یادداشت پویان عسگری درباره «آخرین تانگو در پاریس» برناردو برتولوچی، جین سیبرگ و «فیلم هندی»

«آخرين تانگو در پاريس» در‌ كنار «كلوت» الن جي پاكولا، «راننده تاكسي» مارتين اسكورسيزي و «قمارباز» كارل رايتس، جزو فيلم‌هاي مهم دهه هفتاد محسوب مي‌شود كه روحيه و طبعي توامان «سينماي آمريكا/سينماي اروپا» دارد. منش اروپايي فيلم، شامل روان‌رنجوري مالوف شخصيت‌هاي داستايوسكي در ادبيات و سركوب عاطفه از جنس سينماي روبر برسون است و روش آمريكايي از حضور يك بازيگر متداكتينگ‌ كه روحيه نمايشگري آمريكايي را نمايندگي مي‌كند، به دست مي‌آيد.
7فاز:
«آخرين تانگو در پاريس» برناردو برتولوچي:
بعد از چهل و پنج سال هنوز هم «آخرين تانگو در پاريس» برناردو برتولوچي دچار سوتفاهم افواه گوناگون است. انگار كمتر كسي شاهكار والاي برتولوچي را تماشا كرده و بقيه به جاي صحبت درباره فيلم، براي بحث درباره حواشي آن از خود اشتياق نشان مي‌دهند. انگار هنوز «كره» و صحنه‌هاي متهور جنسي، مانعي هستند براي درك و فهم احساسات خاص و راديكال‌ فيلم. اما «آخرين تانگو در پاريس» همچون تمام آثار «ويرد» تاريخ سينما، تماشاگرش را وارد قلمرويي جادويي مي‌كند. چشم‌انداز فيلم نه مطالعه جنسيت افسارگسيخته، كه پذيرش «بي‌پناهي احساسات» و شكننده بودن عواطف بشري است. يا به عبارت بهتر نمايش «زندان» و زنداني و زندانبان. زندانباني كه از فرط علاقه و جنون، فرد مورد علاقه‌ش را زنداني مي‌كند و زنداني‌اي كه بعد از شور و وجد اوليه، خسته شده و زندانبان‌ش را مي‌كشد. شبيه به موقعيت مركزي داستان «نازنين» داستايوسكي و بلايي كه در آن، مرد بر سر دختر جوان مي‌آورد. و برتولوچي با وام گرفتن از داستان عالي نويسنده شهير روس و عنايت ويژه به جهان عاطفي ملتهب و سبك‌پردازي شده دوره فيلم‌هاي «زندان» روبر برسون فقيد،‌ دنياي بروتال و احساساتي فيلمش را بنا مي‌كند. از طرف ديگر «آخرين تانگو در پاريس» در‌ كنار «كلوت» الن جي پاكولا، «راننده تاكسي» مارتين اسكورسيزي و «قمارباز» كارل رايتس، جزو فيلم‌هاي مهم دهه هفتاد محسوب مي‌شود كه روحيه و طبعي توامان «سينماي آمريكا/سينماي اروپا» دارد. منش اروپايي فيلم، شامل روان‌رنجوري مالوف شخصيت‌هاي داستايوسكي در ادبيات و سركوب عاطفه از جنس سينماي روبر برسون است و روش آمريكايي از حضور يك بازيگر متداكتينگ‌ كه روحيه نمايشگري آمريكايي را نمايندگي مي‌كند، به دست مي‌آيد. انگار قهرمان عملگراي سينماي دهه پنجاه آمريكا،‌ در انفعال و حيرت محض، به دنبال دليل يا نشانه‌اي براي ادامه زندگي مي‌گردد. و اين تلفيق خاص و هنرمندانه خود را در سكانس‌هاي از قبل‌ طراحي شده توسط كارگردان و صحنه‌هاي بداهه اجرا شده - مهم‌ترينش سكانسي است كه براندو ‌سازدهني مي‌زند و خاطره‌اي قديمي تعريف مي‌كند - از سوي بازيگر نشان مي‌دهد. ورود به جهان اسرارآميز «آخرين تانگو در پاريس» كار سختي است. اما وقتي همنشين و محشور جادوي فيلم شديد ديگر رهايي از آن غيرممكن مي‌نمايد. جايي كه تصاوير ويتوريو استورارو مخاطب را هيپنوتيزم مي‌كند و موسيقي (جز وحشي) گاتو باربيه‌ري تيشه به ريشه احساسات تماشاگر مي‌زند. و مارلون براندوي كبير در بهترين بازي كارنامه‌ش، در يكي از راديكال‌ترين تجربيات بازي در تاريخ سينما، بازيگري را به قول خودش، بدل به «شعر» مي‌كند.
 
جين سيبرگ:
از الهام‌بخش‌ترين زنان جهان در دهه شصت ميلادي و زيباترين زن مو كوتاهي كه تاريخ سينما به خود ديده است. از آن‌ها كه هوش از چشمانشان بيرون مي‌زند و غريزه زنانه بي‌تاب درونشان بيش از آنكه سبب رنجش مردها شود، به آزرم و رنج خودشان مي‌انجامد. متولد ايالات متحده و ساكن اروپاي خاص پسند. اتو پرمينجر كشفش كرد اما در فيلم ژان لوك گدار بود كه در نقش دخترك عاشق و خيانت پيشه «از نفس افتاده» درخشيد. اين حس دوگانه را در بهترين بازي كارنامه‌اش و يكي از بهترين و ترسناك‌ترين نقش آفريني‌هاي تاريخ سينما به شكل پيچيده‌اي ارتقا بخشيد؛ «ليليث» رابرت راسن. بهترين ساخته كارگردانش - در كنار «بيلياردباز» - و از بهترين فيلم‌هاي دهه شصت ميلادي. زيباي رنجور در فيلم راسن همان نقشي را بازي كرد كه در زندگي واقعي داشت؛ يك بيمار اسكيزوفرني لذت طلب كه چشمانش تمناي حيات دارد و جسم كوچكش نحيف‌تر از آن كه تاب روح بزرگ و شيطاني‌اش را داشته باشد، مردان و زنان و كودكان را به سوي خود فرا مي‌خواند. علاقه مردان و زنان مختلف به ليليث و آزاري كه هر كدام از اين دلبستگي مي‌برند در زندگي واقعي زيبارو تكرار شد؛ هر كدام به نحوي. جانكاه‌ترينش نزديكي وينسنت بروس (وارن بيتي) - معادل رومن گاري در زندگي واقعي - به او بود و رابطه‌اي كه در آن دم به دم جاي بيمار و پرستار عوض مي‌شد. پايان شاهكار راسن همچون پايان «مسخ» كافكا دست درازي به آن راز بزرگ بود؛ تا كجا مي‌شود خيره به مغاك نگاه كرد؟ مرز بين ذهن خلاق و جنون را چه چيزي مشخص مي‌كند؟ جين سيبرگ پس از يك سقط جنين، دچار فروپاشي عصبي شد و سرانجام سه ماه و يك هفته پس از چهارمين ازدواجش، با مصرف بيش از اندازه قرص‌هاي خواب آور در سن 41 سالگي خودكشي كرد. هنوز كه هنوز است زني زيباتر از او با موي كوتاه در فيلم‌ها ظاهر نشده است.
 
فيلم هندي:
نسبت و آشنايي‌ام با سينماي هند و باليوود، متاسفانه بسيار ناچيز و اندك است. در روزگاري كه جريان انتقادي در سراسر جهان، به دنبال كشف و شناخت «استتيك» فيلم هندي است بايد اين سينما را جدي گرفت و با ديدگاهي باز بجاي تحقير آن به تماشاي آثارش نشست. خيلي اتفاقي و در پيگيري مقدماتي سينماي هند به تماشاي «اي دل مشكله/قلب سخت» كرن جوهر نشستم و نه تنها از آن بدم نيامد كه صادقانه تحت تاثير كليشه‌هاي پر حس و حال فيلم قرار گرفتم. معصوميت و ساده‌باوري خوشايندي در لحن تلخ و شيرين فيلم وجود دارد كه آن را شبيه به كمدي رمانتيك‌هاي دهه نود آمريكايي مي‌كند. اجراي گرم و باسليقه‌اي از كليشه‌ها و قراردادهاي بارها ديده شده كه به شكل ناباورانه‌اي قابل همدلي و همراهي بنظر مي‌رسند. علاوه بر اين مود و لحن صميمي، كاركرد «نامبر»هاي موزيكال هم در دل جهان كمدي رمانتيك اثر، خاص و ويژه است. جايي كه شبيه به اكثر فيلم‌هاي هندي، متن «ترانه»ها بخشي از پيشبرد داستان را به عهده دارند و ريتمي موسيقايي به فيلم مي‌بخشند. موسيقي و خنده و گريه و موقعيت‌هاي تلخ و شيرين همه در خدمت خلق جذابيت. به عبارت بهتر «اي دل مشكله/قلب سخت» ماهيتي «مولتي ژانر» دارد و با بهره‌گيري از انواع ژانرها مخاطب‌ش را سرگرم و احساساتي مي‌كند. همان كاركردي كه يك فيلم «عامه پسند» در هر فرهنگي بايد داشته باشد و ما سال‌ها است در سينماي ايران از آن بي‌بهره هستيم. در ميان نسل جديد فيلمسازي در ايران بايد كسي هم وجود داشته باشد كه با باور و اعتقاد واقعي به «فرهنگ عامه» و كليشه‌هاي‌ش براي تعداد زيادي از تماشاگران فيلم بسازد. در دل سينماي «جريان اصلي» و با ارتقاي سنت‌هاي قديمي و مجهز به زيبايي‌شناسي زمانه. مخاطب ايراني بجاي «سلام بمبئي» مستحق تماشاي «اي دل مشكله/قلب سخت» است.
پويان عسگري
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز