جملات قصار رابرت دنیرو درباره زندگی، سینما، سیاست و چیزهای دیگر

درباره اسكورسيزي: "ما دوست هم هستيم. اما وقتي با هم كار مي كنيم ميشيم بهترين دوستاي هم. من و مارتي يه نوع خاصي از رابطه برقرار كردن رو داريم. اون ذهن خيلي بازي داره و من مي‌تونم به عنوان يه بازيگر بهتون بگم كه اين چقدر مهمه.
7فاز
درباره كمدي عليه درام: "بعضي از مردم ميگن كه درام راحته و كمدي سخت. اين درست نيست. من تو سال‌هاي اخير كمدي‌ زياد بازي كردم و خيلي هم دلچسبه. وقتي شما تو يه درام بازي ميكني تمام روز رو با كوبيدن تو فرق سر يه يارويي با چكش يا هرچيز ديگه‌اي كه تو دستت داري ميگذروني. يا اينكه مجبور ميشي يه گوشه‌ از صورت يه ياروي ديگه رو به نيش بكشي. از يه طرف، تو كمدي مي‌توني فقط يه ساعت سر بيلي كريستال فرياد بكشي و بعدش هم بر‌ي خونه."
درباره متد بازيگري: "لحظه‌اي وجود داره كه يك چيز تو ذهنتون جرقه مي‌زنه و اون خودش ديگه همه كارا رو انجام ميده. اين متد منه. متد همون چيزيه كه در رابطه با شما جواب ميده، تا زماني كه به خودتون يا به اطرافيان‌تون آسيب نرسونيد."
درباره سيب بزرگ (لقب نيويورك): "من پاريس رفتم، لندن رفتم، رم رفتم. اما هميشه ميگم كه هيچ جا مثل نيويورك نميشه. نيويورك هيجان‌انگيزترين شهر دنياس. همينه كه هست. كاريش هم نميشه كرد."
درباره تاثيرگذارترين فيلم: "Can-Can، فيلمي با بازي فرانك سيناترا و شرلي مك‌لين. نوعي درخشندگي تو اين فيلم وجود داره. يادمه كه از تماشاي اين فيلم تو سينما برگشته بودم و به يكي از دوستام گفتم كه مي‌خوام بازيگر بشم. بعدها درباره اين موضوع به شرلي‌ام گفتم. اما نه، هيچ‌وقت پيش فرانك ازش چيزي نگفتم."
درباره شاعر عمر: "شكسپير عاليه. اما من ترجيح ميدم كه در موقعيت‌هاي مشابه معاصر هم همون مشكلات اون زمان رو داشته باشم، اين شكلي مردم  رو راحت‌تر ميشه به مشكلات ربط داد."
درباره انتخاب نقش: "من نقش هاي فرعي رو دوست دارم، چراكه دست آدم براي پيشروي بازتره. كمئوها هم كه ديگه خيلي تاثيرگذارترن."
درباره حريم خصوصي: "من بايد تصميم مي‌گرفتم كه مي‌خوام يه بازيگر باشم يا يه صفت/هويت."
درباره بازيگري عليه كارگرداني: "بازيگر اون كسي‌ست كه بايد بلند بشه و شروع به كار كنه. تو گل و لاي غلت بزنه و داخل تله بيفته. در عوض چند روز مرخصي داره. اما شما وقتي كارگردان هستي ديگه زمان استراحتي از صبح تا شب براتون نمي‌مونه."
درباره تاسيس كمپاني فيلمسازي: "فكر ميكنم كه هاليوود يه سيستم كلاسي داره. بازيگرا مثل ساكنين اين كلاس‌ان اما اونا درواقع يه تيمارستان رو اداره مي‌كنن. بايد به كل ساختار استوديوها نگاه كنين. آدم‌هايي هستن كه خب ميشه صداشون كرد كت و شلواري ها. اونا قدرت اوكي دادن براي ساخت يه فيلم رو دارن. اونا مثل والدين آدم مي‌مونن. مي‌گن ما پول داريم اما درعين حال شما بازيگرها رو هم دوست داريم، بدون شما نمي‌تونيم. مي‌دوني من خيلي وقته كه اينجام، من اين كت و شلواري‌ها رو مي‌بينم كه اين تيمارستان/پناهگاه رو اداره مي‌كنن. من فكر كردم كه به خوبي اونا يا شايدم بهتر از اونا مي‌تونم اين كار رو انجام بدم. گفتم بذار امتحان كنم. بخاطر اينه كه كمپاني ترايبكا رو راه انداختم."
درباره از كوره در رفتن: "شما با پيرشدن كمي هم آروم‌تر ميشي. عصبانيت؟ فكر كنم اما هنوز هم تو بعضي موقعيت‌هاي خاص بتونم حسابي عصباني بشم. وقتي كه حس مي‌كنم از من داره سوء استفاده ميشه، يا وقتي كه يه عكاس دوربين‌اش رو مي‌كنه تو صورت من. اين روزا اما سعي مي‌كنم كه زياد واكنش نشون ندم. ياد گرفتم اگر كه يه موقعيتي درحال بدتر و بدتر شدنه بهترين كاري كه ميشه كرد اينه كه صبر كني تا بگذره. چيزا خودشون بلدن چطوري راست و ريس بشن."
درباره اسكورسيزي: "ما دوست هم هستيم. اما وقتي با هم كار مي كنيم ميشيم بهترين دوستاي هم. من و مارتي يه نوع خاصي از رابطه برقرار كردن رو داريم. اون ذهن خيلي بازي داره و من مي‌تونم به عنوان يه بازيگر بهتون بگم كه اين چقدر مهمه. شما تو همكاري با بعضي از كارگردان‌ها ناگهان متوجه ميشين كه سقوط كردين و هيچ‌كاري ديگه نمي‌خواين بكنين، فكر مي‌كنين هر ايده‌اي كه داشته باشين مهم نيست؛ چون قرار نيست كار كنه. اما با مارتي دقيقا برعكس اينه. هرچقدر با ايده‌هاي بيشتري ادامه بدين اون هيجان‌زده‌تر و مشتاق‌تر ميشه. اين چيزيه كه كار شما رو لذت‌بخش مي‌كنه."
درباره بحث هاي سياسي: "جوري كه من مي‌بينم اينه كه هركسي بيشتر حرف مي‌زنه كمتر از همه مي‌دونه."
درباره بازي نكردن در نقش شاهزاده‌هاي سوار بر اسب سفيد: "من از بازي تو اونجور نقش‌ها خوشم مياد. اما مدلي مثل مدل بر باد رفته رو دوست ندارم. كلارك گيبل بازيگر خوبي بود، اما اون هميشه فقط نقش خودش رو بازي مي‌كرد. اين درباره همفري بوگارت هم صدق مي‌كنه، اون هميشه فقط نقش همفري بوگارت رو بازي مي‌كرد. من بازيگرايي مثل والتر هيوستون رو ترجيم مي‌دم، تو گنج‌هاي سيرا مادره. اون يه بازيگر واقعيه. مشكل تو پيدا كردن فيلمنامه مناسبه. اگه يه فيلمنامه درست حسابي وجود داشت منم اونجور نقش‌ها رو بازي مي‌كردم."
درباره توهين‌آميزترين چيز: "هيچ‌چيزي براي من از تماشاي يه بازيگر خودشيفته توهين‌آميزتر نيست."
درباره منتقدان: "من از منتقدا بدم نمياد. بعضي‌وقتا تنها كسايي‌ان كه ميشه بهشون اعتماد كرد. من از طرف اونا در گذشته خوش‌شانسي آوردم، اونا سعي كردن كه حامي من باشن. اما وقتي هم كه حرفاي كثيف مي‌زنن از روي غيظ و غضب اين كارو مي كنن."
درباره زندگي: "هيچ‌چيزي طعنه‌آميزتر و متناقض‌تر از زندگي وجود نداره."
درباره تصورات غلط: "تصورات اشتباه زيادي درباره من وجود داره. مثل اينكه مردم فكر مي‌كنن من آدم ترسناكي‌ام. شايد، نمي‌دونم. اما مي‌دوني، دوطرفه‌اس. منظورم اينه كه منو از يه طرف يه بچه كوچيك هم مي‌تونه بترسونه، تو بعضي موقعيت‌ها."
ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط


















































































گفتگو با جونا هيل

15فروردين1393 1

استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز