یادداشت پویان عسگری درباره «او/خانه» اصغر یوسفی‌نژاد و «شماره 17 سهیلا» محمود غفاری

اولين فيلم اصغر يوسفي‌نژاد «خانه» را به دلايل مختلف بايد جدي گرفت. فيلمي قابل‌اعتنا در سنت «رئاليستي» و جشنواره‌اي پسند سينماي ايران كه برخلاف نمونه‌هاي مشابه به جاي اگزوتيك بودن، كاملا بومي است و از دل يك شكل زيست خاص پديدار شده. مهمترين ويژگي فيلم همين خصلت و خوي بومي است
7فاز:
درباره «او» اصغر يوسفي‌نژاد: اولين فيلم اصغر يوسفي‌نژاد «اِو/خانه» فيلمي قابل‌اعتنا در سنت «رئاليستي» و جشنواره‌اي پسند سينماي ايران است كه برخلاف نمونه‌هاي جعلي و پرمدعاي مشابه به جاي اگزوتيك نمايي، از دل يك فضاي بومي پديدار شده. مهمترين ويژگي فيلم همين خصلت و خوي بومي است. فيلمي كه جهان كوچك اما پر جزئياتش را در شهري ديگر و به زبان آذري بنا مي‌سازد. فيلمي كه از حس طنزي خاص در مواجهه با يك تراژدي، بواسطه زبان و شخصيت‌هاي تازه، بهره مي‌برد و با وجود شباهت‌هاي آشكارش با الگوي گل‌درشت ملودرام ايراني، به دنياي شخصي و محدود خودش دست مي‌يابد. يوسفي‌نژاد تقريبا در زماني واقعي (ريل تايم) كل فيلمش را در كلوزآپ بازيگران مختلف و دوربين روي دست هدفمند برگزار مي‌كند و با رعايت قانون و اصل استتيكي كه در نظر گرفته، لحظه به لحظه بر آمبيانس نسبتا نفسگير فيلم مي‌افزايد. در عين حال «اِو» براي تمام كساني كه مشتاق و پيگير فيلمسازي در ايران هستند كاركردي الهام‌بخش دارد. فيلمي بسيار ارزان كه در شرايطي خاص و با گروهي تازه ساخته شده و خودش را به سينماي ايران تحميل كرده است.
اما در ارزيابي نهايي درباره فيلم هم نبايد اغراق كرد. «اِو» فقط يك فيلم خوب است با امتيازاتي قابل اشاره در سينماي ايران. بزرگترين مشكل فيلم اين است كه اجراي محقر و وسعت ديد محدودش در ترسيم يك ملودرام جنايي، بر روي تم شرارت و خباثت پرده نهايي هم تاثير گذاشته و كيفيتي محدود و حداقلي از روحيه شيطاني ارائه مي‌دهد. و اينكه شخصيت‌ها در «اِو» برده‌ي پلات داستان هستند و فاقد حساسيت‌ها و عواطف انساني. به همين خاطر پيچ پاياني داستان بيشتر از آنكه ناشي از تصميم طبيعي شخصيت‌ها در طول فيلم باشد به اجبار خالق براي‌ غافلگير كردن تماشاگر و رودست زدن به او مي‌ماند. فيلم عالي فيلمي است كه‌ پلات، شخصيت‌ها و تصميمات و احساسات انساني را با هم و در كنار هم پيش مي‌برد. «اِو» در نهايت يك دهن‌كجي ملايم به «يه حبه قند» رضا ميركريمي است يا بعبارت بهتر نقيضي برآمده از ناخودآگاه فيلمساز بر جهان پُر زرق و برق، ايماژهاي رنگارنگ و منش مهربان دختر (نگار جواهريان) فيلم ميركريمي كه به دنياي چرك، تصاوير رنگ‌پريده، و خباثت پنهان‌كارانه‌ي زن فيلم «اِو» بدل شده.
درباره «شماره 17 سهيلا» محمود غفاري: ايده مركزي «شماره 17 سهيلا» در نسبت با سينماي فرتوت و محافظه‌كار و قابل پيش‌بيني «اجتماعي» ايران، بايد جدي گرفته شود. در سينمايي كه حتي مسائل زنان هم با روحيه و منشي مردانه تعريف و روايت مي‌شود، محمود غفاري مسئله‌اي حساس پيرامون يك زن آسيب‌پذير را مطرح مي‌كند. زني چاق كه به دنبال همسر است تا اينگونه بزنگاه «مادر» شدن را پشت سر بگذارد و تنهايي مكررش را به شوق همراهي با همسر و فرزند بدل كند. فيلم با روحيه‌اي متفاوت از ملودرام گل‌درشت ايراني، قصه تراژيك و اندوهناكش را در فضايي‌ نسبتا كميك پيش مي‌برد و او را درگير مسئله زن مي‌كند. مشكل بزرگ فيلم ريتم كند دروني سكانس‌ها است كه بر روي ريتم نهايي اثر تاثير گذاشته و در ميانه سبب ملال تماشاگر مي‌شود. در عين حال بعد از تمام مشقاتي كه زن پشت سر مي‌گذارد و آلامي كه تجربه مي‌كند، تماشاگر انتظار برخوردي مهربان‌تر از سوي خالق با مخلوق رنجورش دارد. اما فيلم در يك «ناپايان» كه يكباره سبب قطع ارتباط تماشاگر با فيلم مي‌شود شخصيت همدلي‌برانگيزش را با اندوه و غصه‌اش تنها مي‌گذارد و سبب بر هم خوردن ارتباط حسي‌ مخاطب با شخصيت دوست داشتني فيلم مي‌شود. در حالت فعلي هم اما «شماره 17 سهيلا» فيلم قابل اعتنايي است و تجربه‌اي تازه در سينماي ايران. فيلمي كه شبيه به آثار سينماي مستقل آمريكا در دو دهه اخير، مواجهه «كول» و بزرگ‌منشانه‌اي با قصه تلخ‌ش دارد و لحن تازه‌اي در نسبت با سينماي ايران اتخاذ مي‌كند. مهمترين ويژگي فيلم و آن چيزي كه به قلب تماشاگر نفوذ مي‌كند اجراي خيلي خوب زهرا داودنژاد در نقش سهيلا است. او با بازي شيرين و دلنشينش موفق مي‌شود عاطفه تماشاگر را بدون آن‌كه رو به ترحم بياورد، نسبت به خود و تنهايي غم‌انگيزش جلب كند. شيريني ذاتي خانواده داودنژاد و تجربه همكاري و زندگي با عليرضا داودنژاد، به زهرا داودنژاد كمك كرده تا به درستي لحن فيلم را درك كند و تصويري امروزي و تازه از «تپل» بامزه و غمگين ارائه دهد. دختري مهربان و همدلي‌ برانگيز كه دلشكستگي‌اش را پشت غرورش پنهان كرده و تجربه تنهايي‌اش از او دختري فهميده و دلبسته زندگي ساخته است. كاش فيلم در دقايق پاياني‌اش كمي زندگي و نشاط بيشتر به اين دختر پررنج ارزاني مي‌داشت.
پويان عسگري
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز