاي مختلف دشمني ميان ديويس و كرافورد را در دل داستانك‌هاي مختلف نشان مي‌دهد اما تمركز اصلي روي فيلم «چه بر سر بيبي جين آمد؟» است. فيلمي كه دو دشمن قديمي را كنار هم جلوي دوربين قرار داد. يك بي‌مووي در ژانر وحشت تبديل به فيلمي شد كه منتقدان و مردم از آن استقبال فوق‌العاده‌اي كردند و بخش زيادي از اين استقبال مرهون كنار هم قرار گرفتن دو بازيگر بزرگي بود كه از دوران اوج‌شان فاصله گرفته بودند و قرار بود اين فيلم بازگشت دوباره آنها به صدر خبرها باشد. وارنر البته تئوري ديگري هم داشت: مي خواست براي مطبوعات خوراك تهيه كند و چه خوراكي بهتر از دعواي هميشگي بين كرافورد و ديويس؟!
ميني‌سريال «عداوت» علاوه براينكه نقبي به يكي از قصه‌هاي جذاب هاليوود مي‌زند يك داستان روانشناختي درباره تاثيرات شهرت، خانواده و كودكي و چگونگه مواجهه با شكست است. اين بُعد سريال حتي براي تماشاگري كه فيلم «چه بر سر بيبي جين آمد؟» رابرت آلدريچ را نديده و حتي تصوري از ميزان شهرت و محبوبيت كرافورد و ديويس و اقتدار استوديوها در هاليوود ندارد هم مي‌تواند جذاب باشد. كرافورد مشخصا شكننده‌تر است. هم به دليل پيشينه خانوادگي‌اش و كودكي سخت و محنت‌بارش و هم بخاطر مسيري كه طي كرده تا تبديل به يك ستاره محبوب شده است. از جذابيتش براي رسيدن به قله سينما استفاده كرده در حالي كه تحصيلات آكادميك سينمايي نداشته و به همين دليل وقتي پا به سن مي‌گذارد ناگهان خودش را در لبه دره نابودي مي‌بيند. ديوانه‌وار حركاتي انجام مي‌دهد كه در شان يك ستاره سينما نيست. از آن طرف ديويس بازيگر تئاتر بوده و حتي در آن زمان هم براي بازيگراني كه از تئاتر به سينما آمده بودند ارج و قرب بيشتري قائل مي‌شدند. ديويس هم دوران افول را طي مي‌كند ولي به اندازه كرافورد در برابر از دست دادن طرفدارانش نگران و مضطرب نيست. براي او جوايز و افتخاراتش مهم است. اين دو روح سرگردان روبه‌روي هم قرار مي‌گيرند و تمام تلاش‌شان را مي‌كنند تا در فيلمي كه آخرين روزنه اميدشان به شمار مي‌رود بدرخشند. موفق هم مي‌شوند اما «بيبي جين» يك اتفاق است و قرار نيست دوباره ديويس و كرافورد را تبديل به ستاره كند. دوره آنها تمام شده است. يكي از تكان‌دهنده‌ترين لحظات سريال تلاش كرافورد براي ديده شدن در اسكار است. وقتي سراغ آن بنكرافت و جرالدين پيج مي‌رود و هر دو بازيگر دلشان به حالش مي‌سوزد. سينما كم‌كم پوست انداخته و شرايطش تغيير مي‌كند و بنكرافت و پيج قرار است ستاره‌هاي دوران جديد باشند. بازيگري، جوايز و حتي محبوبيت برايشان معناي ديگري دارد. 
«عداوت» سريالي رواشناختي درباره رنج و عذاب شهرت است. شهرتي كه همان‌اندازه كه لذت‌بخش است مي‌تواند ترسناك و نابودكننده هم باشد. سوزان ساراندون در نقش بتي ديويس و جسيكا لنگ در نقش جوآن كرافورد بازي‌هاي درخشاني دارند بخصوص جسيكا لنگ كه مدت‌ها بود در فيلم‌هاي متوسط نقش‌آفريني‌هاي متوسط از خودش نشان مي‌داد. كاراكتر جوان كرافورد در هم شكسته فرصت بيشتري هم به لنگ براي عرض اندام مي‌دهد. پيچيده‌ترين و جذاب‌ترين لحظات سريال هم سكانس‌هايي هستند كه دو بازيگر زن روبه‌روي هم قرار مي‌گيرند و عقده‌ها و خشم و نفرت‌شان را در صورت هم پرتاب مي‌كنند. سريالي كه هوشمندانه ساخته شده با طراحي صحنه و كارگرداني شيكي كه برازنده اداي دين به دو ستاره قديمي سينماست. سريال لحظات شوخ‌طبعانه دارد اما وجه تراژدي آن بر لحن گاهي كمدي‌اش مي‌چربد. «عداوت» يك سطح ديگر هم دارد: نمايش‌دهنده جنبش‌هاي زنان در هاليوود كه درنهايت منجر به قدرت كمتر استوديوها شد. البته كه هنوز هم زنان در هاليوود به مطالبات‌شان دست پيدا نمي‌كنند. سخنراني سه سال پيش پاتريشيا آركت كه اسكار بازيگر زن مكمل را براي فيلم «پسربچگي» برده بود و به دستمزد نابرابر زن‌ها اعتراض كرد و با حمايت بازيگران زن روبه‌رو شد نشان مي‌دهد بي‌عدالتي نسبت به بازيگران زن هنوز هم در سينما وجود دارد. فقط ياد گرفته‌اند به جاي اينكه خشم‌شان را روي هم خالي كنند به تهيه‌كننده‌ها و كارگردانان اعتراض كنند و پشت هم بايستند. خالقان اين سريال موفق شده‌اند داستان دعواي دو زن را به سطح بالاتري ببرند و از دل آن حتي تاريخ دوره‌اي از سينما را روايت كنند.
......
اين مطلب قبلا در هفت صبح كار شده است
صوفيا نصرالهي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز