گزیده نظرات منتقدان درباره «مهتاب» بری جنكینز

ايندي واير- اريك كوهن: فيلم جنكينز يك تراژدي عميق است كه در سكوت ميان نگاه هاي آني و گذرا روايت مي شود. «مهتاب» تعهد به زندگي در مردي جوان را در طي سه دوره از زندگي او مي كاود، در حالي كه او در جست و جوي جايگاه خود در اين جهان و در زير فشار طبقه اجتماعي و خانواده درهم شكسته اش در حال تقلا است.فيلم هرگز موعظه گر نمي شود و تصويري هيپنوتيزم كننده و حتي كلاستروفوبيك از زندگي سياهان در آمريكا و سردرگمي در پي آن ارائه مي كند.

7فاز:
امپاير- دن جولين: واضح است كه كارگردان «مهتاب»، بري جنكينز اهميت زيادي به تفنگ چخوف نمي دهد. در فيلمي كه داستانش در ميامي مي گذرد و دو كاراكترش دلال مواد مخدر هستند، ما دو مرتبه چشممان به تفنگ ها مي افتد، كه از قرار معلوم پر هستند، اما هيچ كدام هرگز شليك نمي كنند. اگر نمايشنامه نويس روسي، چخوف اين جا بود حتما ميگفت اين گلوله هاي خرج نشده در پيرنگ، زائد هستند، اما با تماشاي دوم فيلم جنكينز هيچ چيز به نظر تماشاگر زائد نمي آيد. در حقيقت فيلم او به جاي دور و درازتري رهسپار مي شود. زيبايي «مهتاب» در اين است كه نه تنها همه چيز در آن منسجم و مرتبط با يك كل است بلكه به نوعي ظاهر چشم نوازي دارد. يك درام بي نقص به شليك اسلحه نيازي ندارد. اين درام مي تواند به همان اندازه با نشان دادن كودكي تنها در حال حمام كردن با آبي كه با اجاق داغ شده تاثيرگذار باشد.

گاردين- بنجامين لي: امسال به طوري خاص به سالي سخت براي گروه هاي اقليت در آمريكا تبديل شد. تشديد رفتارهاي غيرانساني با مردان آفريقايي-آمريكايي از سوي پليس و تحركات خشونت آميز همجنس گراستيزانه باعث بيداري بسياري شد كه دريافتند اين پروسه درنهايت اين گروه را از پا خواهد انداخت و در عوض آن اظهار نظرات مايه پسرفت با سرعتي باور نكردني منتشر مي شوند. با وجود موضوع مركزي پرچالشي كه جنكينز در دست داشته، او هرگز در نظر ندارد ما را در نااميدي مغروق كند. كانون توجه فيلم به شكلي حيرت انگيز غيرمنتظره، زيبايي است كه منجر به نوعي وصلت ماليك گونه ميان موسيقي پر آب و تاب و تصاوير رويايي مي شود. اين خيال بي همتايي است كه از همان ابتدا با ناب بودنش ما را در موقعيت بي تابي قرار مي دهد. يك دستاورد شگفت انگيز.

ورايتي- پيتر دبروج: سياهپوست بودن در آمريكاي امروز به چه معناست؟ اين پرسش كه به تنهايي از حد يك فيلم فراتر مي رود، به عنوان محركه اصلي در «مهتاب» عمل مي كند، فيلمي باورمند به اين كه هويت آفريقايي-آمريكايي بيش از آن پيچيده است كه بشود در سطح كليشه هاي بي دوامي كه امروزه بر پرده هاي نمايش از آن ديده مي شود صحبت كرد و انتظار رسيدن به نتيجه اي درخور را داشت. «مهتاب» كه در سه فصل در طي شانزده سال (در اقتباس از نمايشنامه كوتاه ترل الوين مك كريني، »در مهتاب، پسران سياه آبي به نظر مي رسند«) روايت مي شود، يكي از اولين فيلم هاي مستقل پس از «پسرانگي» است كه نگاهي جدي به بلوغ و تكامل مردي جوان در طي زمان دارد، با اين تفاوت كه جنكينز به رسم سنتي استفاده از بازيگران مختلف براي هر دوره از زندگي پسر، چيرون وفادار مانده است.

ايندي واير- اريك كوهن: فيلم جنكينز يك تراژدي عميق است كه در سكوت ميان نگاه هاي آني و گذرا روايت مي شود. «مهتاب» تعهد به زندگي در مردي جوان را در طي سه دوره از زندگي او مي كاود، در حالي كه او در جست و جوي جايگاه خود در اين جهان و در زير فشار طبقه اجتماعي و خانواده درهم شكسته اش در حال تقلا است. فيلم از فواصل ميان كلمات قدرت مي گيرد و نبردي تمام نشدني است براي يافتن درست ترين آنها. سفر چيرون انباشته از علامت هاي سوال است: در جهان اندام هاي نرينه او چطور مي تواند- يا بايد- با جمع همراه شود؟ جنكينز اين درام را در شبكه اي درهم پيچيده از ارجاعات فرهنگي قرار مي دهد. فيلم هرگز موعظه گر نمي شود و تصويري هيپنوتيزم كننده و حتي كلاستروفوبيك از زندگي سياهان در آمريكا و سردرگمي در پي آن ارائه مي كند.

ويسنا فولادي
نظرات
محمد سه شنبه 17 اسفند 1395 انقد فيلم بد و بي احساس و فاقد فرم (حتي يک جرخش دوربين درست هم نداره با اين که نامزد بهترين فيلمبرداري بود) واقعا تعجب کردم چرا جايزه ي بهترين فيلم رو دادن به اين.
1 3
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز