گزیده نظرات منتقدان درباره «ورود» دنی ویلنو

امپاير- دن جولين: اگر تشنه برداشتي تازه، تاثيرگذار و متفكرانه از يك ژانر قديمي هستيد (چيزي كه قطعا در اين دوره دنباله هاي همسان نيازمند آن هستيم) پس دني ويلنو مرد موردنظر شماست. اين كارگردان فرانسوي-كانادايي سال پيش با »سيكاريو« تكان بي رحمانه اي به جنگ با مواد مخدر داد و قبل از آن درام آدم ربايي را با «زندانيان» زير و رو كرد. ما حالا شاهد تردستي او در ملاقات با بيگانه هاي فضايي هستيم.
7فاز:
امپاير- دن جولين: اگر تشنه برداشتي تازه، تاثيرگذار و متفكرانه از يك ژانر قديمي هستيد (چيزي كه قطعا در اين دوره دنباله هاي همسان نيازمند آن هستيم) پس دني ويلنو مرد موردنظر شماست. اين كارگردان فرانسوي-كانادايي سال پيش با »سيكاريو« تكان بي رحمانه اي به جنگ با مواد مخدر داد و قبل از آن درام آدم ربايي را با «زندانيان» زير و رو كرد. ما حالا شاهد تردستي او در ملاقات با بيگانه هاي فضايي هستيم. «ورود» همان «روزي كه زمين از حركت ايستاد» يا «برخورد نزديك از نوع سوم» ويلنو است. به رسم بهترين علمي-تخيلي ها، فيلم او حامل پيامي درباره وضعيت امروز جهان است؛ بخصوص درباره اهميت ايجاد رابطه.
 
گاردين- پيتر بردشاو: مدتي بود كه منكر قدرت تاثيرگذاري اين نوع فيلم ها مي شدم، دقيق تر بگويم پس از نااميدي هايي كه «ميان ستاره اي» كريستوفر نولان و «ويژه نيمه شب» جف نيكولز به بار آوردند. اما فيلم ويلنو در يك زمان احساساتي و بسيار سرگرم كننده است. او با تغيير كانون تمركز خود به توطئه سياسي و خيانت در ميان مقامات، وزنه اي متعادل كننده براي عزيمت به قلمرو تصاوير و چيزهاي فراطبيعي بوجود مي آورد و همچنين ما را آماده كرده تا با تماشاي فيلم دريابيم كه زبان، زماني كه از درك معمول ما از فرم خطي آن رها باشد شايد حياتي تر از آنچه هركس تا به حال تصور كرده است به كار بشر آيد.
 
كريستين ساينس مونيتور: تا پيش از رسيدن فضايي ها ما اطلاعات مختصري درباره زندگي پژمرده لوئيس (ايمي آدامز) دريافت كرده ايم: مرگ بدون شرح شوهرش و مرگ تنها فرزندش، يك دختر در اثر سرطان. سوگواري او در هماهنگي كامل با رنگ آميزي خاكستري و رنگ رفته فيلم به سر مي برد.. شايد زمين ارزش نجات دادن را داشته باشد اما «ورود» دقيقا بهترين ماجراي ممكن را از آن نمي سازد. تشويش افزاينده و بي تاكيد مدنظر ويلنو شايد تا دقايقي تماشاگر را با خود همراه كند، چراكه ويلنو با كارگرداني فيلمنامه اي از اريك هيزرر وادارتان مي كند كه باور كنيد اگر روزي فضايي ها روي زمين فرود آيند واقعا همين اتفاقات مي افتد. اما خيلي زود معلوم مي شود ويلنو نه تنها كارگرداني فاقد حس شوخ طبعي كه همچنين فاقد صراحت است.
 
ورايتي- اوون گليبرمن: ويلنو فيلم خود را با آگاهي از اين ساخته است كه ما تا كنون به اندازه كافي اين سفر را از سر گذرانده ايم و اينكه تعريف چنين فيلمي از بيگانه ها -دست كم آن دسته كه تلاش دارند يك علمي-تخيلي قابل قبول باشند نه يك دوره خوشي كوتاه و پاپ كورني مثل «روز استقلال»- رويارويي با چيزي خارق العاده، هيپنوتيزم كننده و روي هم رفته بي سابقه است. بيگانه ها آمده اند تا يك اسلحه به بشر پيشنهاد دهند كه در واقع يك اسلحه نيست و راهي تازه براي چينش زمان است. اما چنين چيزي ظاهرا فقط از طريق لوئيس امكان پذير است. همين كل ايده ملاقات آن ها با زمين را كمي غيرقابل هضم مي كند. بيگانه ها شخصيت معلومي ندارند اما چيزهاي آشنايي در آنها ديده مي شود. صدايشان به صداي كشتي «برخورد نزديك» شبيه است. زماني كه اولين بار پاهاي اختاپوس گونه شان را ميبينيم شبيه به بازوهاي فضايي هاي «جنگ دنياها» هستند و هرچه از نزديك تر نگاه مي كنيم به نسخه غول آساي انگشت هاي اي.تي مي مانند. حقيقت اين است كه ويلنو هرچه قدر هم فيلمساز جسوري باشد اما زماني كه پاي اين ماجراها به ميان آيد، تصوير (تخيل) اسپيلبرگ انكارناشدني است؛ گويي هنوز به شكلي سوخت همه چيز را تأمين مي كند.
ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز