گزیده نظرات منتقدان درباره «زنان قرن بیستم» مایك میلز

رولينگ استون- پيتر تراورس: كمتر فيلمي توانسته بدين شكل نبوغ‌آميز، مصنوعات فرهنگي را وارد DNA روايتش كند. ميلز كارگردان به شكل هنرمندانه‌اي در ميان آشوب داستان فيلم خود جابه‌جا مي‌شود، گاهي اوقات از حال به گذشته و آينده مي‌رود.
7فاز:
فيلم استيج- نيك نيومن:
انسان‌گرا عبارتي است كه براي توصيف اين فيلم بر آن تاكيد دارم؛ نه به معناي علاقه ورزيدن به آدم‌ها بلكه كاويدن چيزي كه شخصيت افراد را مي‌سازد. كساني كه دوستشان دارند،  چيزي كه اميدوار نگه‌شان مي‌دارد، چيزهايي كه مالكش هستند، چيزهايي كه تجربه كردند و مهم‌تر از همه شيوه‌اي كه با گذر زمان دارند ذره‌اي در اين فيلم قابل‌پيش‌بيني نيست. اگر مقياس داستاني كه فيلمنامه آن را دربر دارد پس از مدتي به دليل آشناپنداري زياد با محيط حسي محدود پيدا مي‌كند، بطور ناگهاني با پي بردن به اينكه چطور مكان‌هاي نمايش‌داده شده در فيلم، امتدادي از زندگي اين پنج شخصيت را به تصوير مي‌كشند بسط مي‌يابد. حرارت احساسي «زنان قرن بيستم» با فهم چگونگي و چرايي گشوده شدن اين زندگي‌هاي خصوصي، غني‌تر (و بامزه‌تر يا غمگين‌تر، وابسته به شرايط) مي‌شود.
 
گاردين - جوردن هافمن: برخي از كارگردان در مسير خود يك تغيير ناگهاني دارند. اين تغيير چيزي تعريف نشدني است، اما به نقل از پاتر استوارت، وقتي آن را ببينيم تشخيص‌اش مي‎‌دهيم. با اين حال برخي هستند كه مي‌دانند چطور از قدرت آن بهره بجويند و حالا شش سال پس از نمايش جشنواره‌اي «تازه‌كارها»، طراح، كارگردان موزيك ويدئويي و مرد روابط جالب، مايك ميلز يك قدم به پشت دوربين برداشته تا همه‌كاره اثر خود باشد. «زنان قرن بيستم» رودخانه‌اي خروشان از لحظات دلنشين است. يورشي با تمام نيرو به ديد شاعرانه و تصاويري با ساخت استادانه. فيلم موفق مي‌شود به نوعي درباره همه چيز باشد. به علاوه ميلز نشان مي‌دهد كه فيلمسازي غيرحرفه‌اي نيست و به سبك بسيار منحصربفردي رسيده است كه فراتر از همه تلخي و ناگواري‌اش، به شكل اشتها‌برانگيزي تماشايي است.
 
امپايرآنلاين - ويل لارنس: مايك ميلز كارگردان با  جست و جو در گذشته خود براي يافتن بنيان مطالعه‌اي در زندگي يك خانواده بيگانه نيست. او در فيلم قبلي خود، «تازه‌كارها»، پدرش را به خاطر مي‌آورد. اين‌بار به سراغ رابطه پرلطافتي كه با مادرش داشت رفته است و از تمثال او براي كند و كاو در شيوه‌اي كه سه زن، دختري ساده و باهوش به نام جولي (ال فنينگ)،  پانك بيست و چند ساله‌اي به نام ابي (گرتا گرويگ) و مادري به نام دوروتي (انت بنينگ) پسري نوجوان (لوكاس جيد زومن) را بزرگ مي‌كنند استفاده مي‌كند. داستان به شكلي طنين انداز خاطرات است و با وجود تمام همهمه و سردرگمي كه كاراكترهاي اصلي را پريشان خاطر كرده، فيلم در درخششي طلايي رنگ غوطه‌ور است. از طريق جيمي ما درمي‌يابيم كه چه چيز سازنده شخصيت يك مرد در دوران مدرن است و بوسيله تخيلات زندگي زنان فيلم با چالش‌هاي چندگانه‌‌اي آشنا مي‌شويم  كه زنان مدرن با آن‌ها روبه‌رو هستند. گرمي و درخشندگي آغشته به نبوغ فيلم بسان خورشيد كاليفرنيايي در مركز آن بيش از هرچيز جلب توجه مي‌كند.
 
رولينگ استون- پيتر تراورس: كمتر فيلمي توانسته بدين شكل نبوغ‌آميز، مصنوعات فرهنگي را وارد DNA روايتش كند. ميلز كارگردان به شكل هنرمندانه‌اي در ميان آشوب داستان فيلم خود جابه‌جا مي‌شود، گاهي اوقات از حال به گذشته و آينده مي‌رود؛ به شكلي كه شايد در دستان فيلمسازي با حس تشخيص و درك كمتر به اين پختگي نمي‌رسيد. و سپس به بنينگ مي‌رسيم، كه سوار بر امواج زندگي دوروتي در اجرايي خارق‌العاده بدون نتي اشتباه يا طلب حس همدرديِ صرفا در حد يك بازيگر زن خوب، مي‌راند. «زنان قرن بيستم» چيزي كه به وفور در خود دارد حس زنده بودن است، چيزي كه تماشاگر بايد بيش از هرچيز آن را پاس بدارد
ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط
























































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز