یادداشت مصطفی انصافی درباره‌ی ترانه جدید محسن نامجو

محسن نامجو با انتشار تك‌آهنگ «كورتانيدزه‌ي عشاق چندرنگ» ثابت مي‌كند كه ده سال پس از آغاز فعاليت حرفه‌اي‌اش (از زمان انتشار اولين آلبومش) همچنان در اوج است. آنچه شعر/ ترانه‌ي محسن نامجو را در اثر اخيرش چند مرتبه ارتقا مي‌دهد اين است كه نامجو در اينجا، علاوه بر اين‌كه مضامين تكرارشونده‌ي ادبيات غنايي را به تاريخ معاصر پيوند مي‌زند (شكلي از تلفيقِ مضامين كه سبكِ محبوب اوست)، از مفهوم معشوق/ غارتگر در ادبيات فارسي نيز آشنايي‌زدايي مي‌كند.
7فاز: دل بردي از من به يغما، اي ترك غارتگر من
 
و مهربان باشيد
به آن زني كه مرا كشت
كه اين جنايت زيبا
هميشه خواستني بود...
رضا براهني
 
محسن نامجو با انتشار تك‌آهنگ «كورتانيدزه‌ي عشاق چندرنگ» ثابت مي‌كند كه ده سال پس از آغاز فعاليت حرفه‌اي‌اش (از زمان انتشار اولين آلبومش) همچنان در اوج است. آنچه شعر/ ترانه‌ي محسن نامجو را در اثر اخيرش چند مرتبه ارتقا مي‌دهد اين است كه نامجو در اينجا، علاوه بر اين‌كه مضامين تكرارشونده‌ي ادبيات غنايي را به تاريخ معاصر پيوند مي‌زند (شكلي از تلفيقِ مضامين كه سبكِ محبوب اوست)، از مفهوم معشوق/ غارتگر در ادبيات فارسي نيز آشنايي‌زدايي مي‌كند.
يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي كهن‌الگوي معشوق در غزلِ فارسي جفاكاري و بي‌رحمي و خونريزي و در يك كلام غارتگري است. تشبيه ابروي معشوق به كمان و تشبيه مژگان او به تيري كه از چله‌ي كمان به سمت عاشق روانه مي‌شود، دقيقاً از همين ويژگيِ كهن‌الگوييِ معشوقِ غزلِ فارسي مي‌آيد. دكتر سيروس شميسا در كتاب «انواع ادبي» اين بُعد از معشوق را، كه در قرن هفتم و مقارنِ غزل سعدي رخ مي‌نمايد، «با مباحث جامعه‌شناختي اين عصر، به ويژه هجوم مغول و تركتازي بي‌حد و مرز آنان و در مقابل، ناكامي‌ها و آرزوها و آرمان‌هاي از دست رفته‌ي جامعه‌ي ايراني به طور عام و شاعر بالأخص» درگير مي‌داند. اين‌گونه است كه شاعر/ عاشق نماينده‌ي ملت خود مي‌شود و در فراقِ معشوقِ جفاكار، كه شاخصِ آرزوها و اميدهاي برباد رفته است، مي‌نالد و آنجا كه معشوق از حد زميني فراتر مي‌رود و به موجودي فرازميني و متعالي نزديك مي‌شود شاعر/ عاشق نه‌تنها در مقابل جفا و بي‌رحمي معشوق شكايتي نمي‌كند، بلكه سر تسليم و رضا و ارادت نيز فرو مي‌‌آورد. اين معشوق با همين خصوصيات قرن‌ها و تا كنون شخصيت محوري ادبيات غناييِ فارسي بوده است.
در كورتانيدزه‌ي عشاق چندرنگ هم معشوق (خاتونِ گورجسِ ايالتِ جورجيا) به سياق سابق غارتگر است، سرزمين/ دلي را فتح كرده (فاتحِ گنجه، فاتحِ من) و حالا شاعر/ عاشق از او مي‌خواهد تركمانچاي و گرجستانش را پس بدهد. در اينجا معشوق نه‌تنها همه‌ي ويژگي‌هاي كهن‌الگويي معشوق غزل فارسي را دارد (گورجس (جذاب) است، عشوه‌گر و نقش‌باز است، تك دلبر است)، بلكه قدرت جسماني را هم در حد اعلا دارد. آن آشنايي‌زدايي از معشوق/ غارتگر غزل فارسي كه در ابتداي اين نوشتار به آن اشاره شد دقيقاً در همين جا رخ مي‌نمايد. نامجو در «كورتانيدزه‌ي عشاق چندرنگ» قدرت جسمي را هم، كه همواره عنصري مردانه بوده است، به معشوق مي‌بخشد و خود را خاكسار مي‌كند. اينجا معشوق سخت‌شكن و بالابلند است، قَدَرقدرت است، لِه مي‌كند، به زير مي‌افكند، خاك مي‌كند، فتح مي‌كند، به يك انگشت معشوق را در خزر فرو مي‌برد، در مي‌آورد و باز فرو مي‌برد. او كورتانيدزه است. كورتانيدزه، كشتي‌گيرِ گرجيِ قهرمانِ جهان، استعاره‌اي مي‌شود از معشوقي كه آرزوها و اميدهاي ملتي را غارت كرده. اين درحالي است كه معشوقِ كهن‌الگوييِ غزلِ فارسي خيلي زور داشته باشد با كمانِ ابرويش ناوك مژه‌اي پرتاب كند و دل و دين عاشق را به يغما برد. او كجا و كورتانيدزه كجا؟
كورتانيدزه در مسابقات قهرماني كشتي آزاد جهان دو بار در سال‌هاي 2002 در تهران و 2003 در نيويورك برنده‌ي مدال طلا شده است. هر دو قهرماني او با پيروزي در ديدار فينال مقابل عليرضا حيدري، آزادكار ايراني، بوده است.
مصطفي انصافي
نظرات
احسان سالم شنبه 5 فروردين 1396 از ديروز همه‌ش تو همين افکار بودم راجع به اين کار جديد نامجو. خوب سازگار کرده شعرش رو با سنت‌هاي تغزلي. دستت درست
16 1
پاسخ

سجاد دوشنبه 7 فروردين 1396 عالي بود
georgestanam ra give me back
15 1
پاسخ

ميرحسين شنبه 12 فروردين 1396 انتخاب کورتانيدزه کاملا هوشمندانه و جالب توجه است. با توجه به شرايط ان زمان و محبوبيتي خاصي که حيدري داشت و توان فني و بدني بالاي او و البته شکست هاي پياپي مقابل کوتانيدزه، شايد هيچ کس به مانند کورتانيدزه نماد بر باد دادن اميد و ارزوهاي ورزشي يک ملت نباشد!
14 1
پاسخ

مجيد يكشنبه 20 فروردين 1396 من منتقد نيستم . ادعايي هم تو ادبيات ندارم
اما واقعا به نظرم عالي بود اين کار
6 1
پاسخ

نرگس جمعه 13 مرداد 1396 عالي بود
1 0
پاسخ

ميثم پنجشنبه 13 مهر 1396 عالي بود
محسن نامجو واقعا آدمو شگفت زده ميکنه
ولي من باشناختي که از آهنگهاي قبلي نامجو دارم فکر ميکنم خيلي دنبال هدف خاص يا رسوندن مطلبي خاص به مخاطبش نيست فقط آدمو تو يه فازي ميبره که درهم و خياليه...سخته توضيحش ولش کن
0 2
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط







































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز