سینمای دهه 70 آمریكا به روایت جاناتان كرشنر - بخش ششم: عصر افسانه‌ای تماشای فیلم در سالن‌های سینما

وقتي هاليوود بسياري از مخاطبان سينماي جريان اصلي‌اش را در دهه‌هاي بعد از جنگ جهاني دوم از دست داد، اهميت مطلق و نسبي سينماهاي هنري كه غالبا فيلم‌هاي خارجي جديِ توليد شده‌ در خارج از محدوده‌ي اِعمال مميزي سنتي امريكايي را نمايش مي‌دادند فزوني يافت. تعداد اين سينماها كه در سال‌هاي نخستين بعد از جنگ محدود بود، به حدود 450 سالن سينما در 1960 رسيد.
7فاز: صحبت درباره‌ي نسل من
كلارك كِر مدير دانشگاه كاليفرنيا درباره‌ي دانشجويان كالج دهه‌ي 60 پيش‌بيني‌اي كرد كه در ادامه خلافش ثابت شد: «كارفرمايان، اين نسل را دوست خواهند داشت. اين نسل شكايت چنداني نخواهد كرد. كنترلاش آسان خواهد بود. هيچ طغياني در كار نخواهد بود». اما نسلِ بعد از جنگ – توده‌ي جمعيتي انبوهي كه در بيست سال پُربار اقتصادي بعد از جنگ جهاني دوم ظهور كرد- در ادامه ثابت ‌كرد كه كنترل و اداره‌اش سخت‌تر از آني است كه تصور مي‌شد.
چند سال اول دهه تقريبا منافاتي با انتظارات كِر نداشت. يك فرهنگ جوانِ آراسته، متين و مطابق با سُنت‌هاي معمول امريكايي در تلويزيون، فيلم‌ها و موسيقي پاپ اوايل دهه‌ي 60 منعكس بود. اما نگاهي نزديك‌تر، دو نقطه‌ي تاريك را آشكار مي‌كرد كه در تقابل با سبك زندگي ايده‌آلِ منطبق بر روياي امريكاي پس از جنگ، خبر از يك نارضايتي شوم - هرچند فروخُفته- در آينده مي‌داد: جنگ سرد و جدال براي حقوق مدني. نسل بعد از جنگ در دوران كودكي شاهد معركه‌ي خونين تعدي نژادي در تلويزيون بود؛ اين نسل با تصور امكان نابودي‌ِ لحظه‌اي‌اش بزرگ شد. اين فشارها با ورود به سال‌هاي 1960 بيشتر شد. در سپتامبر 1962 رئيس‌جمهور جان اف. كندي نيروهاي پليس فدرال را به شهر آكسفوردِ ايالت مي‌سي‌سي‌پي فرستاد تا شورش‌هايي را سركوب كند كه به دنبال دستورش براي حمايت از جيمز مِرِديت، اولين دانشجوي سياه‌پوست دانشگاه مي‌سي‌سي‌پي رخ داده بود. در اكتبر، رئيس‌جمهور به ملت شوك‌زده اعلام كرد كه در پاسخ به استقرار موشك‌هاي شوروي در كوبا، كشور همسايه را محاصره‌ي دريايي خواهد كرد. جهان در آستانه‌ي يك جنگ هسته‌اي قرار داشت.
1963 سالي كليدي براي ظهور فرهنگ جديد حاكم بر يك نسل بود. در 28 آگوست، راه‌پيمايي در واشنگتن به بزرگ‌ترين تظاهرات در تاريخ پايتخت تبديل شد و مارتين لوتر كينگ جونيور سخنراني معروف «رويايي دارم» را ايراد كرد. در سپتامبر، اولين‌هاي نسل بعد از جنگ وارد كالج شدند و پيش از آن‌كه اولين ترم تحصيلي‌شان تمام شود رئيس‌جمهور كندي ترور شد. ملتي زخم‌خورده كه مسخ از شوكِ وارده رمقي براي حركت به جلو نداشت، با ورود بيتل‌ها در ماه‌هاي بعد ظاهرا از خواب بيدار شد. بيش از 70 ميليون نفر (تقريبا 40 درصد از كل جمعيت)، اجراي آن‌ها را در شوي تلويزيوني «اِد ساليوان» تماشا كردند. بيتل‌ها در نخستين كنفرانس مطبوعاتي‌شان در امريكا، با مدل موي «ژوليده»‌شان، به پنج سوال درباره‌ي بلندي موي‌شان پاسخ دادند.
در 1964، اغتشاش در كمپ دانشگاه‌ها آغاز شد؛ چشمگيرتر از همه در بركلي، بزرگترين كمپ دانشگاه كاليفرنيا. برخي دانشجويان فعال سياسي كه در تابستان به عنوان داوطلب به فعاليتي پرخطر به طرفداري از جنبش حقوق مدني مشغول شده بودند هنگام بازگشت در كمال شگفتي دريافتند كه دانشگاه نصب جدول‌هاي اطلاعاتي‌اي را كه آن‌ها به طور معمول براي حمايت از جنبش‌ها در حاشيه‌ي كمپ مي‌زدند ممنوع كرده است. برخي دانشجويان براي نشان دادن اعتراض‌شان اين جداول را در وسط كمپ نصب كردند. عملي منجر به «تعليق نامحدود» هشت دانشجو، كه در عوض منجر به تشكيل «جنبش آزادي بيان» شد. در بعدازظهر دوم دسامبر، پس از سخنراني پرشور ماريو ساويو فعال حقوق مدني فارغ‌التحصيل‌نشده، يك‌هزار دانشجو در اسپرول‌هال تجمع كردند. پليس در ساعت 3 بعدازظهر براي تخليه‌ي ساختمان وارد عمل شد. پروسه‌اي 12 ساعته كه منجر به 733 مورد بازداشت شد. بزرگترين بازداشت دست‌جمعي در تاريخ ايالت كاليفرنيا. پاسخ دانشجويان يك اعتصاب سراسري بود. سرانجام هيات علمي دانشگاه از دانشجويان حمايت كرد كه همين در نهايت منجر شد به اصلاح قوانين مربوط به فعاليت‌هاي كلامي و سياسي در دانشگاه، مطابق با خواسته‌هاي جنبش آزادي بيان.
سياست تنها چيزي نبود كه دانشجويان معترض را در دهه‌ي 60 به كمپ دانشگاه‌ها كشاند. «قيم‌مآبي مجازي» مديران دانشگاه‌ها هم مشكل ديگري بود. in loco parentis (موقعيتي به معناي «در جايگاه والدين»)، به مقامات دانشگاه قدرت مي‌داد كه نوع آزادي‌هاي مجاز براي دانشجويان و نوع تنبيهات‌شان در صورت نقض قوانين دانشگاه را تعيين كنند. اين ممنوعيت‌ها بيشترين تاثير را بر روابط اجتماعي گذاشت: اِعمال محدوديت‌هاي سفت و سخت براي ساعات ورود و خروج دانشجويان زن، محدوديت ملاقات‌شان با مردان، و قوانين سختگيرانه‌اي مثل «قانون سه فوت» (الزام هميشگي به رعايت فاصله‌ي سه فوتي دختر و پسر در راهروهايي به عرض چهار فوت) و «قانون سه كتاب» (عرضي كه بايستي هنگام باز ماندن درها رعايت مي‌شد)، براي بهبود كيفيت حضور زنان جوان در كمپ طراحي شد.
آزادي عمل دانشجويان بدون آن كه مجبور باشند به كسي حسابي پس بدهند به تدريج بيشتر و بيشتر شد. اما يك فرهنگ جوانِ ولنگارتر هم نقد‌هاي خودش را داشت. رانلد ريگان در 1966 و در جريان رقابت انتخاباتي براي فرمانداري كاليفرنيا از «اغتشاش در بركلي» به عنوان مضموني كليدي در كمپين تبليغاتي‌اش استفاده كرد. او در سفرهاي انتخاباتي‌اش اعلام كرد كه رهبران جنبش «موسوم به» آزادي بيان بايستي كاملا سركوب، و يك بار براي هميشه از دانشگاه بيرون انداخته مي‌شدند». او در انتخابات پيروزي قاطعي هم به دست آورد.
ريگان از كشمكش سياسي‌اجتماعي گسترده‌تري كه شالوده‌ي مهم آن به تضاد بين نسل‌ها برمي‌گشت نهايت استفاده را كرد؛ و البته جبهه‌گيري‌ها در قبال اين مساله دو طرفه بود. آرتور پن، كارگردان فيلم گفت: «نسل جديد ارزش‌هاي نسل قبل را به كل منكر شده است؛ انكاري كه كاملا قابل دفاع و قابل درك است. پرسشي كه بايد بپرسيم اين است: چطور مي‌خواهيم به زندگي‌مان معنا بخشيم و به چه ارزش‌هايي مي‌خواهيم پايبند باشيم؟» نمود بيروني‌ترش ديويد نيومن و رابرت بنتن (كه بعدها باني و كلايدِ پن را نوشتند) بودند كه با گزارش مفصلِ جذاب و تاثيرگذارشان در مجله‌ي اسكوآير و تعريفي كه از يك «گرايش جديد» ارائه كردند آغازگر بحث و جدلي داغ در اين كشمكش كليدي شدند. اين مقاله‌ي محبوب، تضاد چشمگير بين طلايه‌‌داران تفكر جديد با بقاياي ارزش‌هاي كهنه (و منسوخ‌شده) را مطرح كرد. كنارگذاشته‌شده‌ها، «چهارم ژوئيه»، the Rat Pack، و جان وين بودند؛ و رهبران نمونه‌ايِ اين «گرايش جديد»، بيتل‌ها، هيچكاك و ژان پل بلموندو.
مردم در هر سني بنا بر مقتضيات نسلي كه متعلق به آن بودند مي‌انديشيدند (مخصوصا وقتي اولين‌هاي نسل بعد از جنگ وارد دوران نوجواني شد)، و آن‌ها خيلي خوب از ويژگي‌ها، ارزش‌ها و رفتاري كه به آن‌ها به عنوان اعضاي يك گروه يا گروه ديگر هويت مي‌بخشيد آگاه بودند. يك خصيصه‌ كه نسل دهه‌ي 60 را متمايز مي‌كرد، همان‌طور كه در پانتئون نيومن و بنتن هم به آن اشاره شد، تقديسِ «فرهنگِ فيلم جدي» بود. سال‌هاي دهه‌ي 60 به تعبير فيليپ لوپات، «عصر افسانه‌اي» تماشاي فيلم در سالن‌هاي سينما بود. 1963 تاسيس جشنواره‌ي فيلم نيويورك در لينكلن سنتر را به خود ديد؛ 21 فيلم طي 10 روز در فيل‌هارمونيك‌هال با 2700 صندلي نمايش داده شد. بليط بيشتر نمايش‌ها تماما ‌خريداري شد؛ بيشتر بليط‌به‌دست‌ها كمتر از 25 سال داشتند. مجله‌ي تايم گزارش مفصلي منتشر كرد درباره‌ي «مذهبِ جديدِ فيلم»، با مُريدان پرشور و جواني كه اساتيد خارجي را مي‌پرستيدند. 
وقتي هاليوود بسياري از مخاطبان سينماي جريان اصلي‌اش را در دهه‌هاي بعد از جنگ جهاني دوم از دست داد، اهميت مطلق و نسبي سينماهاي هنري كه غالبا فيلم‌هاي خارجي جديِ توليد شده‌ در خارج از محدوده‌ي اِعمال مميزي سنتي امريكايي را نمايش مي‌دادند فزوني يافت. تعداد اين سينماها كه در سال‌هاي نخستين بعد از جنگ محدود بود، به حدود 450 سالن سينما در 1960 رسيد؛ نيويورك با گستره‌ي وسيع‌ترش به تنهايي 150 سينما داشت و كانون تجارت فيلم هنري بود. در 1959 پنج فيلم مختلف اينگمار برگمان در امريكا اكران شد و در پائيز همان سال موج نوي فرانسه سواحل امريكا را به لرزه درآورد؛ «عشاق» لويي مال، «چهارصد ضربه»‌ي فرانسوا تروفو و «پسرعموها»ي كلود شابرول همزمان در نيويورك‌سيتي نمايش داده شدند. «از نفس‌افتاده‌«ي ژان لوك گدار چندي بعد از راه رسيد. تايم گزارش داد كه 80 درصد طرفداران فيلم خارجي كمتر از 30 سال دارند و جوانان صف مي‌كشند تا آخرين آثار كوروساوا، رئاليسم اجتماعي جوانان خشمگين انگليسي و تمام فيلم‌هاي هنري ايتاليايي – آثار آنتونيوني، فليني و ويسكونتي- را تماشا كنند. «ماجرا»ي آنتونيوني بسيار بحث‌برانگيز بود و بحث و جدل درباره‌ي فيلم‌ها جزئي لاينفك از عصر افسانه‌اي تماشاي فيلم. نه تنها سينما، كه «نوشتن درباره‌ي سينما» هم جدي گرفته مي‌شد. پالين كيل و اندرو ساريس بحث‌هاي ادبي تند و تيزي درباره‌ي تئوري مولف به راه انداختند اما تعداد زيادي از افراد ديگر هم بودند كه بعدا وارد شدند و در اين جدل‌هاي اساسي شركت كردند.
با توجه به آن‌چه كه گفته شد، آنچه در دهه‌ي 60 شكل گرفت فرهنگِ نسلي بود كه هنرش را جدي مي‌گرفت و نوع جبهه‌گيري در فيلم (و موسيقي) مشخصه‌هايي بودند كه از هويت سياسي فرد خبر مي‌دادند.
اردوان شکوهي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط







































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز